شبکه مافیای زباله در مازندران

بهمن زرّین ||| در مقابلِ حرکت در جهتِ حلِ مشکلِ پسماند و دفع و امحای زباله در مازندران به سدِّ بزرگی به نام مافیای زباله برخورد می کنیم. اصطلاح «مافیای زباله در مازندران» به یک شبکه ی سازمان‌یافته ی غیرشفاف و قدرتمند اقتصادی اطلاق می‌شود که به‌طور عمده در حوزه پیمانکاری دفع و بازیافت پسماند فعالیت دارند. این مافیا یک گروه مشخص و شناسنامه‌دار نیست، بلکه یک ساختار فسادآمیز با نقش‌آفرینان گوناگون است.

پیمانکاران قدرتمند و ذی‌نفوذ، با نفوذ و ارتباطات خاص در شهرداری‌ها و مدیریت‌های محلی، قراردادهای جمع‌آوری، حمل و دفن زباله را در انحصار خود دارند. شبکه‌های تجاری پسماند خشک (طلای کثیف)، بازار سیاه تفکیک را در دست دارند. اینها در مسیر شکل گیری ی تفکیک از مبدأ سنگ اندازی می کنند. افراد دارای نفوذ در ساختار اداری (فساد ساختاری) با ایجاد بستر مناسب برای انعقاد قراردادهای نامناسب، چشم‌پوشی از اجرای تعهدات زیست‌محیطی، و مقاومت در برابر تأمین بودجه پروژه‌های نوین، منافع پیمانکاران و شبکه‌های سودجو را تأمین می‌کنند.

حفظ رطوبت زباله ها، بلعیدن بودجه، و تدام آلودگی ی محیط زیست در نتیجه ی دفن غیربهداشتی زباله ها دم دست ترین حاصلِ کارِ این گروه های مافیائی است.

آسیب های وارده

آلودگی شدید محیط زیست و منابع آب: نشت شیرابه زباله‌ها به رودخانه‌ها، سفره‌های آب های زیرزمینی، خاک و مناطق جنگلی، که تهدیدی جدی برای سلامت عمومی، حیات وحش و اکوسیستم طبیعی استان!

تخریب منابع طبیعی و جنگل‌ها: دفن زباله‌ها در دل جنگل‌های هیرکانی و در حاشیه سواحل دریای خزر که منجر به نابودی زمین‌های کشاورزی و مراتع شده است.

مشکلات بهداشتی و سلامت: انتشار بوی تعفن، افزایش شیوع برخی بیماری‌ها، و آلودگی هوا ناشی از آتش زدن زباله‌ها (مانند آنچه در سایت‌هایی چون انجیلسی بابل و چهاردانگه ساری گزارش شده است).

نقض حقوق شهروندی و بی‌توجهی مسئولان: عدم پیگیری کافی از سوی مقامات استانی برای حل مشکل پسماند و تعویق در راه‌اندازی پروژه‌های جایگزین (مانند کارخانه‌های زباله‌سوز).

حاصل حاکمیت فساد ساختاری و مافیای زباله برای مردم

یک – مقاومت در برابر پروژه‌های نوین (کارخانه‌های زباله‌سوز)

سود در وضعیت موجود: دفن زباله در جنگل‌ها و کوهستان‌ها، با وجود هزینه‌های زیست‌محیطی و بهداشتی، کم‌هزینه‌ترین راه برای شهرداری‌ها محسوب می‌شود. وجود یک سیستم مدیریت پسماند صحیح (مانند نیروگاه‌های زباله‌سوز که نیاز به سرمایه‌گذاری هنگفت دارند) منافع اقتصادی گروه‌هایی که از روش‌های سنتی سود می‌برند را به خطر می‌اندازد.

