تازهترین آمار از پزشکی قانونی می گوید که در سال ۱۴۰۳ حدود دو هزار نفر در اثر حوادث محیطهای کار جان خود را از دست داده و بیش از ۲۶ هزار نفر مصدوم شده اند.
این انسان ها در درجه اول قربانی ناامنی های محیط کار شده اند که با هدف حفظ سودآوری تولید عامدانه چاره جویی نشده و با توجه به آن که بزرگترین کارفرما در کشور ما دولت است، مسئولیت آن قبل از همه متوجه دولت و کل حاکمیت و کارفرمایان سودجویی است که از قربانگاه بودن محیط های کار سود می برند.
با مرگ بیش از بیست هزار نفر در سوانح جاده ای، دو هزار نفر در محیط های کار، و حدود سی هزار نفر در اثر آلودگی هوا در سال گذشته، دامنه «مرگ های خاموش» گسترش می یابد. در مقابل این وضعیت، حاکمیت که با سیاست های منجر به انهدام زیرساخت های زندگی مردم سرمنشاء اصلی گسترش مرگ های خاموش است با جنبشی رو به گسترش در میان مردم برای دفاع از حق زندگی از مسیر همبستگی توده ای روبروست. همبستگی توده ای در مقابل تجاوز خارجی و مصائب ناشی از آن در دوره جنگ دوازده روزه یکی از درخشان ترین جلوه های دفاع مستقل مردم از حق زندگی بود که البته حاکمیت به نادرست پیوستن مردم به نظام ذیل «وفاق ملی» تعبیر کرد. اما گذشت سه هفته از جنگ کافی بود تا نشان دهد که شکاف میان حاکمیت با مردم نه تنها پر نشده که دفاع مستقل مردم از حق زندگی با بازگشت جنبش مطالباتی به خیابان بار دیگر رو به گسترش است.
برخلاف اشتراک عقیدتی و بینشی مدافعان تجاوز خارجی و مرگ های خاموش داخلی که با قیاس مرگ با مرگ و مرگ کمتر در برابر مرگ بیشتر در پی توجیه اشکال خاصی از مرگ آفرینی و عادی سازی سیاست های مرگبار و تجاوزگرانه هستند، مردم ایران در برابر همه انواع مرگ خواهان داخلی و خارجی و عوامل و وابستگان آنها، از حق زندگی، عام و نامشروط دفاع می کنند.
هر کس به هر شیوه حق زندگی مردم را نابود کند: با ریزپرنده های مهاجم، حملات هوایی یا موشکی و پهپادی، یا آلوده سازی محیط زیست، با سیاست های ضد بشری قطع دسترسی به داروهای حیاتی برای مردم از طریق حذف یارانه ها، یا تحریم های اقتصادی با تبدیل کارگاههای کار به قتل گاهها، با عدم سرمایه گذاری لازم برای جلوگیری از گسترش سوانح جاده ای، با حذف بودجه مقابله با اعتیاد، با سیاست های فقرگسترانه منجر به افزایش مرگ و میر، با اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی و بویژه قربانیان آسیب های اجتماعی، با فشارهای روزافزون اجتماعی و زمینه سازی خودکشی جوانان، با تشویق قتل های ناموسی و زن کشی، یا با هر روش و هر شیوه و هر سیاست مرگ آفرین، با مقاومت و اعتراض مردم روبروست.
همبستگی توده ای علیه همه مرگ باوران و سروشان مرگ و فلاکت دلایل روشنی دارد: هر آنچه حق زندگی و آسایش مردم را سلب کند، ضربه به پیشرفت و توسعه اجتماعی، نابودی سرمایه انسانی، مایه انهدام آینده و ازهم پاشیدگی ساختار جامعه است.
بیست و هشتم مرداد هزار و چهارصد و چهار
طومار اعتراض به حکم اعدام شریفه محمدی
گسترش اعتراضات مزد و حقوق بگیران و جای خالی نهاد همگرایی پایدار اردوی کار

بیان دیدگاه