تامین آب تهران؛ در شرایط حاکمیت دیکتاتور، و در شرایط حاکمیت مردمی از مسیرهای یکسانی نمی رود!

بهمن زرّین ||| مسعود پزشکیان که با پُز مقابله با اصولگرایانِ حکومتی سنگ دفاع از مطالباتِ مردم را به سینه می زند، گفت که در صورت عدم بارندگی در ماهِ آذر باید تهران را تخلیه کنیم. تخلیه شهرها و زیستگاهِ آبا و اجدادی، از سوی مردم بومی در حکومت های دیکتاتوری پدیده ی جدیدی نیست. سیل مهاجرتها از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ در دهه ی پنجاه، و پس از به اصطلاح اجرائی کردن اصلاحات ارضی توسط دیکتاتوری پهلوی، جابجائی جمعیتی ی گسترده ای را دامن زد. در آن زمان حاشیه ی شهرهای بزرگ رشد کردند و مردمِ آز خانه و کاشانه ی خود رانده شده را در خود جای دادند.

جنگ بین جمهوری اسلامی و عراق هم، رکوردِ بیشترین جابجائی جمعیتی را پس از سقوط رژیم شاه از آن خود کرد. پس از آن و با سیاست نئولیبرالی که دولتِ سازندگی ی رفسنجانی و دولت های پس از وی دنبال کردند، مهاجرت های زیست محیطی مجددا بالا گرفتند. مردم از روستاها به شهرهای مجاور و از شهرها روانه ی کلان شهرها شدند.

ادامه سیاست های تخریب منابع طبیعی و هدردادن آب، اگرچه حساب های بانکی پیمانکاران و رانت خواران حکومتی، سپاهی و وابسته گان غیرحکومتی ی آنان را پُر و پیمان کرد، امّا تیشه زدن به شاخه ای بود که محیط زیست و منابع آبی بر آن نشسته بودند. آکنون اینجا ایستاده ایم؛ تامین آب یکی از بزرگترین مشکلات مردم سراسرِ کشورمان، و متاثر از آن مردم ساکن شهر تهران شده است.

راه حل چیست؟ انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به تهران؟ چگونه؟ دوباره بازارِ کارِ رانت خواران و پیمانکارانِ حکومتی و وابستگان غیرحکومتی را داغ کنیم؟ چقدر باید انتظار کشید تا پروژه ی انتقال آب به ثمر بنشیند؟ بودجه این پروژه از کجا تامین خواهد شد؟ مشکلِ آبِ مردمِ ساکن در دیگر مناطق جغرافیائی را چگونه حل خواهند کرد؟ …

سوال فراوان است. یافتن راه حل عملی ی مبتنی بر الویت بندی منافع مردم از عهده ی جمهوری اسلامی خارج است. اولا در جمهوری اسلامی عزمی برای برآورده کردن خواست های مردم وجود ندارد. آنها تافته ی جدابافته ای هستند که از پشتِ پنجره ی قصرهای شیشه ای، نگاهِ خود را از جمعیت دهها میلیونیِِ مردم کشورمان می دزدند. دوما اگر با این فرض حرکت کنیم که در همین حکومت بخواهند کاری برای مردم انجام بدهند بایستی کاسه و کوزه ی همه ی اصحابِ غارت و چپاول منابع مادی و طبیعی ی این مردم را بهم بریزند. و این رشته آنقدر سرِ درازی دارد که آنرا پایانی متصور نیست. اصلاحات در این حکومت معنا ندارد.

حکومت های اقتدارگرا و دیکتاتور، و حاکمان و صاحبان سرمایه در همه جای دنیا شبیه هم عمل می کنند. آنها وانمود می کنند راه حل مشکلات در جیب آنهاست. همه ی مشکلات راه حل های پیچیده و خارج از درکِ توده های مردم دارد. و تنها خودشان هستند که می توانند به رتق و فتق امور بپردازند. در حالی که تاریخچه جمهوری اسلامی در پنج دهه گذشته خلاف این تئوری ی آنها را ثابت می کند. آنها راه حل نیستند، آنها خودِ مشکل هستند.

برگردیم به بحران اب در شهر تهران و بحث تامین آب این کلان شهر. به سه شیوه می توان در تامین آب مصرفی تهران عمل کرد. یا باید از تعداد جمعیت تهران کاست، یا آب بیشتری در دسترس ساکنین شهر قرار داد، و یا از هدر رفتِ آب جلوگیری کرد. تمرکز امکانات در پایتخت دلیل ازدحام جمعیت شده است. وجود بازار کارِ بیشتر، تفاوت جمعیتی را بین روز و شب دامن زده است. عدم وجود زیر ساخت برای جمع آوری آب باران و فرسودگی سیستم آبرسانی شهری هدر رفتِ آب را دامن زده است. طرح های غیرکارشناسی و سودمحورانه ی آبرسانی از سدّهای مجاور در کنار عدم بارندگی کار راه به جائی رسانده که آقای خامنه ای، مریدانِ باقی مانده خودش را دعوت به برگزاری دعای باران کرده است.

مردم ما امّا در همه ی قرون نشان داده اند که مردمانِ روزهای سخت هستند. بگذارید یک مثال بزنیم. هرچند به شفافیتِ آمار هم در جمهوری اسلامی شکّ و تردید وارد است، ولی از همین آمارها حرکت می کنیم. می گویند در روز جمعیتی بین دوازده تا هفده میلیون، و در شب بین هشت و نیم تا ده میلیون در تهران زندگی می کنند. آب مصرفی هر شهروند را هم بالای دویست لیتر اعلام می کنند. اگر مبنا را بر جمعیتِ روز، و میانگین را بر پانزده میلیون نفر بگذاریم، آب مورد نیاز مصرفی مردم در روز سه میلیارد لیتر می شود. اگر بخواهیم بیست درصد این آب را از طریق انتقال از خلیج فارس بیاوریم می شود ششصد میلیون لیتر در روز. آیا خیلی دور از ذهن است که این آب را توسط قطارهای باری حامل تانکرهای بزرگ به تهران منتقل کرد؟ آیا نمی توان هزینه ی ساخت تانکرها و سوخت را از حلقوم آستان قدس رضوی بیرون کشید؟ آیا نمی توان الویت بندی را از سوی پروژه های بی خاصیت هسته ای به سمت بازسازی لوله کشی شهری برد؟ آیا نمی توان با تقسیم امکانات زندگی مدرن در اقصی نقاط کشور مهاجرت معکوس از تهران را سازمان داد؟

با حضور موثر و دخالتگر مردم در سرنوشت خودشان همه ی اینها می تواند شدنی باشد و شدنی است. دیکتاتور باید پائین کشیده شود. و این امر بایستی توسط اکثریت بزرگ مردم، که سازندگان زندگی و آینده هستند صورت بگیرد. و مردم ما می توانند در این تصمیم گیری ها شرکت کرده و الویت ها را انتخاب کنند.  

سدّسازی، ضرر و زیان مردم بومی، واکنش مسئولین!

سازمان حفاظت از محیط زیست؛ عاری از اراده، خالی از امکانات!

بیان دیدگاه