اتحاد کارگران انقلابی ایران: بیست و پنج نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است. در ایران، خشونت علیه زنان فقط یک مسئلهی خانوادگی نیست؛ از خانه تا خیابان و زندان ادامه دارد. نگاهی به هفت لایهی اصلی خشونت علیه زنان می تواند تصویر روشن تری ارائه دهد.
لایهی اول: پیوند خشونت حاکمیتی و خشونت علیه زنان
اولین و شاید مهمترین لایه، پیوند خشونت حاکمیتی و خشونت علیه زنان است. تا وقتی خشونتِ سازمانیافته و ساختاری علیه زنان در قانون مدنی و حقوق شهروندی، در آزادی پوشش، در اشتغال و در جایگاه و منزلت اجتماعی، جزو اهرمهای اصلی اعمال قدرت است، چشمانداز کاهش خشونت و مازادهای اجتماعیِ آن وجود نخواهد داشت. گسستن این زنجیر، اصلیترین حلقهی مقاومت جنبش زنان علیه خشونت ساختاری است؛ مقاومتی که از خلال مجموعهای از نبردهای موضعی بر بستر مطالبات واقعی و فوری پیش میرود.
لایهی دوم: نبردهای مطالباتی و ابزارهای حمایتی واقعی
دومین لایهی مقاومت در برابر خشونت علیه زنان، مشارکت مؤثر در همین نبردهای موضعیِ مطالباتی است. قانون حمایتی علیه خشونت خانگی، خانههای امن و پناهگاههای واقعی برای زنان در معرض خشونت، مشاورهی رایگان، خط تلفن اضطراری، حمایت حقوقی، و حذف «حق اولیای دم» در قتلهای ناموسی و زنکشی، برخی از این مطالبات حداقلیاند.
لایهی سوم: روایتگری از پایین و شکستن سکوت
لایهی سوم مبارزه با خشونت علیه زنان، روایتگری و سازماندهی در اعماق جامعه است. مقاومت زنان زمانی میتواند به امکانی مؤثر برای گسترش مطالبهگری تبدیل شود که از سطح کلیگویی دربارهی نابرابریهای جنسی و جنسیتی فراتر برود و به روایت از پایین، به قصهی زندگیهای واقعی برسد. زنکشی در ایران فقط یک «پدیدهی اجتماعی» نیست؛ اسم دارد، چهره دارد، زندگی ناتمام دارد: مهسا، مونا، رومینا، مبینا، میترا… هر کدام یک روایتاند، نه فقط یک پرونده. شنیدن صدای خودِ زنان، دیدن خلاقیت و ابتکار عمل آنها، و حضور زنانِ تودهی اعماق است که تصویرِ تحمیلیِ «قربانیِ خاموش» را پس میزند و مبارزه علیه خشونت را به تغییر واقعی پیوند میزند.
لایهی چهارم: از قربانی تا سازماندهندهی مقاومت
زنان فقط قربانی خشونت نیستند؛ سازماندهندهی مقاومت هم هستند. این سازماندهی چهارمین لایهی مهم مبارزه با خشونت است: از شبکههای زنانه و کمپینهای مجازی، تا نافرمانی مدنی علیه حجاب اجباری، زنان در خط مقدماند. هر جا زنها توانستهاند اتحاد عمل بسازند، خشونت عقب نشسته است.
لایهی پنجم: همبستگی زن، زندگی، آزادی
پنجمین لایهی مبارزه با خشونت، همپیوندی و همبستگیِ مبارزاتی است؛ چیزی که «زن، زندگی، آزادی» تجسم درخشان آن بود. خیزش «زن، زندگی، آزادی» فقط دربارهی روسری نبود؛ دربارهی حق انتخاب، حق حیات و کرامت بود. وقتی زنان در خیابان حجاب اجباری را پس زدند، دیوار ترس فروریخت. مبارزه علیه خشونت، ادامهی همان «نه» بزرگ است؛ نه به کنترل بدن، نه به کنترل زندگی.
لایهی ششم: نقش مردان و پسران در شکستن چرخهی خشونت
مبارزه با خشونت علیه زنان، فقط وظیفهی زنان نیست. همبستگی مردان و پسران در این مبارزه، شرط مهمِ مقابلهی مؤثر با مردسالاری و سلطهجویی بر زنان است. مردی که به نام «غیرت» در برابر خشونت و بیحقیِ زنان سکوت میکند، بخشی از مشکل است، نه بخشی از راهحل. مردان و پسران باید صریح بگویند: نه به غیرتکُشی، نه به توجیه دینی و سنتیِ خشونت. تا وقتی زنان اسیرند، مردان هم آزاد نخواهند بود؛ نه در جامعه و نه در خانواده. روابط اجتماعی در چنین وضعی همچنان زیر فرمان اجبار میماند، نه انتخاب.
لایهی هفتم: خشونت اقتصادی و استقلال مادی زنان
زنِ بدون درآمد مستقل، در برابر خشونت، زندانیِ خانه است. سیاستهای ریاضتی، بیکاری، تبعیض در استخدام و حذف نظاممند زنان از بازار کار، همه شکلهایی از خشونت اقتصادیاند. زنی که برای زنده ماندن به فردِ خشونتگر وابسته است، در عمل حق «نه گفتن» واقعی ندارد. مردی که از نابرابری دستمزد به زیان زنان دفاع میکند و آن را بخشی از ابزارِ سلطهی خود میبیند، در نهایت نمیتواند در برابر تبعیض مُزدی علیه خودش هم مبارزهی موفقی سازمان بدهد.

بیان دیدگاه