در سالهای اخیر، افزایش بیوقفهی قیمت دارو و هزینههای درمان، زندگی میلیونها کارگر و بازنشسته را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است. این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که سازمان تأمین اجتماعی، بهعنوان نهاد متولی بیمه و درمان کارگران، روزبهروز از انجام تعهدات قانونی خود ناتوانتر میشود و بار سنگین درمان بیش از پیش بر دوش بیمهشدگان میافتد.
افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت معیشتی
بنا بر گزارشهای منابع رسمی و دولتی، هزینههای یک زندگی ساده بیش از سه برابر حداقل مستمری مصوب شورایعالی کار است. در چنین شرایطی، ناتوانی در استفاده از خدمات درمانی و بیمهای، رنج مضاعفی را بر کارگران و خانوادههای آنان تحمیل میکند و سلامت به کالایی دستنیافتنی برای اقشار زحمتکش تبدیل میشود.
تأمین اجتماعی؛ متعلق به کارگران، اما دور از کارگران
سازمان تأمین اجتماعی با دسترنج کارگران بنا شده است؛ نهادی که سرمایهی اصلی آن از محل حق بیمهای تأمین میشود که هر ماه از حقوق کارگران شاغل و بازنشسته کسر شده است. با این حال، امروز کارگران به جای بهرهمندی از درمان رایگان و فراگیر، به استفاده از بیمههای تکمیلی سوق داده میشوند؛ بیمههایی که در آنها حدود ۷۰ درصد هزینهها باید مستقیماً از جیب بیمهشدگان پرداخت شود.
قراردادهای موقت و تضعیف درمان اجتماعی
اگر صندوق تأمین اجتماعی توان ارائهی خدمات درمانی مناسب و رایگان را ندارد، یکی از دلایل اصلی آن گسترش قراردادهای موقت است. این نوع قراردادها با کاهش یا حذف بیمهپردازی کارفرمایان، منابع مالی تأمین اجتماعی را تضعیف کرده و موجب شده سطح خدمات درمان اجتماعی هر روز محدودتر شود.
ضرورت اعتراض و کنش جمعی
برخورداری از بیمهی اجتماعی واقعی بدون مطالبهگری ممکن نیست. بازنشستگان شوش، کرخه و هفتتپه با انتشار بیانیهای چهار مادهای، نسبت به وضعیت دارو و درمان اعتراض کردهاند. این اقدام نشان میدهد که تنها از مسیر اعتراض و کنش جمعی میتوان وضعیت موجود را به چالش کشید.
تجربه نشان داده است که بدون اعتراض سازمانیافته و مطالبهگری جمعی، شرایط دارو و درمان بهبود نخواهد یافت. امید بستن به تصمیمگیران بالا راهگشا نیست؛ تغییر واقعی زمانی رخ میدهد که صدای کارگران و بازنشستگان بهصورت متحد و مستمر شنیده شود و حق درمان بهعنوان یکی از حقوق بنیادین اجتماعی مطالبه گردد.
بیان دیدگاه