خبرهای روز ||| حفظ محیط زیست محدود به زمان و مکان مشخصی نیست. مردم بومی و بویژه زنان محلی نیروی اصلی حفاظت از محیط زیست را تشکیل می دهند. مسیری که باید طی شود علیرغم سنگلاخ ها و صخره هایش، سرشار از سرود زندگی، و نمایش همبستگی انسان و طبیعت است. زنان، بویژه زنان مناطق بومی و روستائی، در این مسیر بایستی با تخریب کنندگان محیط زیست چهره به چهره شده، سودپرستان و طبیعت فروشان، را وادار به سرفرود آوردن به اراده ی جمعی خود کنند. رودر روی با تخریب کنندگان، و دست در دست با حافظان طبیعت؛ این آن سمفونی ی است که زنان بومی می نوازند.

نویسنده: مهتا بذرافکن – مهتا بذرافکن، دکترای جامعه شناسی تغییرات و مطالعات آب و جامعه، روستای کوشک قاضی از توابع شهرستان فسا استان فارس
بر اساس گزارشهای منتشرهِ اقلیمی و بویژه سند شکاف سازگاری دو هزار و بیست و چهار، تغییر اقلیم تأثیر عمیقی بر زیستِ زنان در مناطق روستایی دارد. نابرابریهای دیرپا و آسیبپذیریهای موجود هم وضعیت آنها را در مسیر سازگاری پیچیده تر کرده است.
با این حال پژوهشهای زیادی در جهان انجام شده که نشان می دهد این زنان منفعل نیستند؛ آنها به طور فعال به دنبال راههایی برای سازگاری با اثرات تغییر اقلیم بوده و از قضا بسیار موفق عمل کرده اند. هرچند هنوز موانع زیادی برای وجود دارد که مسیر را برای زنان همچنان سخت است.
مواردی مانند دسترسی محدود به منابع طبیعی، نابرابری در دسترسی به اطلاعات و آموزش، کمبود دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، محدودیت در دسترسی به منابع مالی، بی عدالتی در حقوق و دستمزد و اعتبارات بانکی و مالی نهادی، آسیبپذیری بیشتر در برابر تغییر اقلیم به دلیل نقشهای جنسیتی و تقسیم کار اجتماعی از جمله مواردی است که زنان را آسیب پذیرترکرده است.
با این حال مطالعات و معرفی دستاوردهای زنان روستایی در فقیرترین مناطق جهان نشان میدهد که زنان روستایی آماده تغییر جهان به سوی جهانی عادلانه تر هستند.
هرچند بیشتر برنامههای سازگاری با تغییر اقلیم در مناطق روستایی هنوز از رویکردهای «فنی و اقتصادی» پیروی میکنند و به نابرابریهای جنسیتی و اجتماعی بیتوجهاند؛ اما شواهد موجود نشان میدهد که تغییر این نگاه می تواند موج عظیمی از پتانسیل و ظرفیتها را ایجاد کند تا زنان به اتکای صبر، عاطفه و نوآوری اجتماعی به محور تاب آوری اقلیمی تبدیل شوند.
در این مسیر مهم است که به افسانه و چارچوب «زنان بهعنوان آسیبپذیرترین گروه» پایان داده شود. چراکه روایت سازی ها که همواره در رسانه ها از زنان، قربانی می سازد، اعتماد به نفس زنان روستایی را هدف قرار داده و نباید با بازتولید و تکرار این روایتهای سوزناک و ترحم انگیز اعتماد به نفس زنان مخدوش شود.
بهتر است به جای این داستانها، و ادبیات سوزناک زنان قربانی؛ روایتهایی از قدرت، دانش و کنشگری زنان روستایی بزرگنمایی شود که اثبات کرده اند که زنان نهتنها آسیبپذیر نیستند، بلکه حامل دانش محلی، تجربههای سازگاری، و کنش جمعیاند که میتواند سیاستهای اقلیمی را انسانیتر و عادلانهتر کند.
هم اکنون در بسیاری از نقاط جهان -از جمله ایران- خشکسالی مهمترین اثرات اقلیمی را بر زنان دارد و از این رو ضروری است که مباحث هیدروسوشیال و جنسیت، رابطهی میان آب، قدرت و جنسیت بهعنوان پدیدهای اجتماعی بررسی شود. زنان در دنیا فقط هفت درصد مالکیت بهره برداری از منابع آب را دارند. کنترل منابع آبی نه فقط مسئلهای فنی بلکه بازتابی از ساختارهای نابرابر قدرت است. با پرداختن به این روایت ها می توان حقوق زنان در آب را به جریان اصلی مطالبات پیوند داد. نکته ی مهم این است که وقتی از حقوق زنان در آب بحث میشود، منظور فقط زنان شاغل در بدنه نهادهای آب نبوده، و آنها فقط بخشی از این بحث هستند.
در نهایت باید به بازتعریف سیاستهای اقلیمی برای مقابله با بحران اقلیم روی آورد. سیاستها فراتر از جنسیت، عدالت، و قدرت؛ باید به سمت مدلهای همزیستی و همکاری محلی با مشارکت همه مردم حرکت نمایند.
شواهد متعدد نشان میدهد که نوآوری های اجتماعی در کنارتنوع بخشی به روشهای تامین مالی، مهارت آموزی و تبادل دانش و اطلاعات می تواند زنان را پیشرو در حفاظت از خود، خانواده و محیط زیست نموده و لازم است که مهر همیشه قربانی -تولیدیِ رسانه ها- از پیشانی زنان روستایی پاک گردد.
هجوم به معادن و منابع طبیعی را در دستورِ کار خود قرار داده اند!
بیان دیدگاه