«زنان کار، ستون های نامرئی فراموش شده» عنوان نوشته ای است که روز گذشته روزنامه آرمان امروز منتشر کرد. میزان اشتغال و کارِ دستمزدی ی زنان، اشتغال متزلزل و ناپایدار زنان، رانده شدن آنها به بخش غیررسمی بازار کار، و تبعیض جنسیتی در پرداخت حقوق و دستمزد و مزایای شغلی از از مواردی است که بی عدالتی جنسیتی در بازار کار را دامن زده است. در واقع ساختار سیاسی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی همچنان بر تداوم تقسیم کار مبتنی بر جنسیت اصرار دارد.
نویسنده به نقل از سیمین کاظمی در ادامه می گوید که تاکید بر تقسیم کار جنسیتی و تجویز خانه نشینی برای زنان، دو علت اصلی دارد: اولا تقسیم کار مبتنی بر جنسیت با آموزههای سنتی مطابقت دارد که نقش اصلی و اساسی زن را در خانه و مادری و مراقبت و خانهداری تعریف و تعیین میکند. ثانیا چنین تقسیم کاری به لحاظ اقتصادی برای ساختار سیاسی اقتصادی منفعت دارد، چون از نیروی کار رایگان و بدون مزد و مواجب زنان در خانه بهرهمند میشود.
با توجه به این داده ها نویسنده براین باور است این مشکل صرفاً با ایجاد فرصت شغلی یا افزایش دستمزد حل نمیشود. باید به رسمیت شناختن ارزش کار زنان ــ چه در خانه و چه در بازار ــ به یک اصل سیاستگذاری بدل شود، و باید ساختار حمایتیای ایجاد کرد که کار کردن برای زنان به معنای محرومیت از حقوق اساسی نباشد.
البته با اینکه سیاست گذارانی بخواهند ارزش کار زنان را برسمیت بشناسند و یا اینکه ساختارهای حمایتی درست کنند، مخالفتی وجود ندارد. امّا تجربه می گوید مادامی که از پائین فشاری متوجه ی آنها نباشد، مطلقا آنها در پی دست زدن به ترکیب موجود برنمی آیند.
ابتدا یادآور شویم که نگاهِ از بالا به زنان و دختران ما پدیده ای نیست که مثلا با جمهوری اسلامی پدیدار شده باشد. مگر در دوره حکومت دیکتاتوری رضاخان قلدر و پسرش از بی حقوقی «زنانِ کار» کم داشتیم؟ از زاویه حق و حقوق زنان، زنباره گی مسئولین حکومت شاهی هیچ تفاوتی با نگاهی که زن را در پستوی خانه می خواهد، ندارد. هردو نگاه، نادیده گرفتن حقوق انسانی را نمایندگی می کنند که متاسفانه در کشوری مردسالار و صد البته سودمحور، دختر زاده شده است. این نگاه حاصل حکومت های دیکتاتوری و عدم به رسمیت شناخته شدن حق دخالتگری مستقیم اکثریت مردم -و صد البته زنان و دختران ما- در سرنوشت خودشان و کشورمان بوده است.
زنان و دختران ما امّا، علیرغمِ آنچه که در روزمره گی زندگی-همپایِ برادران، همسران و پدران خود- تجربه می کنند، قدم های بزرگی به پیش برداشته اند. آنها این را در خاطره تاریخی مردم کشور ما ثبت کردند که هیچ تغییرِ حقیقی و واقعی-که در آن همه انسان ها از حقوق برابر برخوردار باشند- بدون حضور دخالتگر آنها شکل نخواهد گرفت. آنها می گویند هیچ کس بهتر از خودِ ما نمی تواند سنگِ ما را به سینه بزند!
فلاکت اقتصادی ناشی از حیف و میل و غارت دارائی ها مردم توسط حکومت اسلامی، نابرابری جنسیتی در بازار کار را دامن زده است. به جرأت می توان گفت زنان، و بویژه نسل جدید زنان و دختران به شکل گسترده تبعیض جنسیتی را تجربه کرده و به شکل های گوناگونِ این نابرابری ها آگاه هستند. در مبارزه برای عقب راندن نگاه مردسالار در حوزه قوانین کار، زنان کنشگران اصلی هستند. تجربه «جنبش زن زندگی آزادی» به زنان آموخته که در مبارزه برای کاهش نابرابری، و برای دسترسی به شغل هم، خودِ آنان باید پا پیش بگذارند. همان گونه که در حوزه آزادی پوشش پیش بردند.
نسل جدید زنان با روحیه ی شکست غریبه هستند. کافیست به اطراف خود نگاهی بیاندازیم. تغییرات در روحیه ی حق خواهی دختران و زنان را نمی توان ندیده گرفت. این نسل براساس طرز تفکرش بی حقّی را تحمل نمی کند. «زن زندگی آزادی» یک شورش علیه شکل هائی از تبعیض جنسیتی بود. نقش زنان در مبارزه برای مقابله با نابرابری و بی عدالتی جنسیتی در بازار کار تعیین کننده است. عدالت جنسیتی با دخالت زنان بهتر می شود. هرچه نقش زنان در تشکلهای صنفی، زنان و حمایتی بیشتر شود، مبارزه ی آنها برای کاهش نابرابری جنسیتی بهتر می شود.
شنبه هیجدهم مرداد هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه