مهرآفاق مقیمی ||| ترک کار، خانهنشینی و مهاجرت بسیاری از پرستاران، به قدری عمومیّت یافته که رئیس خانهِ پرستار خوزستان هم در سخنان اخیر خود مورد تاکید قرار داده است. او همچنین گفته: از زمان اجرای طرح خودگردانی بیمارستانها، بهخاطر تناسب نداشتن تورم با تعرفههای بیمه، بیمارستانها با کسری بودجه روبهرو شدهاند، بیمهها هم پول را بهموقع نمیدهند، و فشار اصلی میافتد روی دوش پرستارانی که کمترین حقوق را میگیرند و در سختترین شرایط کار میکنند.
خالد بیت سعید در راستای سیاست عمومی خانه پرستار، دستمزد ناچیز پرستاران و سختی شرایط کار آنان را یادآوری می کند. اما این یادآوری ها تاکنون هیچ کمکی به کاهش فشار و سختی کار پرستاران نکرده و اساسا در خدمت رقابت های جناح های حاکمیت برای کسب موقعیت فرادست در نهادهای مدیریتی و اجرایی است. بعلاوه قرار است با بیان بخشی از حقیقت، بخش مهم تر آن، یعنی ضرورت تشکّل مستقل پرستاران و اتحاد مطالباتی به عنوان اصلی ترین اهرم استیفایِ حق پرستاران از کانون توجه خارج شود.
آنچه بی پاسخ می ماند این است که اگر بیمه گران پول را پرداخت نکرده اند، پس چطور حقوق مدیر بیمارستان، تعرفه پزشک و هزینههای اداری به موقع پرداخت شده است؟ چطور برای همه پول هست، اما برای پرستار باید صبر کرد تا بیمه لطف کند؟
حقوق پرستار به تعویق می افتد برای این که همه می دانند پرستاران ایران صدای مستقلی که بتواند از حقوق شان دفاع کند ندارند و خانه پرستار هم ابزار انتقال نارضایتی پرستاران به دولت است، نه ارگان اتحاد مستقل پرستاران برای دفاع از حقوق و مطالبات شان.
تورم، بیعدالتی ساختاری، و نبود صدای مستقل، با دعوت پرستاران ناراضی به صبر و امیدواری، واسطه گری نارضایتی های پرستاران با هدف انزوای حامیان ایجاد تشکل مستقل پرستاری و توجیه گری وعده درمانی های بی ثمر مسئولان درمان نمی شود. تا زمانی که پرستاران نتوانند تشکیلاتی مستقل، آزاد از ساختار اداری و دانشگاهی داشته باشند، هیچ وعدهای به نتیجه نمیرسد.
گسترش فلاکت، جناح های حاکمیت را از وقوع شورش های خودانگیخته به وحشت انداخته است

بیان دیدگاه