«از مرگ بازگشتم»

مطهره گونه‌ای، فعال سیاسی و مدنی، پس از آزادی از بازداشت، در استوری اینستاگرام خود روایتی تکان‌دهنده از روزهای حبس، انتقال‌ها، ضرب و جرح و سرنوشت ۱۵ زن زندانی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتشر کرده است. او نوشته:

«من تنها یکی از ۱۵ نفر بند زنان منحوس ۲۰۹ وزارت اطلاعات بودم که از مرگ بازگشتم…… مدام این جمله را در ذهنم تکرار میکنم آنها میخواستند ما زیر آوار جنگ دفن شویم….. شرّ جهنم جور و جنگ و جنون از خاک پاک ایران جانمان دور باد»

او درباره سایر زنان حاضر در بند ۲۰۹ نوشته:

ما را که حسب برنامه‌ریزی‌شان قرار نبود زنده بمانیم و حتى موقع انفجارها درهای سلول را خودمان شکستیم و پاسیارها دستور گرفته بودند که درهای انفرادی‌ها و سلول‌ها را باز نکنند، پس از بمباران اوین به قرنطینه قرچک منتقل کردند و پس از دو روز به خانه‌ی امن وزارت اطلاعات در ناکجا‌آباد فرستادند.

به علت امحای پرونده، نام من تا پنج روز حتی در لیست بازداشتی‌های وزارت نبود و خانواده‌ام دست به دامان غسالخانه‌ها و سردخانه‌ها شده بودند.

اسامی ۱۴ زن دیگر ۲۰۹ تا ۴ تیر، پیش از انتقال به خانه امن اطلاعات: دنیا حسینی، ارغوان فلاحی، پرستو هاشمی (مبتلا به سرطان)، دنیا کمالی، رها ناظر، مینا (سالمند و نیازمند رسیدگی جدی)، ليدا (زندانی کلیمی)، شیده، شیدا و نوشین (هر سه بهایی)، سیسیل (فرانسوی)، زینب (زندانی عراقی-ترکی)، رودابه (زهرا)، تكتم.

مطهره در شرح کوتاهی از بازداشت خشونت‌بارش گفته و خبر داده که هنگام بازداشت دستش را از ناحیه آرنج شکستند و سه گلوله شلیک کردند: نحوه بازداشت من توأمان با خشونت بی‌سابقه و تمام‌عیار بود و تنها جرممان این بود که به نداشتن حکم قضایی مبنی بر ورود، بازداشت و تفتیش اعتراض کردیم. دست راست من از ناحیه آرنج، حین بازداشت دچار شکستگی شد و در بیمارستان قمر بنی‌هاشم وابسته به وزارت، گچ و آتل بستند و در خانه امن بدون نظارت پزشک متخصص در آوردند. نیمی از انگشتانم دچار خواب‌رفتگی شدند و مبتلا به محدودیت حرکتی از همان ناحیه هستم.

چهارشنبه مورخ ۲۸ خرداد یعنی چهار روز پس از بازداشت با پدر و مادرم تماس گرفتم و متوجه شدم که به شدت متحمل ضرب و شتم، خاصه از ناحیه صورت، توسط مأموران امنیتی شده‌اند که با مراجعه به پزشکی قانونی طول درمان گرفته‌اند…

مأموران وزارت اطلاعات در حین بازداشت از سلاح گرم در داخل خانه و زیر سقف بسته استفاده کردند که سه گلوله به دیوار کنار من شلیک شد و هنوز پوکه‌هایش موجود است…

او بازداشت خود را ربایش توصیف کرده و وعده داده که ماجرای کامل را به زودی بنویسد: وزارت اطلاعات بدون هیچ قرار بازداشتی ۳۴ روز مرا ربوده بود و حتی هنگام آزادی مرا با چشم‌بند در خیابان مقابل متروی شهرک محلاتی پیاده کردند. حتی کفشی نداشتم که بپوشم چرا که هنگام بازداشت مرا پابرهنه و گیج، با یک شال دور گردنم روی زمین می‌کشیدند و می‌بردند.

روایت این سی و چند روز داستان خون‌جگر است… که حتما به قید حیات و عدم بازداشت مجدد، با جزئیات خواهم گفت که چه بر سرمان آوردند…..

به مطهره گونه‌ای چهار اتهام منتسب شده است که عمدتا مصداقشان توییت‌هایی بوده که نوشته بود.

تفهیم اتهام نهایی بنده در شعبه ۳ بازپرسی دادسرای امنیت بدین شرح بود:

یک: تبلیغ علیه نظام به نفع گروه‌های معاند

دو: نشر اکاذیب و سیاه‌نمایی به نفع معاندین

سه: اهانت به رهبری

چهار: حضور بدون رعایت حجاب شرعی در ملأ عام

بیان دیدگاه