بازگشائی مدارس و دانشگاه ها، و عقده های ناگشوده!

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| پائیز با مهر از راه رسید، فصل بازگشائی مدارس! خبرگزاری دولتی از بوی تلخِ مهر و دخترانِ شین آبادی که پس از سیزده سال کماکان درمان نشده اند، گفت. آشپز هم صدایش درآمد!

تلخیِ بوی مهر با سوگ جان باختن سی و چهار دانش آموز در جریان جنگ دوازده روزه سنگین تر می شود. کودکان قربانیانِ بی دفاع جنگ!

اولین روز مهر با هشتاد و هفتمین هفته ی کارزار نه به اعدام همزمان شد. تنها در آخرین ماه تابستان یکصد و هشتاد و شش جان دیگر در پی صدور احکام ضد انسانی اعدام بر دار شدند! پس از این اعدام ها، چندین و چند تن کودک دیگر باید بقیه ی سالهای عمر خود را بدون حضور پدر یا مادر سپری کنند؟ کودکان اولین قربانیان آسیب های اجتماعی!

گرانی لوازم تحریر قصه ی برزبان جاری نشده ی غصه ی خانواده هائی است که بدون این هزینه هم از پَسِ هزینه های جاری بر نمی آیند! تعداد خانواده های گریزان از نگاه پرسشگرِ فرزندان خود هرساله افزایش پیدا کرده است. دیگر سیلی هم نمی تواند صورت را سرخ نگه دارد. فلاکت همه گانی شده است. مشترکانِ دردِ نداری چه بسیار گشته اند!

رشد قارچ گونه مدارس خصوصی، نیمه خصوصی، غیرانتفاعی، غیردولتی، تیزهوشان در کنار مدارس دولتی ی موجود، با هزینه های آشکار و پنهانی که هرکدام از اینها به خانواده ها تحمیل می کنند، عمیق تر شدن شکاف طبقاتی را بخوبی به نمایش گذاشته است. شهریه های میلیونی، هزینه های جانبی، مشارکت در امور مدرسه، کلاس های فوق برنامه، و یا اجبار به خرید کتاب های درسی یا لباس فرم از مراکزی خاص، همه و همه ی اینها، هم حق انتخاب را از خانواده ها گرفته و هم هزینه های زیادی را به آنان تحمیل می کند. نتیجه ی عمیق تر شدن شکاف طبقاتی را در نتیجه کنکور سال جاری می شود دید. رتبه های برتر قبولی متعلق به دانش آموزانی بوده است که خانواده ی آنها توان پرداخت هزینه های گزاف تحصیلی در مدارس خصوصی را داشته اند. خصوصی سازی قربانیان خود را در بین کودکان کارگران و مزد و حقوق بگیران جستجو می کند!

بکارگیری گزینشی، سهمیه ای و بی ضابطه ی معلمان و دبیران توسط آموزش و پرورش، علاوه بر اینکه بوئی از عدالت و قانونمندی ی مردم محور در آن دیده نمی شود، بلکه در درازمدت کیفیت آموزش را هم در مدارس به شدت پائین آورده است. آوار گسترش گزینش رانتی در آموزش و پرورش دولتی بر سر کودکانی خراب می شود که در واقع به دلیل فلاکت اقتصادی تحمیل شده بر والدینشان حقّ انتخاب مرکز آموزشی از آنان سلب شده است. سرکوب هر نوع فعالیت صنفی و مدنی معلمان، جرم انگاری همه ی اشکال سازمان یافته معلمان و فرهنگیان، دستگیری و بازداشت معلمان دلسوز آموزش و نگرانِ آینده دانش آموزان، اخراج و بیکارسازی گسترده ی این فعالین، شیوه ای دائمی برای سرپوش گذاشتن روی فساد ساختاری ناشی از حاکمیت ایدئولوژیک بر شیوه ی آموزش و پرورش کشور و سرکوب هر صدای حقّ طلب، آزادی و عدالت طلبانه در بین فرهنگیان است.

دوم مهر هزار و چهارصد و چهار

گسترش اعتراضات کارگری و جای خالی نهاد همگرایی پایدار

نظرات تعدادی از رفقای چپ در مورد دستاوردهای جنبش انقلابی زن زندگی آزادی در سومین سالگرد این جنبش انقلابی

بیان دیدگاه