هر سه خیزش انقلابی، دی ماه ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش مهسا این تاثیر را بر جنبش زنان گذاشت، که دیگر کارکرد راه حل های اصلاحی رو به پایان رفته و رادیکالیسم هر سه خیزش و فراتر رفتن از نظام را در دستور کار فعالان زنان قرار داد. از دی ماه ۹۶ که در روز ۶ دی ماه حرکت دختران خیابان انقلاب با بر سر چوب گذاشتن روسری توسط ویدا موحد و سپس تکرارش توسط دختران انقلاب و هم زمان از ۷ دی ماه ۹۶ که خیزش زحمتکشان و حاشیه نشینان شکل گرفت و در این خیزش زنان هم حضور داشتند، هر دو بر جنبش زنان تاثیرات ملموسی داشته اند. هر چند از سوی بسیاری از آن بخش از فعالان زنان که رویکرد اصلاح طلبانه داشتند، هر دو حرکت با تردید نگریسته می شدند و تصور می شد که ممکن است دستاوردهای «جنبش زنان» به واسطه رادیکالیسم هر دو حرکت از بین برود. از این رو این بخش از فعالان زنان نسبت به این حرکات اعتراضی خوش بین نبودند. عملا پیوندی میان این فعالان زنان با زنان شرکت کننده در این دو حرکت صورت نگرفت و این » فعالان زنان» نتوانستند با این دو بخش زنان فعال پیوند برقرار کنند. گذر زمان تاییدی بر رادیکالیسم موجود در جامعه و به ویژه در میان اقشار پایین و زحمتکش بود که در اعتراضات خیابانی آبان ۹۸، که درپی گرانی قیمت بنزین صورت گرفت، یک بار دیگر این رادیکالیسم خود را نشان داد. در واقع این بخش از جنبش زنان که دنبال راه حل های اصلاح طلبانه بودند عملا از تحرک و از حرکت های خیابانی و مردمی جا ماند. ولی بخش دیگر از جنبش زنان رویکرد نگاه به زنان پایین جامعه و ارتباط با زنان اعماق را در دستور کار خود گذاشتند.
در خیزش انقلابی مهسا، زنان با شعار زن زندگی آزادی به موتور اصلی جنبش تبدیل شدند و در نقش رهبری ظاهر شدند. زنان به عنوان موتور محرک جنبش به طور درخشان نقش آفرینی کردند. برای نمونه در دو منطقه بلوچستان و کردستان، ما شاهد سطح جدیدی از پیوند میان خواسته های آزادی خواهانه و برابری طلبانه با مطالبات خاص زنان بودیم. پلاکاردهای زنان بلوچ در جمعه های زاهدان و حضور زنان به طور گسترده بر مزار جان باختگان در کردستان، به خوبی دلالت بر داشتن نقش اصلی زنان، در اعتراضات داشت؛ در بقیه مناطق ایران هم همینطور. روسری سوزان ها در سرتاسر ایران را همه بیاد داریم . حضور زنان در گروههای مقاومت محلی که پس از خیزش ژینا شکل گرفته و زیرزمینی فعالیت میکنند یکی از دیگر لایههایی است که تازه به جنبش زنان اضافه شده است. گروههایی که لزوماً به حرکتهای ترویجی و آموزشی اکتفا نمیکنند و نگاهشان به تغییرات کلان در ساختار سیاسی – اجتماعی است. برخی از این گروهها بهطور مشخص » کمیتهی زنان » دارند، در برخی دیگر زنان و مردان در کنار یکدیگر خواستههای برابریخواهانه را نیز در کنار دیگر مطالباتشان جلو میبرند. حضور زنان برابریطلب در گروهها و تشکلهای صنفی نیز یکی دیگر از لایههای جنبش زنان است.علاوه بر همه این ها زنان تنها نیرویی هستند که توانسته اند با بی حجاب ظاهر شدن در خیابان ها و مکانهای عمومی، آشکارا رژیم را به عقب نشینی کشانده و دستاوردهای خود را تثبیت کنند.

بیان دیدگاه