نظرات تعدادی از رفقای چپ در مورد دستاوردهای جنبش انقلابی زن زندگی آزادی در سومین سالگرد این جنبش انقلابی

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| در سومین سالگرد جنبش انقلابی ژینا سایت اتحاد کارگران انقلابی ایران نظرات تعدادی از رفقای چپ در مورد دستاوردهای این جنبش را جویا شدیم.


اما تو! تو قلبت را بشوی در بی‌غشیِ‌ جامِ بلورِ یک باران،

تا بدانی چه‌گونه آنان بر گورها که زیرِ هرانگشتِ پایشان گشوده بود دهان

 در انفجار بلوغشان رقصیدند،

چه‌گونه بر سنگ‌فرشِ لج، پا کوبیدند

و اشتهای شجاعتِ شان، چه‌گونه

 در ضیافتِ مرگی از پیش آگاه

 کباب گلوله‌ها را داغاداغ

با دندانِ دنده‌هایش بلعید….

قلبت را چون گوشی آماده کن

تا من سرودم را بخوانم:

ـ سرودِ جگرهای نارنج را که چلیده شد

در هوای مرطوبِ زندان…

در هوای سوزانِ شکنجه…

در هوای خفقانیِ دار،

و نام‌های خونین را

نکرد استفراغ

در تبِ دردآلودِ اقرار 

سرودِ فرزندانِ دریا را

که در سواحلِ برخورد به زانو درآمدند بی که به زانو درآیند

و مردند بی که بمیرند.

بلوغ شهر (۲۳) – احمد شاملو


انقلاب ژینا بر بستر مبارزه ی دلیرانه ی زنان

در سومین سالگرد جنبش انقلابی ی زن زندگی آزادی یا جنبش انقلابی ژینا، مروری کوتاه دارم روی دستاوردهای این جنبش، و باید گفت که بزرگترین دستاورد این خیزش انقلابی به چالش کشیدن یکی از اساسی ترین ارکان حکومت ولایت فقیه یعنی زن ستیزی، و مقابله با فاشیزم مذهبی علیه زنان، و پایه ریزی جامعه ای مدنی و سکولار بود.

شاید بتوان گفت که زنان اولین کسانی بودند که فاشیسم مذهبی را، در دشمنی اش با زنان برای برگرداندن آنان به پستوی خانه ها، حجاب اجباری و محدودیت ها در عرصه های اشتغال، تحصیل، ورزش، هنر و بسیاری دیگر از عرصه های اجتماعی را تجربه کردند، و از همان ابتدای انقلابِ پنجاه و هفت با رژیم ولایت فقیه به مبارزه پرداختند.

انقلاب ژینا بر بستر مبارزه ی دلیرانه ی زنان، و بر بستر شورش مردم زحمتکش در سال های 96 و 98 برای مطالبات معیشتی اشان شکل گرفت. و با قدرتی کم نظیر با حمایت و همگرائی گروه های اجتماعی ی دیگر، معلمان، پرستاران، دانشجویان، دانش آموزان مدارس، فعالان محیط زیست، هنرمندان، و بسیاری دیگر به یک جنبش عظیم نافرمانی مدنی برای دموکراسی، برابری و حق زندگی، و در یک کلام یک انقلاب فرهنگی و مدنی مبدّل شد.

رژیم ولایت فقیه وحشت زده از جنبش انقلابی مردم به سرکوب وحشیانه ای دست زد که اعدام های وحشیانه علیه ی جوانان دستگیر شده در این دوره هنوز هم ادامه دارد. ولی با وجود این، در نبردِ علیهِ جنبش انقلابی ی زن زندگی آزادی شکست خورد.

جنبش ژینا با تحمیل آزادی ی پوشش، حق زندگی و پایه ریزی ی یک جامعه ای سکولار و مدرن، با نافرمانی مدنی این عرصه نبرد را قهرمانه پس گرفت و این دستاوردی غیرقابل برگشت است.

از دیگر دستاوردهای جنبش انقلابی ژینا، تاثیر آن بر جهان است. زنان ایران زیر شمشیر حکومت فاشیستی مذهبی توانستند در مبارزه برای آزادی، برابری و حقِّ زندگی پیروز شوند. و قدرت زنان ایران را در جهان به نمایش گذاشته و جهانیان را به تحسین وادار کنند.

