مذاکرات ایران و آمریکا در عمان: واکنش ها و چالش ها

شروع مذاکرات میان عراقچی از سوی جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف به عنوان نماینده ترامپ در عمان بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، چالش های پیش رو و واکنش هایی را که برانگیخته، در کانون توجه افکار عمومی قرار داده است.

در آستانه مذاکرات، روزنامه کیهان که گویا از تحولات پشت پرده و پیام های رد و بدل شده با خبر شده بود، اقدام به تهدید ترامپ به ترور کرد تا فضا را هر چه بیشتر تخریب کند. کاسبان تحریم در نگرانی از سکه شدن بازار بادآورده غارتگری شان در «دور زدن تحریم ها»، شروع به جو سازی علیه مذاکره کرده و بار دیگر فراخوان به برگزاری تجمع موتوری این بار علیه مذاکره با «شیطان بزرگ» کردند. انتشار خبر مذاکره از سوی ترامپ در جریان دیدارش با نتان یاهو در کاخ سفید و حالت مات شدگی قصاب کودکان غزه از سخنان ترامپ در مورد مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی، خشم و نگرانی اسرائیل را برانگیخت و عوامل ایرانی جنگ روانی اش را هم سخت نگران کرد. آنها اکنون تمسخر حاکمیت به اینکه بر خلاف رجزخوانی هایش تسلیم شده و زیر فشار حداکثری به مذاکره با ترامپ تن داده است را با هدف تحریک به مخالفت با مذاکره، به خط تبلیغی خود تبدیل کرده اند. راست سلطنت طلب و کسانی که روی احتمال سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق ریزش بمب های آمریکایی و اسرائیلی روی ایران حساب باز کرده اند با شروع مذاکرات دستپاچه شده اند. «بازار» سهام و ارز اما با ریزش قیمت دلار و افزایش قیمت سهام به خبر مذاکره واکنش مثبت نشان دادند. همسویی آشکار صف مخالفان داخلی یعنی جناح تندروی اصولگرای داخلی و عوامل جبهه پایداری با دولت اسرائیل و راست سلطنت طلب در مخالفت با مذاکره بر سر برنامه هسته ای ایران، بار دیگر این واقعیت را برجسته تر کرده است که پیشروی خط مذاکره، مستلزم برچیدن بساط کاسبان تحریم و مافیاهای غارتگری است که از طریق مواضع به ظاهر رادیکال ضد آمریکایی به سیاست های اسرائیل خدمت می کنند. درهم شکستن آنها پایه حمایتی تقلیل یافته دستگاه ولایت را لرزان تر می کند و با تشدید  فرصت های «قطب بندی» بر سر مسایل حیاتی زمیته گسترش تعرض به استبداد و عقب نشاندن آن در حوزه های دیگر را تقویت می نماید.

واقعیت این است که اکثریت بزرگ مردم ایران که از فقر و فلاکت و افزایش شدید قیمت ها به تنگ آمده اند، از مذاکراتی که به پایان تحریم ها یا حتی کاهش فشار خردکننده کنونی روی آنها منجر شود استقبال می کنند. مردم جنگ و ویرانی نمی خواهند. بمباران مراکز هسته ای ایران، و حمله موشکی تلافی جویانه به تاسیسات کشورهای منطقه و پایگاههای آمریکا راه حل نیست. مستقیم یا غیر مستقیم بودن مذاکره نیز نمی تواند جنبه اصولی پیدا کند. زیرا مذاکره بر پایه صرفا اعتماد طرفین به همدیگر یا بر اساس مبانی ایدئولوژیک بی معناست و چرخش های مربوط به توازن قوا و تغییرات ژئوپلیتیک می تواند چنانکه اکنون آشکارا شاهدیم بازی در فضای میان «نه مذاکره، نه جنگ» را ناممکن کند.

البته همچنان چالش مهمی بر سر نتیجه مذاکره جاری وجود دارد. نه فقط تندروهای جبهه پایداری که لابی قدرتمند اسرائیل و جناح جنگ طلب در کابینه ترامپ و همچنین انتظارات ترامپ و امتیازاتی که می خواهد و مخالفت های جمهوری اسلامی و امتیازاتی که نمی خواهد بدهد،  می توانند مذاکرات را به سرعت به شکست بکشانند. مثلا جمهوری اسلامی پیشاپیش از زبان عراقچی اعلام کرده که با نابودی کامل تاسیسات هسته ای ایران نظیر لیبی موافقت نخواهد کرد. هنوز ارزیابی دقیقی از نقش بازدارنده مواضع چین و روسیه و حمایت مشترک آنان از موضع جمهوری اسلامی در مناقشه هسته ای با آمریکا همزمان با مذاکرات در عمان وجود ندارد. تنها چیزی که اکنون بیش از هر زمان حائز اهمیت است شفافیت حداکثری در پروسه مذاکرات است. پرونده هسته ای را جمهوری اسلامی با سیاست هایش به مردم ایران تحمیل کرده است و این پرونده در خواست و اراده مردم ایران هیچ گونه پایه و اساسی ندارد. حاکمیت تاکنون همواره مردم را از جزئیات مذاکرات و سیاست ها و تصمیماتی که پیش از همه زندگی مردم ایران را تهدید می کند دور نگاه داشته است. در حالی که مردم حق دارند به طور دقیق از همه چیز در خصوص مذاکرات جاری با خبر باشند.  مطالبه شفافیت بخشی مهم و پیش درآمد مطالبه عمومی تر پاسخگویی حاکمیت در برابر  فجایعی است که سیاست و پرونده هسته ای آن تاکنون برای زندگی مردم به بار آورده است. موفقیت یا شکست مذاکرات از دو جهت متفاوت این مطالبه عمومی را تقویت خواهد کرد.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

نوزدهم فرودین هزاروچهارصد و چهار

بیان دیدگاه