
کانون نویسندگان ایران در همان روزهای سیاه به وظیفهی ذاتی خود در دفاع بیچونوچرا از آزادی رفتار کرد و اسنادِ زیر برگی است از تاریخ خونبار آن روزگار.
حوادثی که در روزهای اخیر در دانشگاههای ایران اتفاق افتاد بار دیگر میهن ما را در محیطی بحرانی و
سرشار از دشمنی و عدم تفاهم فرو برد و نیروهای مردمی را که میبایست در این شرایط حساس دست در دست هم برای مقابله با دشمن خارجی بکوشند به بهانههای پوچ و واهی رویاروی یکدیگر قرار داد.
به دنبال تجاوزهای پراکنده ولی مکرر گروهها و دستههای مرتجع و ناآگاه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، که منجر به تصرف دانشگاه تبریز و برخی از مراکز دانشگاهی، و درگیری و اعمال خشونت و مصدوم و مجروحشدن صدها نفر از دانشجویان شد، شورای انقلاب اسلامی ایران روز جمعه ۲۹ فروردینماه بیانیهای انتشار داد که نشان میداد همهی این رویدادها بر اساس برنامهای از پیش اندیشیده و سازمانیافته انجام گرفته است. شورای انقلاب در بیانیهی خود، ضمن تأیید اقدامات خودسرانه گروههای غیرمسئول در تصرف مراکز آموزش عالی به دانشجویان دانشگاههای کشور اخطار کرد که ظرف سه روز «دفاتر» سیاسی خود را در دانشگاهها برچینند. شورا همچنین ضربالاجلی در مورد به پایانرساندن امتحانات تا چهاردهم خرداد برای دانشگاهها تعیین کرد و صراحتا یادآور شد که از آن پس دانشگاهها تعطیل خواهند شد تا فرصتی برای تغییر بنیادی نظام آموزشی، تجدید سازمان دانشگاهها و پذیرش دانشجو بر اساس ضوابط جدید فراهم آید.
شورا در بیانیهی بعدیاش حتی از فرصت سهروزهای که برای برچیدن دفاتر سیاسی گروهها تعیین کرده بود عدول کرد و با آنکه قبلا اعلام داشته بود که در صورت عدم تمکین دانشجویان، روز سهشنبه دوم اردیبهشت مردم به دانشگاهها فراخوانده خواهند شد، دانشگاهها را از روز یکشنبه ۳۱ فروردین تعطیل کرد و اعلام داشت که حفظ امنیت دانشگاهها در جریان تخلیه دفاتر و جابهجایی وسایل به عهدهی کمیته مرکزی انقلاب اسلامی خواهد بود.
در برابر چنین وضعی این پرسش پیش میآید که دلیل شورای انقلاب برای انسجام دادن اینگونه اقدامات آنهم در شرایط دشوار و بحرانی کنونی چیست. اطلاعیههای گروههای مهاجم به دانشگاهها و بیانیهی شورای انقلاب از «پاکسازی دانشگاهها» و «تغییر بنیادی نظام آموزشی» سخن میگویند. در لزوم تغییر نظام آموزشی و تطبیق دادن آن با خواستهای انقلابی جامعه پاکسازی دانشگاهها از عوامل و کارگزاران رژیم گذشته هیچ حرفی نیست. این خود از هدفها و خواستهای اساسی انقلاب ایران بوده که همواره توسط دانشگاهیان، گروههای سیاسی و نیروهای متعهد نسبت به انقلاب مصرانه پیگیری شده است.