در شرایطی که امروز جنبش های راستگرایانه و افراطی جهانی که بطور فزاینده ای دستاوردهای زنان را مورد تهاجم قرار داده اند، جنبش ژینا الهام بخش جنبش های زنانه برای احقاق حقوق خودشان و دستاوردهایشان قرار گرفت و نشان داد با همگرائی و مبارزه می توان با فاشیسم مبارزه کرد.

جنبش انقلابی ژینا هم چنین نشان داد که رفرمیسم مذهبی مثل اصلاح طلبان و سایر آلترناتیوهای ارتجاعی مثل سلطنت طلب ها و رژیم چنجی ها، جائی و وزنی در مبارزات مردم ایران ندارند. و این هم یکی از دستاوردهای مهم جنبش انقلابی ژینا است.


در سه سالگی جنبش ژینا

صادق افروز – جنبش ژینا یا جنبش زن، زندگی، آزادی اعتراضی سراسری در ایران بود که پس از کشته شدن ژینا مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد. زنان ایران  پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ اختیار در نوع پوشش خود را از دست دادند و مجبور به استفاده از روسری شدند. قوانین جمهوری اسلامی اجازه ی استفاده از پوشش اختیاری را از زنان سلب کرد. زنان ایران که به ویژه پس از انقلاب مشروطیت و تماس با دنیای خارج از بندها و قیود کهن خارج می شدند، ناگهان خود را در چنبره ی تارهای عنکبوتی ارتجاعی دینی یافتند که توسط رژیم تازه تاسیس شده بر زندگی آنها پیچیده می شد.

ماه های اول روی کار آمدن، جمهوری اسلامی شاهد تظاهرات زنان بر علیه قوانین جدید ضد زنان بود. ولی رژیم تازه بنیاد با توجه به پشتیبانی گسترده مردم روستاها و حاشیه نشینان و استفاده از شعارهای پوپولیستی ضد امپریالیستی و مستضعف پناهی قادر شد بر این نارضایتی های زنان و تظاهرات آنان فایق آید. اما نارضایتی های زنان هیچگاه خاموش نشد و هر از چندی سر از گوشه ای درآورد. حرکت سمبلیک ویدا موحد و اهتزاز روسریِ از سرگرفته و ایستاده روی سکویی در خیابان، صرف صبحانه بدون حجاب اجباری در یک قهوه خانه در منطقه ای در جنوب شهر تهران توسط دو هنرپیشه تئاتر، و از سر کندن اختیاری روسری در اتوبوسی که به سمت شهرک افسریه می رفت و جنجال گسترده ی متعاقب آن همه جرقه های کوچکی در دل فضای ترس و یاس و ناامیدی در دل تاریکی بودند. جرقه هایی که این امید را می داد که روزی سرانجام این تاریکی به روشنایی مبدل خواهد شد. شورش و تظاهرات های گسترده سراسری در ایران پس از کشته شدن مظلومانه ژینا (مهسا) امینی حاصل عملی شدن این آرزو و تخیل بود.

شعار زن، زندگی، آزادی، که اولین بار در سقز به هنگام خاکسپاری مهسا سر داده شد، وام گرفته از جنبشی بود به همین نام که از کردستان سوریه آغاز شده بود. این شعار حالا از جامعه ساده و تازه شکل گرفته کردستان سوریه که پس از خلاصی از شر دیکتاتوری بشار اسد و مقابله قهرمانانه با داعشی ی ساخته و پرداخته امپریالیسم برای حیاتی نو تلاش می کرد، وام گرفته شد. این شعار در زندگی تازه اش در جامعهِ به شدت طبقاتی ایران که زیر دیکتاتوری دینی و سرمایه داری زجر می کشید به مفهوم و حیاتی تازه دست یافت. این شعار با اجزای سه گانه اش می توانست جنبش آزادی زنان، جنبش مطالباتی کارگران و جنبش همگانی برای رهایی از چنگ استبداد دینی را به هم پیوند بزند. بنابر این به سرعت به شعار اصلی جنبش تبدیل شد.

حکومت مثل همیشه، همچون برخورد با تظاهرات سال های ۹۶ و ۹۸ این بار هم با مشت آهنین به مقابله با مردم پرداخت و جوانان را به خاک و خون کشید.

امروزه در نپال شاهد هستیم که جوانان سرخُورده از حاکمان فاسد پس از قطع سوشیال مدیا به خیابان ها ریختند، ساختمان های دولتی را آتش زدند و موجبات سرنگونی دولت را فراهم کردند. ویدیوها کارمندان دولتی را نشان می دهد که توسط مردم به رودخانه ریخته می شوند. تفاوت دولت نپال با جمهوری اسلامی در این است که این دولت تجربه برخورد خشن و خونین را با تظاهر کنندگان نداشت. جمهوری اسلامی برای روزهای تنش و تظاهرات آماده است. انواع و اقسام نهاد ا و سازمان های سرکوبگر به ویژه پس از سرکوب تظاهرات سال ۱۳۸۸ برای مقابله با تظاهرات های احتمالی آماده هستند. به غیر از گروه های بسیج و سپاه، جمهوری اسلامی از لمپن ها و مزدوران خارجی لبنانی، عراقی و افغانی برای سرکوب تظاهرات ها و شورش ها استفاده می کند. این ها می توانند تفاوت دولت نپال برای سرکوب را توضیح دهند.

به هر حال اگرچه جنبش ژینا نتوانست به ایجاد تغییری در قانون اساسی جمهوری اسلامی در مورد پوشش زنان منجر شود، ولی درعمل جمهوری اسلامی از مقابله با زنان عقب نشینی کرد و امروزه شاهد آن هستیم که زنان بسیاری در خیابان های ایران بدون پوشش اجباری در تردّد هستند و قوانین دولتی را نادیده می گیرند. کسی دیگر به ماموران منفور گشت ارشاد وقعی نمی گذارد و کار به جایی رسیده است که پزشکیان هم تاکید می کند کاری بهشان نداشته باشید و لایحه حجاب و عفاف که بر پوشش اجباری تاکید داشت در انباری مجلس خاک می خورد.

جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی و عدم استقبال اکثریت مردم ایران از تجاوز اسرائيل و محکوم کردن آن  علیرغم نارضایتی های عمیق اجتماعی و سیاسی از نظمی که جمهوری اسلامی در ایران حاکم کرده است هواداران اجرایی کردن قانون  حجاب و عفاف را یک گام دیگر به عقب راند و نشان داد اگر قوانین ارتجاعی دینی از جلوی مردم برداشته شود مردم به عنوان یک ملت توانایی های بیشتری در دفاع از خاک خود را دارند.

جنبش های مطالباتی در ایران بدون وقفه ادامه دارند. تظاهرات بازنشستگان، کارگران واحدهای مختلف تولیدی و خدماتی، و پرستاران برای دریافت دستمزدهای متناسب با رشد تورم و حتی عقب افتاده یک آن از حرکت باز نایستاده اند. اگرچه این جنبش ها گهگاه به حاشیه رانده می شوند ولی دوباره سرباز می کنند. همانگونه که در حین گسترش تظاهرات رانندگان و نانوایان با انفجار بندر عباس و جنگ ۱۲ روزه این جنبش ها موفتا دچار وقفه شدند، ولی به سرعت زندگی و حرکت خود را از سر گرفتند. جنبش ژینا به دلیل گستردگی خود نیز جنبش های مطالباتی را تحت تاثیر خود قرار داد و با فروکش کردنش جنبش های مطالباتی فعالیت خود را از سر گرفتند. اگر بخشی از شعار جنبش ژینا » زندگی» است نمی دانم چرا این جنبش های مطالباتی گسترده نتوانستند با جنبش ژینا همزمان بیامیزند. شاید علیرغم حمل شعار» زندگی» این جنبش در حد همان آزادی پوشش زنان باقی ماند.


جنبش اجتماعی نوین

انقلاب زن زندگی آزادی، که هنوز ادامه دارد، از نظر اجتماعی، تاثیری پایدار و برگشت ناپذیر بر جامعه ایران گذاشته است.

جنبش ژینا، بر پایه جنبش اجتماعی نوینی به پیش رفته و می رود که با تحولات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی عمیقی در دو سه دهه اخیر در کشور، گذار جامعه ما را به جامعه ای مدرن و مدنی و لائیک و سکولار امکان‌پذیر کرده است.

تلاش کارگران و زحمتکشان کشور ما در پیش بردن مبارزه ای پایدار و رزمنده و موثر با تلاش به مبارزه ای مستقل و تا حدود بسیاری متشکل و سازمان یافته در دفاع از حداقل زندگی انسانی و شرافتمندانه خود در دو دهه اخیر،  زمینه موثری برای گسترش مبارزه زنان و جوانان ما برای دستیابی به حقوق دمکراتیک و مدنی فراهم نمود. و می‌تواند در پیوند و همراهی با یکدیگر به تحولات اقتصادی و  سیاسی و اجتماعی اساسی در کشور ما یاری برساند.

