
«سمیه همبندی ما در سال ۱۴۰۱ در زندان قرچک بود و هماتاقیمان. از بازداشتیهای زن زندگی آزادی. زن کارگری که زیاد حرف نمیزد، کم غذا میخورد و چشمانتظار روز آزادی بود. با عفو بهمن همان سال بیرون آمد و حالا از پنج ماه پیش بازداشت شده. برای چه؟ برای شعارنویسی؟!
این بار اما چشمهایش بسته است. افتاده روی تخت بیمارستان، میگویند رفته در کما و امیدی به زنده ماندنش نیست.
چه دردی به جان خانوادهاش حتماً نشسته، و آنها که مسبب این وضعیتاند با بیخیالی بر صندلیهایشان سفت تکیه زدهاند.
میخواهی همین متن را برایت به سوئدی هم ترجمه کنم تا بتوانی در شبکههای اجتماعی یا جلسه فردا استفاده کنی»؟
بیان دیدگاه