پرسش اینجاست که چه چیز تاکنون مانع تحقق این هدف بوده است؟ آیا در طول یکسالواندی که از سقوط رژیم گذشته میگذرد شورای انقلاب با همهی کمیسیونهای عریض و طویل خویش و دستگاههای اجرایی دولت که زیر نظر این شورا کار میکنند واقعا فرصت انجام مطالعات لازم، تهیه طرحهای اجرایی و فراهمکردن مقدمات برای تغییر بنیادی نظام آموزشی را در شرایطی آزاد و آرام نداشته است؟ آیا فعالیت سیاسی دانشجویان در دانشگاهها و وجود دفترهای سیاسی آنان که از حدود یک یا دو اتاق برای هر گروه فراتر نمیرود واقعا مخل انجام برنامه تغییر بنیادی نظام آموزشی بوده؟ همگان میدانند که دانشجویان در طول یکسالواندی که از سقوط رژیم گذشته میگذرد ضمن انجام وظایف اجتماعی خود در عین همکاری و تفاهم متقابل به فعالیتهای آموزشی خویش نیز پرداختهاند. محیط دانشگاهها در این مدت، در مقایسه با سایر جاها، محیطی بوده که در آن آموزش و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی پا به پای هم پیش رفته و دانشگاه علاوه بر اجرای وظایف علمی و آموزشی خود سنگر انقلاب و آموزش سیاسی تودهها نیز بوده است. پس چه دلیلی وجود دارد که ناگهان دانشگاه و دانشگاهیان به بهانهی تغییر بنیادی نظام آموزشی مورد حمله و هجوم همهجانبه و سازمانیافتهای قرار میگیرند- آن هم در جوی آشفته و برانگیخته و در شرایطی که دولت و شورای انقلاب همگان را به لزوم اتحاد عمل و بسیج نیروها برای مقابله با خطر امپریالیسم دعوت میکنند؟ باورکردنی نیست که تغییر بنیادی نظام آموزشی بتواند در محیطی اینچنین آشفته و زیر ضربات چوب و چماق و بدون شرکت آگاهانه دانشگاهیان و دانشجویان انجام گیرد.
آشکار است که بار دیگر با هجوم گستردهای از سوی نیروهای ارتجاعی و انحصارطلب که هدف آنها نابودی دستاوردهای دموکراتیک انقلاب ایران و تثبیت حاکمیت و سلطهی مطلق ارتجاع در تمامی شئون فرهنگی و اجتماعی جامعه ماست، روبرو هستیم. دامنه این هجوم سازمانیافته چنان گسترده است که هیچ ایرانی آگاه و متعهد نسبت به انقلاب ایران نمیتواند در برابر آن خاموش بنشیند.
کانون نویسندگان ایران به عنوان مجمعی از اهل قلم متعهد نسبت به دفاع از آزادیهای فردی و اجتماعی، بهویژه حقوق و آزادیهای فرهنگی و آموزشی، حمله و هجوم به دانشگاههای کشور، سلب عملی حق فعالیت سیاسی دانشجویان و استقرار نظرم انحصارطلبانه و ضدفرهنگی در دانشگاهها را شدیدا محکوم میکند و بار دیگر به همه نیروهای آگاه و متعهد انقلابی و همه فرهنگیان و دانشگاهیان ترقیخواه هشدار میدهد که اینگونه تجاوزها را جدی تلقی کنند و برای مقابله با آنها و نجات دستاوردهای دموکراتیک انقلاب ایران از هیچگونه کوششی دریغ نورزند.
انحصارطلبان بدانند که استقرار نظم ضدفرهنگی دلخواه آنان در مراکز فرهنگی و آموزشی دیری نخواهد پایید و مقاومت دلیرانه مردم ایران اجازه نخواهد داد که دانشگاه، این سنگر آزادی، به دژ ارتجاع تبدیل شود.
کانون نویسندگان ایران – ۳۱/۱/۱۳۵۹
دربارهی دانشگاهها
بیانیهی شماره ۲
هموطنان!
هنوز فریاد اعتراض و هشدار نسبت به حمله و هجوم تدارکدیدهشده به دانشگاهها در فضای جامعه طنینانداز بود که دانشگاهها در سراسر کشور با خشونت و سبعیتی که ملت ایران فقط از رژیم ستمشاهی انتظار داشت به خون کشیده شد.
دانشگاه، این سنگر آگاهی و آزادی، این کانون مبارزهی ضدامپریالیستی و آئینهی تمامنمای خواستهای دموکراتیک مردم ایران، زیر ضربات وحشیانهی گروههای بسیجشدهی ارعاب و سرکوب قرار گرفت. در برابر این هجوم گسترده، دانشجویان دانشگاههای سراسر ایران که تجربه خونین سیسال مبارزه پیگیر و شکستناپذیر با رژیم خونخوار وابسته به امپریالیسم را پشت سر نهادهاند، بار دیگر به مقاومت برخاستند و نشان دادند که آمادهاند تا همچنان به همراه تمامی نیروهای ترقیخوه در راه تحقق و تعالی هدفهای جنبش انقلابی ایران جان بر کف مبارزه کنند.