جنبش ژینا، اشکال مبارزات نوینی را، بر پایه تحولات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دوره اخیر  و به یاری استفاده از فضای ارتباطی جدید تکنولوژیک، به وجود آورده، که می‌تواند در شکستن استبداد و ستم در جامعه ما یاری برساند.


ایجاد امید به تغییر

نکات زیر بنظرم از مهم‌ترین دستاوردهای جنبش زن زندگی آزادی است.

مبارزه و مقاومت بخصوص در برابر حجاب اجباری و ایجاد امید به تغییر در جامعه

به چالش کشیدن معیارهای حکومتی

به عقب راندن قانون و حکومت از یکی از مهم‌ترین مواضع خود در سرکوب مداوم حقوق زنان بخصوص درمورد حجاب اجباری

تغییر اساسی در جامعه، و آگاهی در سطح جامعه در میان خانواده ها و  بخصوص در میان زنان و جوانان به احقاق حقوق فردی و اجتماعی خود و علیه تبعیض و نابرابری  

به عقب راندن سُنّت در خانواده و جامعه مردسالار و ایجاد سبکِ جدیدی از زندگی  و نهادینه شدن این تغییرات بعنوان بخشی از فرهنگ جامعه

در آخر بنظرم وحدت اقوام مختلف و فراگیری و وسعت سراسری این جنبش یکبار دیگر نشان میدهد که پیروزی بیشتر و کاملتر این جنبش در تدوام و پیوند با سایر جنبش ها در جامعه امکان پذیر میباشد.


جنبش ژینا در دوره ی اوج خود و پس از آن

یکی از ویژه ی گی های غیرقابل انکارِ جنبشِ ژینا این است که پَتِه ی اپوزیسیون راست را روی آب ریخت. اپوزیسیون راست در دوران اوج جنبشِ ژینا با آویزان شدن به طناب دولت های خارجی و با شیوه های گوناگون سعی کرد روی موج جنبش انقلابی مردم سوار شود. در سومین سالگرد این جنبش، بویژه پس از جنگ دوازده روزه شاهد این هستیم که این اپوزیسیون با غلطیدن در دامان دولت اسرائیل منافع خود را با منافع اسرائیل و امریکا پیوند زده است.

جنبش ژینا چه در دوره ی اوج خود و چه پس از آن در دوسال گذشته توانست و توانسته پوسته ها را شکسته و توانائی زنان را به رُخ بکشد. شجاعت و جسارت زنان را به جامعه بازگرداند. تسلّطِ نگاهِ مردسالارانه به زنان در کُلیّت خود چه در جامعه و چه در بین خانواده ها تَرَک برداشته است.

در سومین سالگرد جنبش انقلابی زن زندگی آزادی شاهدیم که این جنبش در اوج خود نیست و حضور فعالانه، جمعی و اعتراضی زنان در خیابان هیچ شباهتی به اعتراضات سال هزار و چهار صد و یک ندارد، و از یک -اگر بتوان گفت- رکود و ایستائی برخوردار است. تاکید به یک نکته اهمیت دارد. جنبش های اعتراضی و انقلابی که از عمق و محتوا برخوردار هستند قطعا از دوره های رکود خود برای بازسازی و تقویت خود و برای عمق دادن به دستاوردهای خود استفاده می کند. بی جهت نیست که با گذشت سه سال هنوز جمهوری اسلامی از وحشت اوج گیری مجدد این جنبش، سرکوب را در دستور کار خود دارد.

علیرغم اینکه جنبش زن زندگی آزادی خود محصولِ جنبش های اعتراضی ماقبل خود، از جنبش سبز و اعتراضات سال هشتاد و هشت گرفته تا اعتراضات سالهای نود و شش و نود وهشت، از تجمع های هفتگی بازنشستگان گرفته تا اعتراضات فرهنگیان و کارگران و پرستاران و رانندگان کامیون، می باشد، امّا یک تفاوت فاحش با آن دیگر جنبشها دارد. مردم استمرار این جنبش را استشمام می کنند، و روح این جنبش در جامعه جاریست. در این زمینه بسیار نمونه وجود دارد که می توان نام برد. همیاری و همکاری مردم با کسانی که در دوره ی جنگ دوازده روزه خانه و کاشانه ی خود را به امید یافتن سقفی امن ترک کرده بودند، بدون اینکه توهمی نسبت به هم پیوندی با جمهوری سرکوبگر و جنگ طلب اسلامی بوجود بیاورند، شاهدی بر این مدعاست.

