نظام بازنشستگی ایران؛ بمب ساعتیِ زیر پای میلیون‌ها نفر!

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| نظام بازنشستگی ایران یک «بمب ساعتی» است که دیر یا زود منفجر می‌شود. بر اساس آمار کارشناسان، در صندوق بازنشستگی کشوری نسبت پشتیبانی به زیر نیم نفر رسیده است؛ یعنی برای هر دو بازنشسته فقط یک شاغل حق بیمه می‌پردازد، در حالی‌که در یک صندوق سالم این نسبت باید بالای پنج باشد. این سقوط تاریخی یعنی شکاف عمیق میان منابع و مصارف و یکی از دلایل اصلی ناترازی صندوق‌های بازنشستگی است. پاسخ دولت و حاکمیت، زیر نام «اصلاحات پارامتریک»، همان نسخه‌ای است که در همه کشورهای بحران‌زده دیده‌ایم: انداختن بار بحران بر دوش شاغلان و بازنشستگان.

ریشه‌ی اصلی این عدم توازن، بیکاری گسترده و غیرمولد شدن اقتصاد ایران است. سه دهه «اصلاحات خشن نئولیبرالی» در بازار کار، با پاره‌وقت کردن مشاغل، بالا نگه‌داشتن ارتش ذخیره‌ی بیکاران و سرکوب دستمزدها، هم قدرت خرید مزد و مستمری‌بگیران را نابود کرده، هم توان تولیدی اقتصاد را فرسوده، و هم پایه‌ی مالی صندوق‌ها را تضعیف کرده است. هم‌زمان، فساد ساختاری طبقه‌ی سیاسی حاکم و کنترل آن بر بخش بزرگی از اقتصاد، سوداگری و رانت‌خواری را جایگزین تولید صنعتی کرده است؛ غارت منابع جای تولید نشسته است. بر این بستر رانتی، تحریم‌های همه‌جانبه هم مثل یک عامل مضاعف، زمینه‌ی تولید و اشتغال را زده‌اند، بیکاری را گسترش داده‌اند، تورم را بالا برده‌اند و ارزش پول ملی را پایین آورده‌اند.

راه‌حل ریشه‌ای بحران صندوق‌ها روشن است، اما با منطق نظم موجود ناسازگار است: پایان دادن به سیاست‌های ریاضتی، رسیدن به توافقاتی که تحریم‌ها را برچیند، تغییر ریل اقتصاد از رانت و سوداگری به تولید، بالا بردن قدرت خرید اکثریت مردم، و تضمین مشارکت مؤثر نمایندگان واقعی بازنشستگان در تصمیم‌گیری درباره‌ی نحوه‌ی سرمایه‌گذاری و مصرف سرمایه‌ی بین‌النسلی آن‌ها.

چون چنین راهکارهایی در چارچوب نظم کنونی پذیرفتنی نیست، بسته‌ی پیشنهادی رسمی بسیار ساده است: کارگران بیش‌تر کار کنند، دیرتر بازنشسته شوند، به‌عنوان بازنشسته زودتر بمیرند؛ به جای دسترسی به بیمه‌ی کارآمد، به یک بیمه‌ی حداقلی و ارزان قناعت کنند، برای «بیمه‌ی تکمیلی» پول جدا بدهند یا اساساً خوددرمانی کنند. در چنین شرایطی، طرح‌هایی مثل تجمیع صندوق‌های بحران‌زده یا تأمین هزینه‌های صندوق‌های ورشکسته از صندوق‌هایی که هنوز کاملاً غارت نشده‌اند – مثل طرح ادغام صندوق نفت – نه حل بحران، بلکه فقط بازتوزیع بحران است؛ یعنی سرایت دادن کسری و ورشکستگی از یک صندوق به صندوق‌های دیگر. فهم همین وضعیت انفجاری است که بازنشستگان ایران را به یکی از پیشروترین و پیگیرترین گروه‌های مطالبه‌گر در صحنه‌ی اجتماعی امروز تبدیل کرده است.

کانون قدرتی که به نماز باران بند است!

فلاکت اقتصادی و انفجار مطالبات؛ گزارش هفتگی اعتراضات کارگری و معیشتی در ایران

تامین آب تهران؛ در شرایط حاکمیت دیکتاتور، و در شرایط حاکمیت مردمی از مسیرهای یکسانی نمی رود!

بیان دیدگاه