بدینسان، دانشجویان، این پیشاهنگان جنبش انقلابی و این مبارزان خستگیناپذیر، بار دیگر با نثار خون خود پردهی دروغ و فریب را دریدند و واقعیت سیاستها و نقشههایی را که بر بستر توطئههای رنگارنگ ارتجاع کارسازی میشود و از آن نقشونگار میگیرد، افشا کردند و هشیارانه و دلاورانه نشان دادند که نه فریب میخورند و نه مرعوب قدرت میشوند.
از سقوط رژیم ستمشاهی که یکی از رسواترین جنایاتش سرکوب مستمر دانشگاه بود یک سال و چندماه بیش نمیگذرد، و اکنون زخمهای خونباری که بار دیگر بر پیکر دانشگاه دهان گشوده است فریاد میزند که این کانون پیشتاز مبارزات دموکراتیک و ضدامپریالیستی مردم ایران بهگونهای بس اسفبارتر و نفرتانگیزتر از گذشته آماج کینتوزیهای بیحدو حصر دشمنان آزادی و فرهنگ است.
این جریان سرکوب و کشتار توطئهآمیز از نظر افشای حقایق دارای چنان اهمیتی است که هیچ فرد یا سازمانی که خود را در پاسداری و اعتلای دستاوردهای دموکراتیک جنبش انقلابی ایران موظف و مسئول میشناسد نمیتواند حتی یک لحظه نسبت بدان بیاعتنا بماند.
هممیهنان! کانون نویسندگان ایران به عنوان سازمانی دموکراتیک و مدافع آزادیهای فردی و اجتماعی وظیفه خود میداند این بار علیرغم سیاست دوگانهی سرکوب مصرانه و دلجویی ملتمسانهی ارگانهای قدرت، که به قصد سرپوش نهادن بر خون تازهی مبارزان دانشگاهی و آشفتن اذهان مردم و بیاثر کردن فریادهای اعتراض و افشا دنبال میشود و علیرغم سانسوری که بر تمام رسانههای گروهی سایه افکنده است، پرتوانتر از همیشه و با فریادی از خشم و اعتراض از مصادر امور بپرسد:
در حالیکه مبارزهی ضدامپریالیستی مردم میهن ما وارد مرحله دشوار و خطرناکی شده است، در حالیکه به تصدیق مسئولان سیاسی کشور مرزهای ما در معرض تهدید و تجاوز خارجی قرار دارد، در حالیکه خلقهای ایران به خاطر مبارزه در راه کسب حقوق دموکراتیک خود به آتش و خون کشیده شدهاند، در حالیکه به ادعای دولت و زمامداران سیاسی کشور بسیج همه نیروها و ضرورت اتحاد همه قشرها در مبارزه علیه امپریالیسم اولویت حیاتی دارد، چرا و چهگونه است که برنامهی تدارکدیدهشدهی تغییر نظام آموزشی در دانشگاهها – که عملا در جهت تثبیت گرایشهای سخت تنگنظرانه و ارتجاعی سازمان یافته است- درست در موقعیتی چنین خطیر به اجرا درمیآید، و با بدل شدن به مسئلهای عمده در مبارزات ضدامپریالیستی خلقهای ایران انحراف ایجاد میکند؟ شما که خود را مسئول همه چیزهایی میدانید که در مملکت اتفاق میافتد، چرا و چهگونه در طول سه روزی که به عنوان مهلت برای برچیدن دفترهای گروهها تعیین کرده بودید، با گفتهها و بیانیههای تحریکآمیز زمینهای فراهم آوردید تا گروههای ارعاب و سرکوب به دانشگاه بتازند؟
چرا رئیس جمهوری هنگامی از وجود توطئه برای به خون کشیدن مملکت سخن میگوید که عملا کار از کار گذشته است و آنگاه که دانشجویان به خون کشیده شدند تازه به اصرار و التماس از متجاوزان میخواهد که از اقدامات خودسرانه علیه گروههای سیاسی دست بردارند و کشتار دانشجویان را که در برابر دیدگان حیرتزدهی مردم به دنبال حمله پاسداران و چماقداران مورد حمایت آنها صورت گرفته است سرکوب و کشتار به دست «نیروهای غیرمسئول» مینامد؟
آیا این دودوزهبازی در جهت فریب مردم و شستن دست خود از خونهای به ناحق ریخته است یا پرهیز از افشای مراکز خودسری و توطئه و کشتار؟
آیا این دودوزهبازی خود سیاستی است یگانه یا تعارض سخنها و بیانیههای ارگانهای قدرت فقط بر سر شیوههای سرکوب و رسیدن به تمرکز قدرت است؟ هممیهنان! ما میدانیم که رهبران و مقامات رسمی نهتنها به این پرسشها پاسخ نخواهند داد، بلکه مثل همیشه خواهند کوشید تا با محکمتر کردن تسمهی سانسور از انعکاس آنها نیز جلوگیری کنند.
