افزایش سرکوب در ایران: نمایش قدرت یا اعتراف به ضعف؟

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| نگاهی به نمودهای اصلی نقض حقوق انسانی در ایران در هفته‌ی اخیر، بازنمایی همان موزائیک رنگارنگ سرکوب است که فعالان حقوق بشر تقریباً همیشه، کم‌وبیش با آن روبه‌رو بوده‌اند؛ فقط امروز دامنه و شدت آن بیشتر شده است. ۵۵ اعدام در ۳۹ زندان در کمتر از یک هفته، صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی، احکام سنگین علیه معلمان و فعالان صنفی، و موج تازه‌ی سرکوب سازمان‌یافته علیه بهائیان و نوکیشان مسیحی، تنها چند نمونه از تنوع سرکوب‌اند. تنوع لایه‌های زیرِ سرکوب و گستره‌ی کنونی آن، نشانه‌ی ناکامی سرکوب‌های قبلی در مهار اعتراضات و نارضایتی‌هاست:

افزایش سرکوب‌ها نشانه‌ی قدرت حاکمیت نیست؛ علامت آن است که حفظ حتی حداقلی از کنترل اجتماعی، بدون گسترش دامنه‌ی سرکوب دیگر ممکن نیست. گسترش فلاکت و تهیدستی، درهم‌آمیختگی بحران‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیط‌زیستی، و تشدید پیامدهای فروپاشی زیرساخت‌های اصلی زندگی، اعتراض و کنشگری علیه وضع موجود را به لایه‌های بیشتری از جامعه کشانده است. زمین زیر پای حاکمیت لرزان‌تر و مشروعیت سیاسی آن فرسوده‌تر شده است؛ حاکمیت به «ساعت صفر» نزدیک می‌شود. در گریز از این چشم‌انداز، فشار امنیتی را روی گروه‌های بیشتری پخش کرده و دامنه‌ی سرکوب را افزایش داده است. اما همین نیاز به گسترش سرکوب، خود یکی از نشانه‌های نزدیک شدن به پایان است. وقتی یک نظام سیاسی، به‌جای پاسخ، فقط «سرکوب» برای خرج کردن دارد، همه‌ی سرکوب‌شدگان را عملاً به هم نزدیک می‌کند. اتحاد و همگرایی مبارزاتی جنبش کارگری، جنبش دادخواهی، جنبش زنان و جنبش‌های اقلیت‌ها، می‌تواند سرکوب را هر روز کم‌اثرتر کند و آخرین دری را که بقای حاکمیت به آن مشروط است، به رویش ببندد.

موجِ هماهنگِ کارگرانِ نفت برای عدالتِ مزدی – عکس و فیلم   

بیان دیدگاه