در طیف های سیاسی درون و حاشیه حاکمیت دو رویکرد نسبت به فعال شدن مکانیسم ماشه بازتاب یافته است. جناح کاسبان تحریم در کنار حمله به حامیان برجام و جشن گرفتنِ فرو انداختنِ کشور به دامچاله تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، پیامد تحریم های جدید را بسیار ناچیز و جنگ روانی رسانه های غربی تحلیل کردند.
در حالی که بازار، با گرانی و احتکار به استقبال فعال شدن مکانیسم ماشه رفت، طیفی از نیروهای تعامل گرا، بدون بستن درهای گفتگو و مذاکره با آمریکا و اروپا پس از فعال شدن مکانیسم ماشه به طرح شروط و الزامات مذاکرات جدید نظیر تعهد به عدم حمله نظامی به ایران پرداختند.
در حالی که طیفِ کاسبان تحریم و اصولگرایان تندرو دنبال تصویبِ طرحِ خروج از ان.پی.تی در مجلس هستند، دولت پزشکیان بر ادامه همکاری با آژانس تاکید کرده و مذاکره با آمریکا را به لغو تحریم ها مشروط کرده است.
روزنامه های اقتصادی به رسیدن تورم به نقطه جوش، احتکار و گرانی قیمت ها و فروپاشی صنعت اشاره کرده اند.
در خارج از حاکمیت گرایشی که مدافع تجاوز نظامی به ایران است، مانند عوامل جبهه پایداری در داخل کشور، با نوعی لذت سادیستی بر آغاز اجرای مکانیسم ماشه و برجسته سازی پیامدهای آن تاکید کرده است. آنها می دانند که این فعال سازی، بهانه بیشتری برای تجاوز نظامی به ایران به نام حمایت از شرایط اجرای مصوبات شورای امنیت برای آمریکا و اسرائیل فراهم می کند و بازتکرار جنگ را انتظار می کشند.
امّا گرایشی که امروز به خاطر سانسور و سرکوب در رسانه های مجاز، در بزنگاههای مهمی مثل فعال شدن مکانیسم ماشه نمایندگی نمی شود، گرایش اکثریت عظیم مردم ایران است که قربانیان اصلی تشدید تحریم ها، فروپاشی صنعت، تشدید ناترازی ها و خالی تر شدن سفره هایشان و افزایش خطر جنگ هستند. مردم ایران غنی سازی اورانیوم را نمی خواهند. غنی سازی اورانیوم هیچ دردی از دردهایشان نگشوده و تنها بهانه ساخته است تا در تحریمی مرگبار گرفتار آیند. مردم زندگیِ به تاراج رفته خود را می خواهند و برای این کار چاره ای جز اعتراض هر چه گسترده تر و سازمان یافته تر برای نان، آزادی و رهایی اجتماعی ندارند.
هفتم مهرماه هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه