جنبش کارگری ایران: نبرد پنهان تشکل‌های مستقل و نهادهای حکومتی

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| برای درک دقیق وضعیت جنبش کارگری ایران، باید جریاناتی را شناخت که در زیر پوست اعتراضات عمل می‌کنند. اعتراض گستردهٔ حدود سه‌هزار کارگر نفت در یازده ی نوامبر و تجمع نیروهای وابسته به «خانهٔ کارگر» در تهران در بیست نوامبر، دو نمونهٔ شاخص و متضاد از این فضای پیچیده هستند.

بخش عمده‌ای از اعتراضات خودجوش و ناپیوسته در ایران، در بستر شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات واقعیِ شکل‌گرفته در سال‌های اخیر سازماندهی می‌شود. این الگو را هم در بخش‌های استراتژیک مانند نفت، گاز و پتروشیمی و هم در میان گروه‌هایی مانند بازنشستگان، معلمان و پرستاران می‌توان مشاهده کرد. با این حال، حکومت این نهادهای شبکه‌ای را به رسمیت نمی‌شناسد و فعالانشان همواره در معرض تهدید، بازداشت و سرکوب امنیتی قرار دارند. هرگونه تلاش برای گسترش سازمان‌دهی مستقل و همگرایی میان این تشکل‌ها، با حساسیت و برخورد شدید امنیتی روبه‌رو می‌شود.

در مقابل، حکومت برای مهار خیزش مطالبات طبقهٔ مزدبگیر، از تشکل‌های شبه‌کارگری وابسته به خود بهره می‌گیرد. این نهادها که در فصل ششم قانون کار ایران به عنوان تشکل‌های مجاز معرفی شده‌اند، عمدتاً شامل «شورای اسلامی کار»، انجمن‌های صنفی و نمایندگان کارگری می‌شوند. خانهٔ کارگر نیز به عنوان تشکل اصلی و مادر شوراهای اسلامی کار عمل می‌کند.

وظایف این نهادها را می‌توان در چند محور اصلی خلاصه کرد:

  • منحرف کردن مسیر اعتراضات کارگری به سمت شکایت‌های بی ثمر در نهادهای قانونی، مانند دیوان عدالت اداری.
  • توجیه و تثبیت دستمزدهای زیر خط فقر از طریق حضور در شورای عالی کار و ادعای نمایندگی از طبقهٔ کارگر.
  • تأیید مجریان سیاست‌های ریاضتی اقتصادی، هرچند با انتقادهای لفظی و صوری از فشارهای معیشتی
  • برگزاری مراسم و گردهمایی‌ها با هدف تبلیغ ایدئولوژی نظام در میان کارگران

تجمع بیست نوامبر وابستگان به خانهٔ کارگر در تهران، نمونه‌ای از همین اعتراضات کنترل‌شده و قانونی است. در سال‌های اخیر، انجمن‌های صنفی نیز فعال‌تر شده‌اند که در بخشی از آن‌ها، نیروهای امنیتی، سپاه و عوامل محور مقاومت نفوذ دارند.

این جریان‌ها می‌کوشند نارضایتی‌های ناشی از سیاست‌های اقتصادی را مصادره کنند. آنها مدعی شده‌اند سازمان‌دهندهٔ اصلی اعتراضات یازده نوامبر کارگران نفت بوده‌اند. در این میان، نمایندگان کارگری با وجود داشتن مجوز قانونی، به دلیل خطر اخراج، عملاً نقش مؤثری ایفا نمی‌کنند. در مجموع، شوراهای اسلامی کار و انجمن‌های صنفی، با برخورداری از حاشیهٔ امنیتی و امکانات سازماندهی، عرصه را بر تشکل‌های مستقل تنگ کرده‌اند.

در چنین شرایطی و با غیاب تشکل‌های مستقل و فشار معیشتی فزاینده، بخشی از کارگران برای پیگیری حداقلی از مطالبات خود، گاهی از شکاف‌ها و رقابت‌های میان تشکل‌های شبه‌کارگری وابسته به جناح‌های مختلف حکومتی استفاده می کنند.

افزایش قدرت نیروهای مستقل جنبش کارگری ایران و گسترش دامنه کنشگری آنان به عوامل متفاوتی گره خورده است. یکی از مهم ترین این عوامل حمایت جهانی هم طبقه ای هایشان در کشورهای دیگر است. گسترش حمایت‌ها از سوی اتحادیه های مستقل کارگری در عرصه جهانی از فعالانی که در معرض اخراج، بازداشت، زندان و فشار بر خانواده‌هایشان قرار دارند، چشم‌انداز امیدبخش‌تری از همبستگی و مقاومت واقعی را ترسیم می‌کند.

بیان دیدگاه