بن‌بست گرانی: دو روی یک سکه‌ی غارت!

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| موج جدید گرانی، با افزایش تقریباً روزانه قیمت‌ها و عبور دلار از مرز یکصد و سی هزار تومان، خشم و نگرانی شدیدی نسبت به آینده در میان مردم پدید آورده است. مردم می‌پرسند: این گرانی تا کجا ادامه خواهد یافت؟ تا کی باید هزینه بی‌کفایتی، فساد، غارت منابع کشور و بی‌برنامه‌گی را بر دوش بکشند؟ و در مقابلِ یورش سنگین قیمت‌ها به سفره‌های خالی، وعده‌های توخالی جبران از طریق کالابرگ را بشنوند؟ وعده‌هایی که هیچ‌گاه عملی نشده‌اند.

واقعیت این است که گرانی بر پایه یک بن‌بست همه‌جانبه در سیاست‌های اقتصادی پیش می‌رود. بن‌بست از این قرار است که در چهارچوب نظام کنونی، نه سیاست‌های حمایت‌گرانه پاسخ می‌دهد و نه آزادسازی قیمت‌ها. هر دو، تنها راه‌های متفاوتی برای غارت مردم هستند.

سیاست‌های حمایت‌گرانه، به دلیل فساد مهارناپذیر شبکه‌های توزیع و خصلت رانتی و شبه انحصاری واردات کالاهای اساسیِ مشمول یارانه، عملاً بخش اصلی ارز دولتی تخصیص‌یافته را در شرایط محاصره خارجی، به جیب رانت‌خواران کلان می‌ریزد. جالب آنکه بخشی از اعتراضات امروزی در پوشش حمایت از حق مصرف طبقات پایین، علیه حذف ارز ترجیحی، از سوی همان مافیای شبه انحصاری واردات این کالاها سازمان می‌یابد. رسانه‌هایی چون تسنیم و فارس دلشان برای مصرف‌کننده نسوخته است؛ آنان زیر پوششی ظاهرپسند، منافع کاسبان تحریم و رانت‌خواران اصلی را پیگیری می‌کنند.

در جناح مقابل، کارشناسان مدافع آزادسازی قیمت‌ها و اتاق بازرگانی، از «شوک‌درمانی» به عنوان تنها راه مهار تورم یاد می‌کنند. آنان بهتر از هرکس می‌دانند که در اقتصاد سیاسی کنونی، هیچ سیاست جبرانی واقعی برای مهار پیامدهای وحشتناک شلاق قیمت‌ها بر پیکر دهک‌های پایین درآمدی وجود ندارد و نخواهد داشت. آنان حتی به قیمت «یونجه‌خواری» مردم یا مرگ بیماران جلوی درِ بیمارستان به دلیل ناتوانی از پرداخت قیمت آزاد دارو، از حذف ارز ترجیحی برنج و دارو دفاع می‌کنند.

این سگ‌های فالانژ مدافع شوک ‌درمانی که شبانه‌روز معجزه‌آفرینی بازار آزاد را تبلیغ می‌کنند، هیچ‌کم از باندهای مافیایی رانت‌خوار ندارند که دفاع از موقعیت شبه انحصاری خود را در پشت شعارهای عوام‌فریبانه پنهان می‌کنند. این دو، دو روی یک سکه‌اند: سکه‌ای که نتیجه‌اش گرانیِ کمرشکن است.

راه برون‌رفت، خروج از این دوگانه دروغین است. باید طبقه سیاسی حاکم—از هر دو جناح—برچیده شود و تغییرات اساسی ساختاری در نظام حکومتی پدید آید تا بن‌بست مهار گرانی درهم شکند. پاسخ اصلی به پرسش «گرانی تا کجا؟» روشن است: تا زمانی که اکثریت مردم وارد صحنه نشوند و بساط هر دو جناحِ حامی و سازنده فلاکت کنونی را برنچینند، دلار بالاتر خواهد رفت و نه تنها خوردن جو، که بعدها شاید علف‌خواری نیز نباید دور از ذهن دانسته شود.

بیست و ششم آذرماه هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه