ابهام در سرنوشت مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی و آمریکا

علیرغم تاکید مشترک آمریکا و جمهوری اسلامی بر مثبت بودن دور نخست گفتگوهای عمان در روز شنبه گذشته، مجموعه واکنش های طیف های مهم و تاثیرگذار در سرنوشت نهایی مذاکرات جاری، هنوز جایی برای ارزیابی های قطعی خوشبینانه در باره موفقیت آمیز بودن مذاکرات باز نکرده است. در واقع بخش مهمی از واکنش ها بر اساس مفروض انگاشتن تحقق پیش فرض هایی استوار است که قطعیت آنها مستند نشده است. یکی از مهم ترین این پیش فرض ها نوع برخورد با برنامه غنی سازی هسته ای در ایران است. مثلا بر اساس بخشی از داده های رسانه ای شده در سه روز اول پس از برگزاری جلسه نخست مذاکرات هسته ای به نقل از منابع مطلع از روند مذاکرات و محورهای آن، فرض شده است که سیاست دولت آمریکا نه برچیدن کل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و انهدام کامل آن – شبیه آنچه در مورد لیبی صورت گرفت و مورد درخواست لابی اسرائیل در خصوص برنامه هسته ای جمهوری اسلامی است – بلکه کاهش درصد غنی سازی، انتقال اورانیوم غنی شده بالاتر از سه و نیم درصد به روسیه و راستی آزمایی مراکز هسته ای جمهوری اسلامی برای اطمینان از عدم تولید سلاح هسته ای از سوی جمهوری اسلامی است. چنین رویکردی اگر واقعی باشد شرایط توافق جمهوری اسلامی با آمریکا را فراهم می سازد و این حتی از طریق اشاره مستقیم خامنه ای به مثبت بودن مذاکره برگزار شده در مسقط به تلویح مورد تاکید قرار گرفته است. با این حال بعد از جلسه ای که صبح روز سه شنبه در اتاق وضعیت کاخ سفید از سوی ترامپ درباره مذاکرات جاری بر سر توافق هسته‌ای با ایران برگزار و تمام مقامات ارشد امنیت ملی و سیاست خارجی دولت ترامپ در این جلسه حضور داشتند، تاکیدات جدید در باره برنامه هسته ای در جهت سیاست لابی اسرائیل یعنی نابودی کامل سیاست هسته ای است. ویتکاف صبح سه شنبه در مصاحبه با فاکس نیوز گفت: «ایران نیازی به غنی‌سازی فراتر از 3.67 درصد ندارد، اما در مواردی تا 60 درصد پیش رفته که قابل پذیرش نیست. بنابراین، راستی‌آزمایی دقیق در خصوص سطح غنی‌سازی و ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای، از جمله موشک‌ها و چاشنی بمب، ضروری است.»

بعد از برگزاری جلسه کاخ سفید دفتر ویتکاف در پیام کوتاهی اعلام کرد:« ایران باید برنامه غنی‌سازی و تسلیحاتی هسته‌ای خود را متوقف و حذف کند». پذیرش غنی سازی در حد 3.67 درصد و طرح لزوم راستی آزمایی برای جلوگیری از فراتر نرفتن از این میزان، یعنی مجاز دانستن اصل موجودیت برنامه غنی سازی هسته ای، مسلما با حذف برنامه غنی سازی یک تناقض آشکار است. کمترین خاصیت این موضع گیری متناقض نماینده آمریکا آنهم در حد چند ساعت این است که موضع واقعی کاخ سفید در دور دوم مذاکرات را دچار ابهام می کند. این ابهام، خصلت ذهنی انبوه گمانه زنی های صورت گرفته در باره نتایج مثبت دور دوم گفتگوها و اتکای آنها بر پیش فرض های غیر واقعی را بازمی تاباند. شاید این ابهام آفرینی به خاطر بازی با گرایش های مختلفی است که قدرت تاثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا دارند؛ شاید نرمشی کلامی نسبت به لابی اسرائیلی است. روشن است که هدف اسراییل از برچیدن کامل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، برانگیختن مخالفت جمهوری اسلامی، به شکست کشاندن مذاکرات جاری و زمینه سازی برای تجاوز نظامی و بمباران مراکز هسته ای و موشکی ایران از سوی آمریکاست.

در حقیقت نادیده گرفتن نقش، توانایی و ظرفیت های مخرب نیروهایی که دستیابی به توافقی پایدار برای پایان دادن به فضای جنگی، برچیده شدن تحریم های شدید اقتصادی و عادی شدن روابط با آمریکا را مغایر منافع خود می دانند، هم در ایران و هم در آمریکا و جایگزین کردن روایت پردازی های توهم بار و تمرکز بر نحوه پیش خور کردن دستاوردهای فرضی توافقات احتمالی (به شیوه ای که معمولا بازارهای بورس واکنش نشان می دهند) خطایی است که باید از آن پرهیز کرد.

آزادسازی منابع ارزی بلوکه‌شده، جهش صادرات و افزایش درآمدهای نفتی، جذب سرمایه خارجی و مخصوصا آمریکایی، برچیده شدن تحریم ها، کاهش تورم و بهبود وضعیت اقتصاد ایران و رشد تولید هیچ یک اساسا واقعیت ندارد. ما مدافع مذاکرات هسته ای و دستیابی به توافقات پایدار و صلح به جای فضای جنگی هستیم اما برخلاف گرایش هایی در درون و حاشیه حاکمیت  دفاع اصولی نیروهای مستقل چپ و کارگری از مذاکره بر سر پرونده هسته ای، نمی تواند با چشم بستن بر فساد ساختاری و ذات استبدادی اصلاح ناپذیر نظام کنونی و توهم پراکنی در مورد گل و بلبل شدن وضع در صورت توافق جمهوری اسلامی با آمریکا همراه باشد. بدون تغییرات ساختاری و بنیادی، رفع خطر جنگ به خودی خود تاثیرات ماندگاری باقی نخواهد گذاشت چه رسد ردیابی آنها در فضای پر ابهام و مه آلود کنونی در حوزه اقتصاد و معیشت.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

بیست و شش فروردین هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه