اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| یورش به شرکتکنندگان در مراسم هفتم زندهیاد خسرو علیکردی در مشهد و بازداشت گروهی از حاضران چند نکته مهم را یادآوری میکند.
اول: نه سازماندهی ناپدیدسازیهای قهری و مرگهای مشکوک برای از سر راه برداشتن مخالفان و دگراندیشان، در جمهوری اسلامی پدیدهای ناشناخته است، نه سرکوب وحشیانهی هر تجمع مدنی و مسالمتآمیز در اعتراض به این روشهای «سر به نیست کردن» آزادیخواهان و کنشگران شجاع. یورش به معترضان به مرگ مشکوک خسرو علیکردی در مشهد یک نمونهی تازه در همین روند است.
دوم : حضور گسترده و شجاعانهی فعالان مدنی و مردم در مراسم هفتم وکیل زندانیان سیاسی، با وجود آگاهی از خطر یورش نیروهای امنیتی، ضربوشتم و بازداشت، نشان میدهد برخلاف تصور دستگاههای امنیتی و مجریان خاموش کردن مقاومت و همبستگی، راه انداختن مرگهای مشکوک نه «وحشت و سکوت»، که «خشم و اعتراض» تولید میکند.
سوم: اگر در پاییز خونین ۷۷، قتلهای زنجیرهای در محاق نماند و حاکمیت مجبور شد مسئولیت کشتارها را به گردن «غدهی سرطانی در وزارت اطلاعات» بیندازد، امروز در عصر شبکههای اجتماعی هیچ فیلترینگی نمیتواند چهرهی حقیقت را برای همیشه پنهان نگه دارد. چهارم: وکلای مبارزی که در شرایط دشوار و نفسگیر سرکوب، کنار زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام میایستند و به خانوادههای آنان یاری میرسانند، قهرمانانِ مردماند و یاد و خاطرهشان فراموش نخواهد شد. تاکنون هر که در این مسیر بر زمین افتاده، کسانی بیشتر بر زمین دادخواهی قامت راست کردهاند و پرچم پیکار با دیکتاتوری را بر دوش کشیدهاند.

بیان دیدگاه