نکته ی دیگر اینکه جنبش انقلابی ژینا تکان شدیدی به اشکال قدیمی، و نگاه های سنتی به سازمان یابی و متشکل شدن برای مبارزه علیه استبداد و ارتجاع داد. بسیاری از سازمانها و احزاب قدیمی در دوران اوج جنبش-و کماکان پس از آن- به این نتیجه رسیدند که بایستی از این نسل جوان انقلابی، و از شیوه سازمان یابی و یارگیری آنان بیاموزند. اینکه آنها چقدر در اینکار موفق بوده اند، به انعطاف پذیری آنها و اعتقاد آنها به دموکراسی مرتبط است.

در سومین سال این جنبش شاهدیم که نه تنها دستاوردهای آن حفظ شده اند بلکه شاهد پیوند و نزدیکی بخش های مختلف جنبش های اجتماعی هستیم. این نزدیکی ها و همگرائی ها با حفظ استقلال این بخش ها در حال شکل گرفتن هستند که این نیز خود یکی از دستاوردهای جنبش زن زندگی آزادی است.


دستاوردهای جنبش انقلابی ژینا از زاویه ی آزادی و رهایی و عدالت اجتماعی در جامعه!

امیر جواهری لنگرودی – در سومین سالگرد مهسا «ژینا» امینی، امجد امینی، پدر مهسا، در حساب اینستاگرام خود نوشت: مهسای عالم‌تابم، نامت هنوز ورد زبان‌هاست که در دل هر انسانی جای دارد. یاد و نامت گرامی باد.

ژینا سه سال پیش ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۱، ساعت ۶ بعدازظهر در سفری به تهران توسط گشت خیابانی بازداشت و با ضربه ای بر سر او به کُما رفت. قتل عمد حکومتی دلخراش او، تجمع بزرگی را در برابر بیمارستان رقم زد. بستگانش موفق شدند پیکراین دختر جوان را به شهرسقز انتقال دهند. چهار روز بعد در مراسم دفن پیکر مهسا در گورستان سقز کلید جنبش انقلابی زن زندگی آزادی زده شد.

در شهریور سه سال پیش جنبشی با خصلت زنانه ی خود اولین جرقه خیزش پرشورِ زنانه تاریخ ایران نام گرفت که از شهر سقز در کردستان شروع شد. این جنبش تبدیل به واکنشی سراسری به سال‌ها سرکوب حقوق زنان، محدودیت آزادی‌های فردی و بی‌عدالتی‌های اجتماعی در ایران بود، که در ادامه خود توانست صدای زنان و جوانان را به خارج از مرز و به گوش مردم جهان برساند.

برجسته شدن حقوق زنان به عنوان محور عدالت اجتماعی و سیاسی، ایجاد فضای گفتگو درباره برابری جنسیتی و نقد نهادهای سرکوبگر، افزایش حضور زنان در حوزه‌های عمومی و رسانه‌ای حتی در شرایط سخت سرکوب از ابتدائی ترین دستاوردهای این جنبش هستند.

شعار زن و زندگی، آزادی به نوعی تضمین برابری زنان با مردان در همه عرصه های زندگی، الغاء آپارتاید جنسیتی، ضرورت جدایی دین از دولت، لغو بردگی زن درجامعه ی  دین مدار و مرد سالار را به مطالبه عمومی تبدیل می کرد. بعبارتی جدائی دین و ایدئولوژی مذهبی از دستگاه دولت به یک خواست بدیهی وعمومی مردم ایران تبدیل شده است.

در حوزه اجتماعی می توان از دستاوردهای زیر نام برد. اتحاد طبقات و گروه‌های مختلف جامعه در اعتراضات، نشان‌دهنده پیوند میان حقوق زنان و مسائل کلی جامعه، توجه جهانی به وضعیت حقوق بشر در ایران و فشار بین‌المللی بر نهادهای سرکوبگر، الهام‌بخشی به جنبش‌های مشابه در کشورهای منطقه و جهان، برجسته کردن اتحاد اقوام مختلف ایرانی، و به چالش کشاندن حجاب اجباری به عنوان نماد ایدئولوژیک حکومت از جمله دستاوردهائی هستند که استمرار این دستاوردها را در سومین سالگردِ این جنبش هم همراه خود داریم.

