خشکی دریاچه ارومیه و توفانهای نمک موجب مهاجرت مردان و بیکاری زنان روستاهای اطراف، افزایش سرطان، انواع بیماریهای ناشناخته و خشونت شده است.

نسیم سلطان بیگی ||| توفان نمک که شروع میشود ما نمیتوانیم صد متر جلوتر را ببینیم. این جمله را حسن پهلوانی، از اهالی روستای زینتلو میگوید. روستای زینتلو، یکی از روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه است که پیشتر از سه طرف با آب محصور بوده و امروز جای آب را نمک گرفته: چشمهایمان را بههممیزنیم نمک را در آن احساس میکنیم.
شغل اهالی روستای زینتلو، دامداری و کشاورزی بوده که این روزها با خشکشدن دریاچه از رونق افتاده: آب نیست، دولت اشتغالی برای ما تعیین نکرده، دامداری و کشاورزی هم از بین رفته و ما کاری نداریم بکنیم. شغل از بین رفته و مردم دلیلی برای ماندن در روستا ندارند.
آذر علیمحمدی، جامعهشناسی است که رساله دکترایش پژوهشی درباره دریاچه ارومیه بوده است:
مهاجرت زمانی میتواند عملیاتی شود که توان مالی تا حدودی وجود داشته باشد. اما در آن مناطق فقر بهقدری زیاد است که امکان بردن خانواده را ندارند. خانواده در همان شرایط سختی و فقر ساکناند و مردان خانواده در کارخانههای اطراف کارگری میکنند. مهاجرت اتفاق افتاده اما فقر اجازه نمیدهد مهاجرتی که منطقه را خالی از سکنه کند رخ دهد.
یوسف توتاخانه بناب، از اهالی شهرستان بناب میگوید، دو روستای قرهقشلاق و حاجیمصیب شهرستان بناب پیش از خشکشدن دریاچه تخلیه شده بودند اما بیش از هفتاد درصد اهالی روستاهای مجیدآباد، سالارآباد و احمدآباد که در حاشیه شهرستان ملکان بودند بهدلیل کمبود آب مهاجرت کردند:
آنها در مجاورت دریاچه بودند. اگر کاری برای دریاچه نشود، بقیه روستاها هم مانند این روستاها مهاجرت میکنند و مردم با چالشهای جدی مواجه میشوند.
خشکشدن دریاچه ارومیه تنها بهمعنای از دست رفتن بزرگترین پهنه آبی ایران نیست. ندیدن دریاچه و تبدیل شدن آن به برهوت نمک و مرکز تولید گردوخاک، روی روان مردم اثر سوء میگذارد که نه قابل جبران است، نه اندازهگیری میشود. محمد درویش، پژوهشگر و فعال حوزه محیط زیست میگوید: شاخص افسردگی و بیماریهای مختلف افزایش پیدا میکنند و کیفیت منابع آب و خاک در اطراف دریاچه متاثر میشوند. مردم مجبور به مهاجرت میشوند و این مسئله روی استانهای دیگر هم اثرگذار خواهد بود.
نواحی خشکشده دریاچه ارومیه به دو قسمت تقسیم میشود. قسمتهایی که قبلاً خشکشده و رطوبت ندارد و بخشی از دریاچه که میلیونها سال زیر آب بوده و بهتازگی خشکشده است.
ولی رحیمزاده، متخصص آنکولوژی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه میگوید بخشهایی که پیشتر خشک شدند به این دلیل که میتوانند به شکل گردوغبار در هوا پخش شوند، عوارض بیشتری دارند. اما ریسک نواحی تازه خشکشده ناشناخته بودن خطر آنهاست.
هرچه شدت خشکی بیشتر شود، سلامتی بیشتر تهدید میشود:
از سال ۹۸ که بارندگی اتفاق افتاد، بخشهایی از دریاچه زیر آب رفت که حالا خشک شدند. این نواحی تازه خشکشده ممکن است تا ده سال آینده موج جدید بیماری ایجاد نکنند یا کسی متوجه آن نشود. اما این گردوخاک خطرناک است و حتماً دوازده استان را درگیر خواهد کرد.
این روزها صحبت از اجرای طرحهای جدیدی است که رضا حاجی کریم، رئیس هیئتمدیره فدراسیون صنعت آب آنها را محیرالعقول میداند: ما به دنبال طرحهای محیرالعقولی مانند ژئوممبران کردن کف دریاچه ارومیه یا برداشت نمک از دریاچه میرویم. مطمئن باشید نه پنجاه سال دیگر، که ده سال دیگر برای این طرحها به ما میخندند. ما اگر سراغ این طرحها نرویم و به دریاچه به عنوان یک پهنه زیستی نگاه کنیم و حقابهاش را بدهیم، مطمئن باشید ارومیه در همان افق ده تا پانزده ساله که در برنامههای نجاتبخشی بود قابل احیاست.
آب روستاهای اطراف دریاچه ارومیه شور شده است. محمد کوهانی، کارشناس حوزه آب درباره علت این موضوع میگوید: مناطقی در اطراف دریاچه وجود دارند که چندینسال است خشک شدند، آب به آنها نمیرسد و نمکهای آن حالت روان و بدون ساختمان خاکی پیدا کردند و با باد جابهجا میشوند. این مسئله منجر به آسیب به کشاورزی میشود و کیفیت آبهای زیرزمین را هم پایین میآورد. بههمیندلیل روستاهای اطراف دریاچه ارومیه با آب شور مواجه شدند.
لایروبی رودخانهها، جلوگیری از کشتهای پاییزه، جلوگیری و مبارزه با توسعه اراضی کشاورزی و بستن نهرهایی که منتهی به کانالهای آبیاری در فصل غیرزراعی میشوند،اقداماتی است که بهگفته کوهانی میتواند در کوتاهمدت بارش را بهراحتی به دریاچه ارومیه برساند.
بیان دیدگاه