گسترش جنگ، تشدید صف آرایی نیروهای سیاسی و خودسامان یابی نیروهای جامعه مدنی

وقتی لبخندهای ملیح و ریاکارانه و برتری های مدون در قالب بندهای قطعنامه های رسمی، توافقات پشت پرده و مذاکرات دیپلماتیک میان طرفین اصلی و فرعی منازعات مزمن نتوانند واقعیت توازن قوایی را به درستی بازتاب دهند که زیر پوست مناسبات آشفته و بحران زای کنونی در منطقه پرآشوب خاورمیانه شکل گرفته است؛ جنگ این ماموریت را – گاه حتی مستقل از نیات سازمانگران آنها و افقی که دارند- برعهده می گیرد. جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل که در آستانه شروع دور ششم مذاکرات ایران و آمریکا با هدف پیروزی برق آسا آغاز شد وارد اولین هفته خود شده است. حالا حتی عناصر واقع بین در خود اسراییل و در غرب دریافته اند که تجاوز نظامی اسراییل به ایران ناکام مانده است و در حالی که به تاکید همه، این جنگ بدون چراغ سبز آمریکا امکان نداشت، کار به جایی رسیده است که پای مداخله مستقیم آمریکا در جنگ در میان آمده است. به عبارت دیگر همه حمایت های نظامی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی آمریکا از اسراییل در جنگ جاری نتوانسته است پیروزی اسرائیل را موجب شود و ترامپ هم در وحشت از پیامدهای ناخواسته ورود مستقیم به جنگی با رژیم وحشی تا دندان مسلحی مثل جمهوری اسلامی که از حمایت روسیه و چین برخوردار است فعلا در باره ورود مستقیم به جنگ دچار تردید است. اگر چه رسانه هایی در غرب که راست و دروغ و شانتاژ و جنگ روانی را با اصل خبر درمی آمیزند، مدعی شده اند که ترامپ متمایل به دخالت نظامی مستقیم آمریکا در جنگ برای بیرون کشیدن اسرائیل از مخمصه ای است که در آن افتاده است  و به سخنان او اشاره می کنند که گفته «صبرم به سر آمده است». و در همان حال خبر می رسد که تروئیکای اروپا با اطلاع آمریکا خواستار مذاکره با ایران شده اند.

جنگ جاری از نظر درجه سبوعت و خشونت، دامنه اهداف تهاجمی و هدف قرار دادن مراکز غیر نظامی، تاسیسات هسته ای، پتروشیمی ها، مراکز نفت و گاز و شبکه های دیجیتالی و مراکز خدمات عمومی و درمانی و مناطق مسکونی بسرعت گسترش یافته و پا به پای آن قطب بندی در سطح احزاب و نیروهای سیاسی، تشکل ها و گروهها را با سرعت زیادی شتاب داده است.  اکنون طیف نیروهای رژیم چنج را شاهدیم که می خواهند با موشک های آمریکایی پرتابی از اسراییل به سوی ایران و قتل عام مردم غیرنظامی و ترورهای گسترده عوامل موساد در ایران به قدرت برسند. پیام رضا پهلوی اوج سیاست این طیف است. طیف دیگر طرفداران حاکمیت هستند که با سواستفاده از تجاوز خارجی سعی در بازسازی مشروعیت فروریخته رژیم و پرده پوشی سرکوب های خونین و غارتگری و سیاست های ماجراجویانه آن دارند و خطراتی که با تجاوز اسراییل موجودیت کشور را از دید طیفی از نیروهای ملی تهدید می کند را به ابزاری برای گریز از انزوای بیشتر و «وفاق» جناح ها به جای تشدید رویارویی میان آنها تبدیل کنند.

متقابلا طیف سومی از نیروها هستند که صدای سومی را نمایندگی می کنند؛ از یک سو صریح و آشکار با تجاوز نظامی مخالفند و تجاوز اسراییل به ایران را محکوم می کنند و نیروهای رژیم چنچ را خائن؛ دشمن ایران و آلت دست  خارجی می دانند و از دیگر سو با همان قاطعیت خواستار تغییرات اساسی و بنیادی سیاسی در ایران و نجات از دست حاکمیت کنونی هستند. صدای این طیف سوم از درون زندان ها و در بیانیه های شجاعانه زنان و مردان آزادیخواهی که برخی از آنان زیر حکم اعدام هستند شنیده می شود. صدای سوم از درون تشکل های مستقل لایه های مختلف اردوی کار و رنج و از میان فعالین و کنشگران فمینیست، احزاب و سازمان های چپ و کارگری شنیده می شود. این صدا بازتاب های روشنی نیز در میان بشردوستانی دارد که برخلاف مقاطعه کاران حقوق بشر و پروژه بگیرهای وابسته، حیات خود را به مبارزه علیه زور و سرکوب و بی حقی گره زده اند. صدای سوم را در سطح جامعه می توان از خیزش ققنوس وار جامعه مدنی برای حفظ حیات و زندگی و صف آرایی در برابر سروشان مرگ و مرگ آفرینان هر دو سوی  منازعه شنید

آتش بس فوری، پایان دادن به جنگ، ایجاد شبکه های همیاری برای کاهش آسیب های جنگ در میان غیرنظامیان؛ کمک به پخش آذوقه، خدمت به سالمندان و بی پناهان، اسکان آوارگان، جمع آوری کمک و مجموعه ای از فعالیت های اجتماعی مددکارانه، سازماندهی مردم برای ارتقا تاب آوری در شرایط بحرانی کنونی و آمادگی مستقل برای رویارویی با پیامدهای احتمالی تشدید احتمالی جنگ کنونی در حوزه رابطه مردم با حاکمیت با هدف تغییر توازن به نفع مردم، کانون های تمرکز بخش رادیکال نیروی سوم است که بر سازماندهی نیروهای اعماق در برابر جنگ و برای صلح تکیه کرده است. اگر افقی برای نجات از وضعیت فاجعه باری وجود داشته باشد که مردم ایران در آن گرفتار آمده اند، پیشروی همین گرایش در بستر همین وضع کنونی است

  اتحاد کارگران انقلابی ایران

پنجشنبه بیست و نه خرداد هزاروچهارصد و چهار

بیان دیدگاه