سرکوب شدید و خشونت علیه معترضان در سطوح مختلف دانش آموزان، خوابگاههای دخترانه دانشجویان، و در مجتمع های مسکونی از بارزترین اشکال تهاجم نیروهای امنیتی به جوانان و بویژه دختران در دوره اوج جنبش و پس از آن در دستور کار رژیم اسلامی قرار داشته و کماکان ادامه دارد.

جدای از بسیج همه نیروهای سرکوب توسط جمهوری اسلامی برای خاموش کردن صدای جنبش، شاهد تلاش هائی هم از سوی نیروهائی اپوزیسیون ارتجاعی برای مقابله با شعار زن زندگی آزادی شکل گرفت. طرح شعار مرد میهن آزادی از سوی حامیان رضا پهلوی، یا زن مقاومت آزادی از سوی سازمان مجاهدین از جمله این تلاش ها بود که بازخوردی در بین مردم پیدا نکرد و آنها مجبور به کیسه کردن ماست خود شدند.

عبور جنبش اعتراضی از هردو جناح حکومتی و تبدیل آن به خواستِ سرنگونی کلیّت نظام، گسترش همبستگی مبارزات ازادی خواهانه و عدالت طلبانه در پیِ حضور پُررنگ زنان درمیان معلمان، پرستاران، روزنامه نگاران و خبرنگاران و نویسندگان و سینماگران و هنرمندان، جنبش عظیم دادخواهان سراسرایران، دانشجویان، بازنشستگان، وکلا و فعالان محیط زیست، و استمرار جنبش انقلابی برای رسیدن به تغییرات پایدار توانسته ستوان فقرات مبارزه طبقاتی جنبش را استحکام بخشد و یک گردش به چپ طبقاتی را درجامعه در برابر راست افراطی رقم بزند. این واقعیت بخش بزرگی از نیروهای وابسته به اردوی سرمایه را در ایران و جهان نگران کرده است.

جنبش ژینا تنها یک حرکت اعتراضی علیه حجاب اجباری نیست، بلکه نماد خواست رهایی و عدالت اجتماعی است. موفقیت‌های آن در ایجاد آگاهی، اتحاد اجتماعی و جلب توجه بین‌المللی، دستاوردهای مهم آزادی و عدالت هستند که مسیر آینده را برای حقوق زنان و دموکراسی هموار می‌کند و اهمیت حفاظت از شعار اصلی جنبش را در برابر تغییرات جهت‌دار و سیاسی تأکید می‌کند.

خلاصه کلام آنکه: خیزش انقلابی ژینا در پایان سومین سالگرد خویش همچنان آرام، استوار و به صورت مستمر اهداف خود را در سه سال گذشته دنبال  کرده، و به جنبش مطالباتی جاری درمیدان مبارزه، جان تازه ای بخشیده است. جنبش ژینا، میان جنبش مطالباتی ـ معیشتی و جنبش آزادیخواهانه و دمکراسی طلبانه همسوئی و همگرائی ایجاد کرده و در میان حاکمان شکاف های سخت وبی بازگشتی در عرصه های گوناگون ایجاد کرده است.


زن، زندگی، آزادی: تداوم تاریخی، خصلت انقلابی و ضرورت پیوند با جنبش کارگری

خیزش زن، زندگی، آزادی که پس از قتل ژینا (مهسا) امینی در شهریور ۱۴۰۱ شکل ‏گرفت، نه‌تنها یکی از مهم‌ترین لحظات ‏‏سیاسی تاریخ معاصر ایران بود، بلکه در سطح ‏جهان نیز به‌عنوان خیزشی فمینیستی و ضدّ اقتدارگری شناخته شد. شعار «ژن، ‏‏ژیان، ‏ئازادی» که از کردستان برخاست، در ایران به شعار ملّی بدل شد و توانست نسلی تازه ‏از مقاومت را پدید آورد. این ‏‏خیزش را باید در پیوند با تاریخ مبارزات زنان در ایران ‏به عنوان مباررزه با خصلتهای سرمایه‌داری و مردسالاری  شناخت. ‏

شعار «زن، زندگی، آزادی» نخست در جنبش زنان کرد و در چارچوب اندیشه‌های ‏عبدالله اوجالان بدین شکل مطرح شد که ‏‏‏«رهایی زنان شرط رهایی کل جامعه است». ‏تجربهٔ کوبانی و مقاومت زنان در برابر داعش، نشان داد که زنان می‌توانند نه‌تنها ‏‏‏نیروی پشتیبان بلکه رهبران مستقیم مبارزات اجتماعی باشند.‏

