پیامدهای گسترده و وحشتناک قطع برق به سرعت و یکی پس از دیگری پدیدار شده است: سرعت دادن به فروپاشی تولید و افزایش شدید قیمت کالاهایی که صنایع آنها به خاموشی اجباری و کاهش تولید محکوم شده اند؛ نظیر افزایش تقریبا دو برابری قیمت سیمان به دنبال تعطیلی حدود نیمی از کارخانه های بتن و سیمان در اثر بی برقی و در پی آن آسیب جدی به بخش ساختمان، همچنین گسترش بیشتر بیکاری در اثر تعطیلی کارگاهها و ناتوانی دولت در تامین برق مصرفی واحد های کوچک، افزایش فساد مواد غذایی در بخش خانگی، و در انبارهای همین مواد در بخش صنعتی، در نابودی خمیر نان و از بین رفتن آرد، در ضربه زدن به کشاورزی و دامداری صنعتی، در بسته شدن صنایع و معادن، در ایجاد محدودیت مضاعف برای دسترسی مردم به چرخش اطلاعات آزاد به خاطر قطع آنتن دهی آنتن های موبایل در اثر قطع طولانی برق، در به خطر انداختن جان بیماران در بیمارستان ها، در از کار افتادن اتاق های عمل جراحی، در از کار افتادن پمپ های انتقال آب از چاههای عمیق برای مصارف ضروری، در توقف حرکت قطارها و…. در یک کلام اختلال گسترده و مشکلات پیچیده در زندگی مردم حاصل قطع برق است که خشم و نارضایتی مردم را شدت داده است. طی روزهای گذشته، تجمعات اعتراضی بسیاری در سراسر کشور در اعتراض به بی برقی انجام شده و شهروندان از جمله در بهبهان، داراب و سنندج علیه قطع برق دست به اعتراض زده اند.
یکی از دلایل اعتراضات نانوایان در روز شنبه ۲۷ اردیبهشت، در شهرهای بیرجند، قم، اهواز، کرمانشاه و ماهشهر با بی برقی مرتبط بوده است. البته نانوایان به پرداخت نشدن یارانهها، عملکرد ناکارآمد سامانه نانینو، افزایش هزینههای تولید، و کاهش شدید درآمد معترض اند اما قطع برق در همین شرایط که منجر شد نانوایانی به صورت نمادین خمیرهای خراب شده شان را به در ادارات برق بکوبند مزید بر علت شده است. قطع برق خصلت تقریبا سراسری یافته و شرکت های توزیع برق از استان های تهران، البرز، خراسان رضوی، اصفهان، فارس، کرمانشاه، زنجان، قزوین، قم، کردستان، آذربایجان شرقی و غربی و برخی مناطق جنوبی کشور، به عنوان مناطق قطع برق نام برده اند.
در واقع قطع برق بیش از همه به معیشت طبقات فرودست، به امکانات مقاومت آنها در برابر دشواری های کمرشکن زندگی روزمره در زیر خط فقر، و به چشم اندازِ پیدا کردن شغل بیکاران آسیب زده و پتاسیل اعتراضات گسترده خودانگیخته بیش از همه در میان همین اقشار متمرکز است.
دولت پزشکیان که هیچ راهکار عملی و اجرایی برای پایان دادن به قطع برق و ضربات وحشتناک ناشی از آن بر اقتصاد کشور، بر سطع معیشت و بر اعصاب و روان مردم ندارد، راه اتهام زنی و سرزنش مردم به عنوان مصرف کنندگان برق را در پیش گرفته و در آماری غلط مدعی شده که مصرف برق مردم در ایران بیشتر از اروپاست. در حالی که این آمار بکلی غلط است و فقط آلمان ۵۰۵ و فرانسه ۴۶۷ تراوات ساعت براساس آمار سال ۲۰۲۳ مصرف دارند و از ایران با ۳۸۰ بیشتر مصرف میکنند. افزایش قیمت برق و واسپاری تولید برق به مردم که بروند ژنراتور بخرند و یا نیروگاه خورشیدی بزنند، تاکیدات مسخره دیگری است که از سوی دولت مطرح می شود. در واکنش به همین ادعا مهدی بستانی، رئیس شهرکهای صنعتی، خطاب به وزارت نیرو گفت: «اگر قرار است خودمان دیزل ژنراتور بخریم یا نیروگاه خورشیدی بزنیم، وزارت نیرو را تعطیل کنید و بودجه آن را بین مردم تقسیم کنید.» شواهد حاکی از این است که برخوردهای دولت نشانه درماندگی کامل و ناتوانی از حل بحران کمبود برق است.
هر تلاش جدی و مسئولانه برای حل بحران انرژی در ایران ناگزیر است مقابله با فرسودگی شبکه های توزیع برق، جلوگیری موثر از بهره برداری غیرمجاز از برق تولیدی به وسیله مزرعه های استخراج رمز ارز، تمرکز بر احداث نیروگاههای جدید برق، تشویق تهیه نیروگاههای کوچک برق خورشیدی از سوی مردم از طریق پرداخت سوبسید، تامین هزینه های نصب فنی و خرید تضمینی برق مازاد این نیروگاههای کوچک را در کانون توجه بگذارد.
همان فقره اول یعنی نوسازی و بهینه سازی شبکه های فرسوده برق براساس برآوردهای رسمی سرمایهای در محدوده پنجاه هزار میلیارد تومان نیاز دارد. تعطیلی مزارع رمز ارز به معنای درافتادن با سپاه است که از طریق بهره برداری از برق ارزان در این مزارع مشغول کسب درآمد به قیمت نابودی صنایع و گسترش فقر و بیکاری و گرانی کالاها و رکود ساخت و ساز است و طبعا دولت پزشکیان جز اقدامات نمایشی کار بیشتری در این زمینه نمی تواند صورت دهد. نه تنها اراده سیاسی برای جلوگیری از سواستفاده های سپاه از برق کشور وجود ندارد که دولت پزشکیان نه سرمایه ای برای بهینه سازی شبکه های فرسوده دارد و نه سرمایه ای برای احداث نیروگاههای جدید. ناگفته روشن است که توانایی پرداخت سوبسید و نصب فنی و خرید تضمینی نیروگاههای کوچک خورشیدی با هدف تشویق انرژی سبز را هم ندارد.
بحران انرژی یکی از اصلی ترین حوزه های فروپاشی زیرساختی اقتصاد ایران است که اثرات دامنه داری بر زندگی و معیشت مردم باقی می گذارد. درک همین واقعیت است که زمینه افزایش دامنه اعتراضات مردم علیه قطع برق را فراهم کرده است.
شنبه بیست و هفتم اردیبهشت هزار و چهارصد و چهار
مطالب قدیمی:
وقتی پرستار قربانی ساختار میشود؛ داستان نظام سلامت، سود، سرکوب و سکوت
اعتراضات اردیبهشت و اهمیت حیاتی شکل گیری بلوکی از نیروهای همگرا

بیان دیدگاه