اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| اگر همزمانیهای اعتراضی میان بخشهای مختلفِ مطالبهگران، نشانهٔ قدرت جمعی در کف خیابان است، شکستن این همزمانیها بههنگام بازگشت به وضعیت عادی، ابزار اصلی دستگاه سرکوب برای خنثی کردن ارادهٔ جمعی است. پس از هر موج اعتراض، حکومت با احضار، تهدید و پراکندن فعالان، تلاش میکند رشتههای اتصال میان آنان را بگسلد و تردید را جای پیوند بنشاند.
در برابر این الگو، تجربههای اخیر جنبشهای صنفی و مدنی نشان دادهاند که حمایت بهموقع به اندازه ی حضور خیابانی اهمیت دارد. این حمایت نه در سطح نمادین، بلکه در قالبِ همدلیِ پیگیر و دیدهبانی جمعی معنا پیدا میکند؛ وقتی که گروهی، در لحظهی فشار بر گروه دیگر، صدای آنها را بازتاب دهد و نگذارد سکوت جای همبستگی را بگیرد.
در ماههای اخیر نشانههایی از این شکل تازهٔ پیوند دیده میشود: بیانیههای مشترک صنفی، بازنشر همزمان اطلاعیههای اعتراض در رسانههای کوچک کارگری، معلمان و بازنشستگان، و شکلگیری زبان مشترکی در اعتراضات پراکنده، اما همدرد. اینها شاید در نگاه نخست پدیدههایی ابتدایی به نظر برسند، اما در واقع گامهای نخستِ تبدیل اعتراضات منفرد به حافظهٔ جمعیِ مقاومتاند.
در چنین فرایندی، نقش فردِ قهرمان یا رهبر مرکزی اهمیت کمتری دارد؛ آنچه برجسته میشود، توانِ اتصال تجربهها و روایتهاست. جنبش مطالباتی امروز ایران، بیش از هر زمان دیگر، با این اتصالهای آرام و پیوسته معنا مییابد؛ پیوندهایی که از دل رنج مشترک سر برمیآورند و هنوز نطفهٔ همبستگیهای بزرگتری را در خود میپرورند.

بیان دیدگاه