در ایران، این شعار پس از قتل ژینا بازتعریف شد.‏

          ‏«زن» = ایستادگی در برابر حجاب اجباری و کنترل بدن؛ «زندگی» = نفی ایدئولوژی مرگ، خشونت و سرکوب حکومتی؛ «آزادی» = مطالبهٔ رهایی سیاسی–اجتماعی از استبداد دینی و استثمار.‏

این خیزش بخشی از تاریخ مبارزات زنان در ایران است. قره العین در قرن  نوزده میلادی، با کنار گذاشتن ‏حجاب و مبارزه ‏علیه قید و بندهای ‏مذهبی، نخستین شکاف آشکار در نظم مردسالارانه حاکم را ایجاد کرد. در انقلاب پنجاه و هفت و دهه ی شصت، زنان نخستین گروهی بودند که علیه حجاب اجباری ‏اعتراض کردند؛ شعاری چون «نه روسری، نه ‏‏توسری» بازتاب همان مقاومت بود. در دهه ی هفتاد و هشتاد، کمپین یک میلیون امضا و فعالیت‌های حقوقی برای تغییر قوانین ‏تبعیض‌آمیز جنسیتی صورت گرفت.‏ در دهه ی نود، حرکت‌های خیابانی نظیر «دختران خیابان انقلاب»، رهایی زنان را از ‏قیدو بندهای حاکم، به عرصهٔ مقاومت ‏کشاندند. در خیزش‌ های ۹۶ و ۹۸  زنان در کنار مردان، نقش بسزایی را در مبارزات ‏سیاسی و اجتماعی ایفا کردند. ‏در هزار و چهار صد و یک، خیزش زن، زندگی، آزادی،  نقطهٔ اوج مبارزات زنان شد.  این‌بار ‏زنان نه‌تنها ‏در ‏مقام ‏معترض، ‏بلکه ‏‏به‌عنوان رهبران و نمادهای جنبش ظاهر ‏شدند. ‏

به تعبیر نانسی فریزر، این جنبش را باید در تداوم بحران نمایندگی زنان دید. تاریخی که ‏از مقاومت علیه کنترل بدن آغاز می‌شود ‏‏و به مطالبهٔ رهایی اجتماعی گسترش می‌یابد.‏ بدن زن همیشه در نقطهٔ تقاطع سرمایه‌داری و مردسالاری قرار داشته است. ‏نظریه‌پردازانی چون سیلویا فدریچی نشان داده‌اند که ‏‏سرمایه‌داری از همان بدو پیدایش، ‏بدن زنان را از طریق کار خانگی بی‌مزد، کنترل باروری و جنسی‌سازی به خدمت ‏انباشت ‏‏سرمایه گرفته است.

‎ ‎کار خانگی بدون مزد = بازتولید روزانهٔ نیروی کار بدون هزینه برای سرمایه؛ کار مزدی ارزان زنان = حفظ دستمزد پایین‌تر در بازار کار؛ کالایی سازی بدن زنان = از تبلیغات تا صنعت مد و پورنوگرافی.

از این منظر، مبارزه زنان برای رهایی بدن (مثلاً علیه حجاب اجباری) صرفاً فرهنگی ‏یا نمادین نیست، بلکه مستقیماً به نقطهٔ ‏‏انباشت سرمایه دست می‌زند. یعنی وقتی زنان ‏بدن‌شان را از کنترل دولت و مردسالاری بیرون می‌کشند، همزمان بخشی از ‏‏سازوکار ‏بازتولید سرمایه را مختل می‌کنند.

دستاوردهای جنبش زن، زندگی، آزادی را میتوان چنین برشمرد:‏

زنان نه‌تنها در صف مقدم خیابان، بلکه در سطح نمادین و گفتمانی، جنبش‌ را  ‏رهبری ‏کردند. تصویر زن بی‌حجاب در ‏برابر ‏نیروهای ‏سرکوبگر به نماد ‏مقاومت بدل شد.

‎ شعارها و کنش‌های مبارزاتی تنها اصلاح‌طلبانه نبودند؛ مستقیماً کلیت نظام را نشانه ‏گرفتند ‏‏(«مرگ بر دیکتاتور»).

‎ ‎همراهی نسل جوان، دانشجویان، کارگران، معلمان و اقلیت‌های قومی–ملّی(اتنیک ) ‏یک مجموعه متنوع ‏اجتماعی با ظرفیت ‏‏انقلابی، ایجاد کرد.

