وضعیت تعلیق و مقابله با خطر از هم پاشیدگی جامعه مدنی

تقریبا در همه لایه های جامعه، انتظاری تلخ و دردناک از بازگشت دوباره حملات هوایی و تجاوز نظامی اسرائیل به ایران موج می زند. هیچکس نمی داند که فاز بعدی به طور قطعی در راه است یا خیر و اگر آری، چه مختصاتی دارد؟ محدودتر از جنگ دوازده روزه است یا گسترده تر از آن؟ با مشارکت مستقیم آمریکا و ناتو صورت می گیرد یا مشارکت آمریکا و ناتو غیرمستقیم  است و تجاوز نظامی مستقیم فقط از سوی رژیم اسرائیل صورت می گیرد؟

هیچ یک از بازیگران اصلی و منطقه ای، سیاستی، یا جهت گیری ای را نشانه نگرفته اند که به عنوان قرینه پایان جنگ تلقی شود. البته مطالبه تداوم آتش بس از سوی روسیه و چین مطرح شده و اجلاس بریکس نیز تجاوز نظامی اسرائیل به ایران را محکوم کرده استو اما مجموع واکنش های منتشره در رسانه ها بعد از دیدار و مذاکرات اخیر میان ترامپ و نتانیاهو هیچ علامت روشنی که نشانه پایان قطعی تجاوز نظامی و ماندگاری آتش بس باشد دیده نمی شود.

همین ناروشنی، اپوزیسیون ایرانی طرفدار اسرائیل را همچنان امیدوار نگاه داشته که شاید اگر در دور اول تجاوز نظامی به نتیجه ای نرسیدند؛ در دور دوم نتیجه ای به دست بیاورند. هم از این رو طرح «همکاری ملی» را بعد از شکست فراخوان های حین جنگ مطرح کرده اند. خارج از سلطنت طلبان، شاهد طرح همکاری احزاب کردی بودیم؛ سبزها از سوی میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای دوباره بر برگزاری رفراندوم برای عبور از وضع فعلی تاکید کرده اند و اصلاح طلبان درون و حاشیه حاکمیت مطالبه ی آزادی زندانیان سیاسی، رفع انحصار از صدا و سیما و برطرف کردن فیلترینگ را مطرح کرده اند؛ طیف چپ بیش از همه علیه سرکوب آزادی های سیاسی و گسترش اعدام ها متمرکز بوده و فراخوان هایی در اعتراض به برخورد سرکوبگرانه علیه زندانیان سیاسی اوین و لزوم آزادی زندانیان سیاسی منتشر کرده است.

حاکمیت هم خود را برای دور تازه ای از جنگ با اسرائیل آماده کرده و با توجه به شوک و ضربه گسترده ای که در شروع جنگ دوازده روزه از تیم های جاسوسی موساد و عوامل داخلی آنها و سازماندهی گسترده آنها در کشتار فرماندهان نظامی خود و دانشمندان هسته ای خورد، به طرز بی سابقه ای به دستگیری و سرکوب به بهانه مبارزه با جاسوسان موساد رو آورده و با داغ نگاه داشتن امکان شروع درگیری  با اسرائیل همزمان به گسترش تبلیغات ایران گرایانه و ناسیونالیستی ذیل«انسجام ملی» رو آورده است.

مجموعه رویکردهای حاکمیت بعد از شروع آتش بس، جای تردیدی باقی نگذاشته است که حاکمیت خودداری مردم از پاسخ مثبت به متجاوزان خارجی، حامیان آنها و فراخوان های آنها برای «رژیم چنج» را حمایت از سرکوب گسترده داخلی به بهانه مقابله با موساد ترجمه کرده است و نه تنها کوچک ترین نرمشی در برابر مردم و مطالبات شان نشان نداده، بلکه بر ابعاد سرکوب مطالبات مردم و پیگرد و تهدید کنشگران و فعالین مدنی افزوده است. در یک هفته اخیر بر اساس آمار خودشان حداقل نیم میلیون مهاجر افغانستانی را هم ردّ مرز کرده اند. از سوی دیگر می گویند که در شرایط حاضر «دست به ماشه» بوده و آماده دور دیگری از رویارویی نظامی هستند. در وضعیتی که مردم گرفتار بلاتکلیفی شده اند، همیاری مستقل و ابتکاری گروههای مختلف مردم که در دوره جنگ گسترش یافته بود، پس از آتش بس کاملا کاهش یافته است.

ابعاد سرکوب و اشباع جامعه از حس دلهره آور سرگیریِ مجدّد تجاوز نظامی به ایران؛ قرار گرفتن در وضعیت تعلیق و دست و پنجه نرم کردن حدود یک پنجم کل آحاد جامعه با پیامدهای پسینی جنگ دوازده روزه در حوزه ی روانی در حدّی است که فضای حرکت مستقل جنبش مطالباتی را اکنون تقریبا مسدود کرده است. در شرایط تعلیق کنونی که معلوم نیست تا چه زمان به طول می انجامد، مهم ترین و اصلی ترین رویکرد کنشگران مستقل و بیانگران منافع کارگران و زحمتکشان، تمرکز بر روابط  و شکل هایی از کار جمعی است که خطر از هم گسیختگی و ازهم پاشیدگی جامعه مدنی را در شرایط گسترش رویارویی نظامی احتمالی بعدی هر چه بیشتر کاهش دهد و همزمان ظرفیت های بیشتری برای خودگستری و پیوندهای سراسری و شبکه ای فراهم آورد. ناگفته روشن است که وزن و اهمیت اعتراضات ایرانیان خارج از کشور علیه سرکوب، دیکتاتوری، جنگ طلبی و تجاوز نظامی با توجه به فضای کنونی تعلیق در کشور بیشتر از گذشته است.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

شنبه بیست و یکم تیرماه هزاروچهارصد و چهار

بیان دیدگاه