هممیهنان! جریان سرکوب و کشتار توطئهآمیز دانشگاهها دارای چنان اهمیتی است که میتواند نقطه عطفی باشد برای بررسی و ارزیابی مجدد آنچه بعد از سقوط رژیم ستمشاهی در میهن ما گذشته است.
ما از همه مردم ایران که دل در گرو آرمانها و هدفهای اصیل جنبش انقلابی ایران دارند، از کارگران، دهقانان، دانشگاهیان، فرهنگیان، کارمندان و پیشهوران میخواهیم که در این جریان خونبار نیک بنگرند و از خود بپرسند که آیا انتظار آن را داشتند که بعد از بیستوپنجسال مبارزه پنهان و آشکار، که طی آن دهها هزار شهید در خیابانها و کوچهها، در کوهها و جنگلها و در شکنجهگاهها و میدانهای تیر جان خود را نثار کردند، رژیمی در ایران مستقر شود که «میلاد» خود را – آنچنان که
رئیسجمهوری اعلام داشت- در میان خون فرزندان انقلابی، در ویرانی مراکز مبارزاتی دانشجویان، و در حمایت چماقداران و قمهبندان و ژ۳بهدستان کشتارگر اعلام دارد؟
هممیهنان! کارگران، دهقانان، روشنفکران! جریان خونبار دانشگاه از دیگر جریانهایی که در میهن ما میگذرد جدا نیست. هدف سرکوب نیروهای دانشجویی از یک سو منحرف کردن اذهان تودههاست از مبارزات ضدامپریالیستی و مبارزات خلقهای ایران، بهویژه خلق کُرد، و از سوی دیگر از میان بردن ثمرهی مبارزات انقلابی دانشجویان، یعنی شوراهای دانشکدهها، جلوگیری از فعالیت سیاسی در دانشگاهها، کنار نهادن استادان مترقی و اخراج دانشجویان مبارز و سرانجام تحمیل کردن گرایشهای انحصارطلبانهی ارتجاعی در جامهی «تغییر نظام آموزشی».
سرکوب دانشگاهها آغاز تلاش دیگری برای از میان بردن همه دستاوردهای دموکراتیک انقلاب ایران است. آنچه در دانشگاهها رخ داد، در کارخانهها و کارگاهها، در مدارس و در ادارات، و خلاصه در همه مراکز فعالیت قشرها و گروههای اجتماعی میهن ما اتفاق افتاده است، یا ــ اگر متحداً علیه این همه سبعیت به پا نخیزیم ــ اتفاق خواهد افتاد.
هممیهنان! تنها وحدت و مقاومت یکپارچهی همه نیروهای وفادار به آرمانهای دموکراتیک و ضدامپریالیستی جنبش انقلابی ایران است که میتواند نقشههای شومی را که به منظور سلطهی مجدد و کامل امپریالیسم بر زمینهی آمادهی ارتجاع تدارک دیده شده است عقیم گذارد.
کانون نویسندگان ایران – ۴/۲/۱۳۵۹
بیان دیدگاه