تأخیرهای طولانی و عدم تکمیل: چندین پروژه حیاتی مانند نیروگاه زباله‌سوز ساری و نوشهر با تأخیرهای چندین ساله مواجه بوده‌اند. این تأخیرها علاوه بر مشکلات مدیریتی و تأمین مالی، در برخی موارد به فشارهای مافیایی برای عدم تکمیل پروژه‌هایی که می‌تواند به سلطه این شبکه‌ها پایان دهد، نسبت داده شده است.

دو – بلعیده شدن بودجه تفکیک و بازیافت

عدم تفکیک از مبدأ: با وجود تولید روزانه حدود سه تا چهار هزار تن زباله در مازندران که بخش عمده آن (حدود ۸۰٪) قابل بازیافت یا تبدیل به کمپوست است، سیستم تفکیک از مبدأ به شکل مطلوب در شهرهای استان اجرا نشده است.

انتقال بودجه و پیمانکاری: مافیای زباله بودجه تفکیک پسماند را می‌بلعد. مبالغ کلانی که شهرداری‌ها برای اجرای طرح‌های تفکیک و مدیریت پسماند دریافت می‌کنند، در چرخه پیمانکاری یا قراردادهای نامشخص به نتیجه نمی‌رسند.

بازار سیاه پسماند: وجود بازار سیاه پسماند (زباله خشک با ارزش) که توسط شبکه‌های غیررسمی کنترل می‌شود، مانع بزرگی برای موفقیت طرح‌های رسمی تفکیک است و سود حاصل از «طلای کثیف» به جای بازگشت به سیستم شهری، به جیب این گروه‌ها می‌رود.

سه – ضعف در حکمرانی و فساد قراردادی

قراردادهای نامناسب: قراردادهای منعقد شده برای پروژه‌های پسماند، مانند زباله‌سوزها منافع استان و مردم را تأمین نکرده‌اند.

چالش‌های زیست‌محیطی: دفن زباله در مناطق ممنوعه و حساس زیست‌محیطی که نشان‌دهنده فقدان نظارت ارگان‌های ذی‌ربط و غلبه منافع کوتاه‌مدت بر ملاحظات قانونی و زیست‌محیطی است.

راهکارهای پیشنهادی

کاهش تولید زباله از مبدأ، از طریق آموزش، فرهنگ‌سازی، و اصلاح سبد مصرف خانوارها؛ تفکیک زباله از مبدأ، افزایش مراکز و سامانه‌های بازیافت پسماندهای خشک، تبدیل زباله های تَر به کمپوست و کود آلی، که می شود از آن در کشاورزی استفاده کرد. نیاز به استفاده از فناوری‌های نوین برای امحای پسماند باقیمانده و تولید انرژی در الویت اول قرار دارد. ساماندهی و بهسازی مراکز دفع موجود و ایجاد مراکز جدید اصولی با توجه به ملاحظات زیست محیطی جهت جمع‌آوری و تصفیه شیرابه‌ها برای جلوگیری از آلودگی آب‌های زیرزمینی، خاک و رودخانه‌ها، و همزمان تعطیلی مراکز دفن غیر اصولی، به‌ویژه آن مراکزی که در قلب جنگل‌های هیرکانی یا حاشیه سواحل قرار دارند. تامین اعتبارات و حمایت های مالی، مشارکت واقعی مردم بومی، حق دخالت گری تشکل های مستقل محلی در تصمیم سازی ها، و در حوزه دولتی حضور تشکیلات یکپارچه و پاسخگو برای گذر از دفن سنتی و غیراصولی به سمت مدیریت جامع پسماند ضروری است. بخشی از کارشناسان معتقدند اگر برای چند شهر مرکزی مازندران یک مکان اجرای طرح‌های ساماندهی زباله مشخص شود به مراتب اثربخش‌تر خواهد بود.

نمونه‌های مهم اعتراضات

منطقه چهاردانگه ساری: یکی از مراکز اصلی و پرتنش اعتراضات بوده است. اهالی این منطقه بارها نسبت به دپوی چندین ساله زباله‌های شهر ساری در ارتفاعات و پیامدهای زیست‌محیطی آن اعتراض کرده‌اند.

