اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| بررسی پیکرهی اصلی اعتراضات مطالباتی، لایههای گوناگونی از مطالبهگری را نشان میدهد:
لایه ی باثبات مطالبه گران که، هر هفته در یکشنبه ها، دوشنبه ها و سه شنبه های اعتراضی مطالبات خود را پیگیری می کنند. بازنشستگان فولادی و معدنی، تامین اجتماعی، مخابرات و اکنون بازنشستگان بانک ها، عملیاتی های معترض جنوب در مراکز و سکوهای نفت در جنوب کشور و نیروهای ارکان ثالث در شمار این گروهها هستند. مضمون اصلی این اعتراضات اقتصادی و معیشتی است.
لایه های دیگری مثل معلمان حق التدریس یا پرستاران در بیمارستان های مختلف یا نانوایان و رانندگان با فواصل بیشتری مطالبات خود را بر همین زمینه صنفی و مرتبط با معیشت پیگیری می کنند.
گروه سوم مالباختگان هستند که در پروژه های مختلف سرمایه گذاری کرده اند، و حواله دار، عضوتعاونی مسکن یا سپرده گذاران مسکن دولتی بوده اند.
گروه چهارم مطالبه گران حوزه محیط زیست هستند که غالبا در اعتراض به نابودی محیط زیست از سوی معادن، قطع درختان، انباشت زباله در حاشیه مراکز مسکونی، و آلودگی هوا و مازوت سوزی دست به اعتراض می زنند.
گروه پنجم که به تدریج وارد حوزه مطالبه گری شده است، خانواده های زندانیان محکوم به اعدام هستند که همراستا با کارزار سه شنبه های نه به اعدام و اعتصاب غذا در زندان ها، با مطالبه لغو اعدام اعتراض می کنند.
اگر چه ارتباطاتی بر اساس پیوندهای واقعی و امتداد آن در شبکه های اجتماعی میان دو لایه پیگیر مطالبه گران خیابانی یعنی بازنشستگان و بخش نفت و گاز و پتروشیمی، به شکل مجزا شکل گرفته است، اما الگوهای مطالبه گری و دانسته های موجود حاکی از آن است که هیچ ارتباطی میان این دو بخش و سایر لایه های مطالبه گر وجود ندارد یا بسیار ضعیف است. همزمانی های اعتراضی در میان این دو بخش با سایر بخش ها تاکنون بیشتر تصادفی بوده است. این در حالی است که تقریبا در میان همه این لایه ها، اهمیت همگرایی و هم افزایی با هدف گسترش دامنه تاثیرگذاری و مقابله با رویکرد امنیتی سازی مطالبه گری از سوی حاکمیت، کم و بیش درک شده است.
در واقع مانع اصلی، فقدان گرایش یا ارادهی همگرایی نیست، نبودِ ابزار سازمانیافته برای ترجمان آن به کنش مشترک است. شرایط ذهنی برای شکل گیری بلوکی مستقل از نمایندگان و بیانگران مطالبات طبقات و لایه های مطالبه گر اعماق جامعه در حدّ ایجاد شالوده مرکزی فراهم است.

بیان دیدگاه