۴۶ سال از بهمن ۵۷ می گذرد واین ۴۶ سال فقط یک عدد نیست درواقع عمر انسانهایی است که رفته و قابل برگشت نیست کسانی که الان بیشترشون دوران بازنشستگی را بعد از حداقل سی سال کار سپری می کنند .در مدت سی سال هرچه کار و تولید کردند بخش بیشتر آن تحت سود و افزایش سرمایه به جیب سرمایه دار و کارفرما رفت و بخش ناچیزی هم سهم کارگر شد . از همین مقدار ناچیز مبلغی تحت عنوان بیمه و بازنشستگی از او کسر میشد و دلخوش بود که دوران بازنشستگی را راحت سپری خواهد کرد ولی نشد که نشد .
بازنشستگان درپی احقاق حق خود چاره ای نداشتند که به کف خیابان بیایند تا شاید صدایشان شنیده شود ! اما کسب سود بیشتر و.. مانع شنیده شدن صدایشان بود نه تنها نمیخواهند صدایشان را بشنوند حتی با بازداشت وزندان و… سعی درخاموش کردن صدایشان برآمدند وصدالبته که این صدا خاموش شدنی نبود ونیست.یکشنبه های اعتراضی خود گویاست.
اکنون حدود ۹ ماه از ورود به منزل # اسماعیل گرامی کارگر بازنشسته می گذرد .
پس از بازرسی خانه و بردن وسایل شخصی ایشان در دادگاهی چند دقیقه ای محاکمه به یک سال زندان محکوم شدند . هم اکنون دربند ۴ اوین دوران محکومیت خود را می گذراند.
این ها که بیان شد شرح وقایع بود ولی سوال اینجاست که یک بازنشسته که حق خود را از ثروت ملی و حقوق واقعی برای یک زندگی انسانی می خواهد ! چگونه امنیت کشور را تهدید میکند که با توجه به سن و بیماری ایشان حتی با مرخصی هم موافقت نکردند.
دولت اگر مردمی و به فکر تامین معیشت اقشار مزد بگیر بود اکنون نه کسی معترض بود و نه هیچ انسانی زیر خط فقر و حتی بقا زندگی نمی کرد.
تنها اتحاد و همبستگی بین کارگران و معلمان و…. می تواند راهگشای فردا روشن برای ۹۹ درصدی باشد.
گرامی باد اول ماه می روز جهانی کارگر
گرامی باد روز ملی معلم
رهایی انسانهای برابری طلب وآزادیخواه را خواهانیم.
فقط کف خیابون بدست میادحقمون
✍️ روح زاد
بیان دیدگاه