از ظهر روز شنبه که انفجار بندر رجایی در کانون تمرکز رسانه ها و افکار عمومی قرار گرفت تا ظهر روز یکشنبه که هنوز انفجارها ادامه داشت و آتش سوزی مهیب مهار نشده بود، آنچه قطعیت یافته مرگ دلخراش کارگران بندر و مجروحیت بیش از هزار نفر بوده است که البته آمار همچنان سیر صعودی دارد. با گذشت بیست و چهارساعت مقامات هنوز به طور رسمی نمی گویند که علت چنین انفجار و آتش سوزی گسترده و فاجعه باری در بزرگ ترین بندر تجاری کشور چه بوده است؛ در عوض به تناوب انتشار خبرهای رسانه ها در باره دلایل احتمالی انفجار اقدام به تکذیب کرده اند. نهادهای مرتبط یکی پس از دیگری مخزن نفت، کانتینر امونیاک، مواد سوختی، مواد خطرناک شیمیایی و انفجار سوخت وارداتی برای موشک های بالستیک را تکذیب کرده اند. در آخرین مورد وزارت دفاع اعلام کرده که «طبق بررسیها و مستندات هیچگونه محموله وارداتی یا صادراتی با کاربرد نظامی در محدوده آتشسوزی وجود نداشته و ندارد.».»
مقامات در مورد این که انفجارها حادثه بوده یا خرابکاری سازمانیافته و در صورت اخیر کار اسرائیل بوده یا کاسبان داخلی تحریم که دنبال تخریب احتمال موفقیت مذاکرات هسته ای با آمریکا و به قول خودشان «سازش با یزید» هستند هم سکوت کرده اند و صرفا وعده می دهند که بعدا دلیل انفجارها را خواهند گفت. در عوض از طریق دادستانی برای کنترل جریان خبررسانی تهدید به برخورد و سرکوب فعالان فضای مجازی و رسانه هایی کرده اند که در باره این انفجار در بندر رجایی خبررسانی و گمانه زنی کرده اند.
بیش از ده هزار کانتینر در یک روز اخیر سوخته است، هیچ مسئولی در باره نقش عدم رعایت ضوابط فنی، ایمنی و پروتکل های نگهداری و حمل مواد شیمیایی کلامی نگفته است.
در ماجرای انفجار بندر رجایی آنچه نه قابل تکذیب است و نه قابل پنهان سازی، مرگ دلخراش کارگران بندر، وخامت وضع گروه بزرگی از زخمیان، خسارات بسیار گسترده وارده به بندر و فرافکنی مسئولان در باره دلایل انفجار و آتش سوزی است. تصاویر منتشره از بندر رجایی بعد از انفجارها دست کمی از تصاویر ویرانی های غزه ندارد. و این تصاویر به عنوان مشت نمونه خروار چشم اندازی را که دوستداران بمباران، تجاوز نظامی و جنگ در برابر مردم ایران می گذارند به شکلی عریان به سطح کشیده است. کارگران با این که در کشور ما بیشترین محرومیت ها را از حاصل کار و زحمت شان دارند و از همه نظر تحت فشارهای سنگین معیشتی هستند، در وقت بروز سوانح و حوادث مرگبار همیشه در صف اول جانباختگان هستند و خشم انسان زمانی بیشتر می شود که مانند بسیاری از سوانح بزرگ بسرعت رد پای تبعیض و بی عدالتی های نهادینه شده بیرون می زند. استان هرمزگان با بیش از ۶ درصد سهم در تولید ناخالص داخلی، و داشتن بندر رجایی به عنوان بزرگترین بندر تجاری کشور، نرخ فقری بین ۳۵ تا ۴۰ درصد را تحمل میکند. و در چنین شرایطی نه تنها مرگ و مصدومیت به سراغ کارکنان زحمتکش بندر رجایی آمده که مردم منطقه در مقابل انتشار گازهای سمی و پیامدهای مرگبارش بر سلامت عمومی هیچ راه فراری ندارند. نه فقط مردم محلی و استان که تمام مردم ایران از فرافکنی مسئولان و دست اندرکاران و عدم رعایت پروتکلهای نگهداری و حمل مواد شیمیایی، خشمگین و در سوگ جانباختگان عزادارند.
اتحاد کارگران انقلابی ایران
یکشنبه 7 اردیبهشت هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه