خواهر مهدی حضرتی، نوجوان ۱۷ سالهای که در خرمدشت کرج، روز ۱۲ آبان ۱۴۰۱ با شلیک نیروهای سرکوبگر کشته شد، مینویسد: مهدی فقط ۱۷ سال داشت. در خرمدشت با دست خالی در همه اعتراضات شرکت میکرد.

در روز ۱۲ آبان ۱۴۰۱ در خرمدشت کرج ، خیابان میثم مقابل فروشگاه شهروند ، نیروهای یگان ویژه با شاتگان به سمت مهدی شلیک میکنند. مهدی مظلومانه در اوج تنهایی بر زمین افتاد. اما این برایشان کافی نبود، به او نزدیک میشوند، و به تن بیجانش لگد میزنند، پیکر مهدی را سوار وانت میکنند. چون در آن روز آمبولانسی در دسترس نبود (آنها در سطح شهر نیروهای سرکوب را جابجا میکنند) روی مهدی را با بنر تبلیغاتی میپوشانند و او را میبرند تا سناریوی جنازهدزدی را بازی کنند.
پس از چند روز بیخبری، نیمهشب با خونه تماس میگیرند. مادربزرگ گوشی را جواب داد. من به نگاه متفاوت مادربزرگ خیره شده بودیم، انگار اتفاقی افتاده بود، مادربزرگ با شنیدن خبر شوکه شده بود که یهویی مادربزرگ بر روی زمین میافتد. در این میان پدرم رفت و گوشی رو برداشت که بدون هیچ مقدمهای بهش میگویند پسرتان را در روستای خودتان خاک کردیم.
حتی آژانس هم ماشین نداشت. پدرم با یکی از اقوام تماس گرفت. که پس از آمدنش راهی سراب شدیم که در میانه راه گروگانگیران زنگ زدن برگردید او را در کرج خاک کردهایم.
تا مدتها محل جانسپردن و خون مهدی با گل پوشانده میشود.
خون برادرم سند جنایتی است، که باید به خاطر بسپاریم!
نام برادرم مهدی حضرتی را نکند فراموش کنیم، او جانش را برای آزادی داد!🥀
بیان دیدگاه