حجاب اجباری به عنوان ستون فقرات ایدئولوژی جمهوری اسلامی، درجامعه  فرو ‏‏ریخت. حتی اگر قوانین حجاب اجباری ‏‏پابرجا بماند، از این پس در جامعه کارایی ‏ندارد.

‎ ‎ترس عمومی از خیابان و پلیس اخلاقی شکسته شد.

‎در سطح بین‌المللی، ایران به‌عنوان صحنهٔ پیشروی یکی از مهم‌ترین جنبش‌های ‏‏فمینیستی قرن شناخته شد.

نسلی پرورش یافت که اقتدارگرایی را برنمی‌تابد؛ ذهنیت جدیدی شکل گرفت که ‏‏سلطه و تبعیض را طبیعی نمی‌پندارد.

عوامل توقف جنبش:

‏جنبش بیشتر به شکل خیزش خودجوش و غیرمتمرکز پیش رفت؛ نبود رهبری و ‏‏نهادهای هماهنگ‌کننده مانع از تداوم ‏آن شد.

خشونت حکومتی، بازداشت‌ها و کشتار گسترده، انرژی خیابان را فرسوده کرد.

جنبش زنان نتوانست به‌طور پایدار با جنبش کارگری و مطالبات اقتصادی پیوند ‏‏بخورد؛ بنابراین ظرفیت اعتصاب‌های ‏‏سراسری به‌وجود نیامد.

‏در توازن قوا، دستگاه‌های امنیتی و نظامی رژیم منسجم باقی ماندند. در حالی ‏که ‏نیروهای جنبش از این انسجام ‏برخوردار نبودند.

در این جنبش متاسفانه جنبش کارگری بدلیل نداشتن تشکل سراسری و شاید عدم درک ‏‏درست از جنبش زنان نتوانست مهر تآیید ‏‏خود را بر آن بزند. هرچند معلمان و ‏پرستاران ‏و خانواده‌های کارگران در آن حضور داشتند. همان‌طور که فدریچی، فریزر ‏و ‏‏آنجلا دیویس ‏نشان داده‌اند، جداسازی ستم جنسیتی از استثمار طبقاتی یک خطای ‏‏نظری و سیاسی است.

گسست جنبش زنان از مبارزات کارگری، این جنبش را با چالش روبرو خواهد کرد.‏ مادام که مبارزات زنان و کارگران همسو نباشند، ستم طبقاتی وجنسیتی هم‌چنان بر نیمی از ‏نیروهای فعال جامعه تحمیل خواهد شد.‏ جنبش‌های مبارزاتی درآمریکای لاتین نشان می‌دهند که پیوند زنان با اتحادیه‌های کارگری توانمندی ‏مبارزات اجتماعی را تضمین می‌کند.‏

جنبش زن، زندگی، آزادی خیزشی انقلابی در تداوم تاریخی مبارزات زنان ایران بوده است.  حرکتی ‏که از قره‌العین تا دههٔ ۶۰ و از دختران انقلاب تا ژینا ادامه داشته است. این جنبش توانست هژمونی ‏حجاب اجباری را بشکند، ذهنیت نسل جدید را متحول کند، و زنان را در مرکز تحولات سیاسی و ‏اجتماعی ایران قرار دهد. اما این جنبش تا کنون به رهایی کامل زنان از ستم جنسیتی و طبقاتی دست ‏نیافته است. علّت آنرا باید در عدم پیوند جنبش زنان با جنبش کارگری جستجو کرد. ‏ نظریه‌پردازان مارکسیست و فمینیست تأکید میکنند که «بدن زن یکی از ایزار اصلی انباشت سرمایه ‏است». پس مبارزه برای آزادی زنان از ستم‌های اجتماعی، بخشی از مبارزه علیه سرمایه‌داری ‏بشمار می‌آید. از اینرو، پیروزی جنبش زنان و دستیابی به خواستهای مبارزاتی آن، در گرو پیوند و ‏همسویی با جنبش‌های کارگری می‌باشد. 


مرگ بر دیکتاتور در صادقیه تهران در سومین سالروز خیزش زن زندگی آزادی / یورش نیروهای امنیتی به اجلاس شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران،/ اهمیت ایجاد تشکل مستقل کارکنان بخش های نفت، گاز و پتروشیمی کشور / اعلام و آغاز اقدام‌های صنعت‌محور در جنبش کارگری اروپا

بیان دیدگاه