انجیل سی بابل: دفن زباله در جنگل‌های انجیل سی پس از سال‌ها اعتراض مردمی و پیگیری مراجع قضایی، منجر به حکم قطعی دادگاه برای ممانعت از دفن و تعطیلی سایت شد.

سایت زباله محمودآباد و آمل: اعتراض به دپوی زباله در نزدیکی ساحل محمودآباد و یا نزدیکی سدها و منابع مهم آبی، مانند عمارت آمل نیز از دیگر موارد عمده اعتراضات بوده است.

بحران زباله در مازندران از یک معضل صرفاً زیست‌محیطی فراتر رفته و به یک مسئله اجتماعی و عمومی تبدیل شده است. مردم بومی و تشکل های زیست محیطی مستقل با تجمعّات، شکایات و فشارهای مدنی خواستار توقف دفن غیراصولی و اجرای طرح‌های جامع مدیریت پسماند هستند.

نزدیک به دویست هکتار از جنگل‌های شمال، مثل جواهرده رامسر، چالوس، سوادکوه و نکا، به محل دپوی زباله تبدیل شده اند. محل دپوی زباله‌ها در آمل، بابل، بابلسر، نوشهر، نور و بسیاری از شهرهای این استان از گلوگاه تا رامسر تهدیدی جدی برای عرصه‌های طبیعی محسوب می‌شوند.

بیست و هفت سایت زباله در جنگل‌های مازندران وجود دارد که روزانه هزاران تن زباله وارد این مناطق جنگلی می‌شود. میزان تولید زباله در مازندران روزانه دست‌کم سه هزار تن است که این میزان در روزهای تعطیل و با حضور مسافران و گردشگران به بیش از دو برابر افزایش می‌یابد.

در سالهای اخیر بهره برداری از نیروگاه زباله سوز نوشهر و کارخانه ی کمپوست تنکابن تنها پروژه های بوده اند که به سرانجامی رسیده اند. مورد دیگر ممنوعیت ورود زباله به سایت انجیل سی بابل است. البته که عدم برنامه ریزی منسجم و یکپارچه نه تنها مشکل را حل نکرده، بلکه دُمَلِ چرکی زباله از جای دیگر سرگشود. به اقرارِ رئیس محیط زیست بابل با تعطیلی انجیل سی و بسته شدن سایت زباله در بابلکنار شهرستان بابل در جمع آوری و حمل زباله دچار مشکل جدی است.

در حوزه سرمایه گذاری و بودجه استاندار مازندران مدعی است که صحبت های با سرمایه‌گذاران سوئدی برای مطالعه و رفع چالش پسماند استان صورت گرفته است. وی چالش اصلی را اتمام طرح های نیمه تمامی اعلام کرد که برخی از این طرح ها ده تا پانزده سال است که نیمه کاره رها شده اند.

در پژوهش انجام شده توسط سه تن از دانشگاهیان، با توجه به قوانین سازمان حفاظت محیط زیست ایران، عوامل تاثیرگذار در مکان یابی محل‌های دفن پسماندهای شهری استخراج شد. این معیارها شامل شیب، فاصله از گسل، سیلاب دشت، فاصله از دریا، فاصله از رودخانه‌ها، فاصله از تالاب‌ها و دریاچه‌ها، فاصله از چاه‌های آب شرب، عمق آب زیرزمینی، فاصله از مناطق حفاظت شده محیط زیست، فاصله از مناطق شهری، فاصله از مناطق روستایی، فاصله از مراکز آموزشی و درمانی، فاصله از مراکز تاریخی و باستانی، فاصله از فرودگاه‌های محلی و بین المللی، فاصله از صنایع و دسترسی به جاده‌ها می باشد. با در نظر گرفتن این معیارها تنها دو درصد از مساحت کل استان دارای شرایط بهینه برای دفن بهداشتی زباله می‌باشد .

بیان دیدگاه