اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| آنان که در بیرون مرزها برای ریزش دوباره بمب ها بر سر مردم ایران لحظه شماری می کنند و آنان که در داخل کشور تدارکچی ی هیزمِ تنورِ جنگ هستند، زیر هر بهانه ای که عملکردشان را توجیه کنند، همسویی و هم جهتی شان را نمی توانند پنهان سازند. هم اکنون هر دو گرایش، فعال سازی مکانیسم ماشه را جشن گرفته اند و فلاکت و مُصیبت ناشی از فعال شدن تحریم های سازمان ملل، کمترین جایگاهی برایشان ندارد.
این میان گرایشی که غایتِ سیاسی اش کسب نواله ای ناگزیر در همین نظام در ازای «حفاظت از ساختار سیاسی» حاکم است، شعار «اجماع ملي و نخبگاني» را مطرح می کند. پیام شان ساده است: ما را به بازی بگیرید و نقش و مقام بدهید تا مردم را پشت نظام و سیاست هایش در رویارویی کنونی با غرب بکشیم، وگرنه زمین سوخته خواهید داشت. در صورت پذیرش اجماع مورد نظر، مردم و مخصوصا دهكهاي محروم و متوسط را هم به عنوان «مناديان انسجام و اتحاد» از کیسه ی خلیفه، به ساختار سیاسی حاکم می فروشند.
اما برخلاف تصور بیانگران«اجماع ملي و نخبگاني»، تنها اتّحادی می تواند واقعا از تبدیل ایران به یک سرزمین سوخته جلوگیری کند که همزمان با مخالفت قاطع با متجاوزین خارجی، بر ریشه های فلاکت داخلی و تداوم تحریم ها هم دست بگذارد.
استدلالی که می گوید جز مقاومت در برابر فشارهای خارجی راهی نیست، چون تسلیم فقط گام اول در تجزیه ایران است، نه توضیح می دهد که چرا اتّحاد و انسجام مردم باید بر محور حفظ غنی سازی اورانیوم- که مایه فلاکت و بدبختی مردم است- شکل بگیرد، و نه توضیح می دهد که چرا این اتّحاد باید زیر پرچم نظام ولایت مطلقه فقیه باشد که عامل انهدام و ویرانی کشور است و اکثریتِ مردم آشکارا از آن نفرت دارند.
اتحادِ بزرگِ سراسریِ دهک های پائینی جامعه زمانی موثر است که علیه فشارهای خارجی، دیکتاتوری داخلی و در استقلال کامل از نخبگان طیف های دو سوی تحریم باشد.
رفع موانع همزمانی و همگرایی مبارزاتی اولویت اصلی کنشگران اردوی کار

بیان دیدگاه