کارکرد تعرفه ها در اقتصاد آمریکا به روایت آمارها

سیاست های ترامپ بسرعت از طریق ریزش آرای انتخاباتی او پاسخ گرفته است. گسترش نگرانی از افزایش قیمت ها و رشد بیکاری و خانه خرابی، کاهش مستمری بازنشستگان از طریق سقوط ارزش بازارهای سهام، رد مرز گسترده مهاجران، اخراج کارکنان فدرال به بهانه ارتقای کیفیت خدمات اداری، رشد ناامنی اقتصادی در میان طبقه متوسط آمریکا برخی از دلایل این ریزش اعلام شده است. در میان سیاست های ترامپ، راه اندازی جنگ تعرفه ها بیش از همه در کانون توجه قرار گرفته است.

از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴، یعنی زمانی که جنگ تجاری بین امریکا و چین بالا گرفت، دولت امریکا بر اساس داده های خزانه داری در مجموع چیزی بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار به صورت تعرفه از واردات از چین به دست آورد. اما این پول از کجا آمد. ظاهر قضیه این است که از صادرکنندگان چینی دریافت شد. در واقع از جیب مردم و شرکت‌های کوچک درآمد. بر اساس گزارش های بنیاد مالیات، خزانه داری، و اداره ملی بررسی های اقتصادی، در این سال‌ها، به دلیل بالارفتن بهای کالاهای مصرفی و واسطه ای، بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار از جیب مصرف کنندگان امریکایی بیشتر هزینه شد. به قرار زیر:

برای وسایل الکترونیکی شامل تلفن و لپ تاپ سالی ۱۲ میلیارد دلار، برای مبلمان و وسایل منزل سالی ۸ میلیارد دلار، برای پوشاک و کفش سالی ۵ میلیارد دلار، در مجموع متوسط ۲۵ میلیارد دلار در سال که در طی هفت سال می شود ۱۷۵ میلیارد دلار.

صنایع آلومینیوم و فولاد سالی ۱۵ میلیارد بیشتر هزینه کردند و نیمه هادی ها و ماشین آلات متوسط سالی ۲۰ میلیارد دلار که در مجموع به رقم ۳۵ میلیارد سالانه بالغ می شود که اگر در هفت ضرب کنیم به رقم ۲۴۵ میلیارد دلار اضافه پرداخت می رسیم. کشاورزان هم در مجموع این هفت سال ۲۰ میلیارد بابت تعرفه ها ضرر کردند. صنعت اتومبیل در مجموع ۷۰ میلیارد هزینه هایش افزایش یافت. اگر همه این ارقام را با هم جمع کنیم به رقم حیرت انگیز ۵۱۰ میلیارد می رسیم. در واقع تقریبا تمام درآمد دولت امریکا از تعرفه ها، در واقع از جیب مردم امریکا بیرون آمد. در طی این سال‌ها، خانوارها ۱۰۰ میلیارد بابت گران شدن کالاهای وارداتی از چین پرداخت کردند. تولید کنندگان ۱۵۰ میلیارد دلار و کسب و کارهای کوچک ۲۵۰ میلیارد دلار. این ارقام همه بر اساس داده ها و تحقیقات سه مرکز زیر هستند:

The National Bureau of Economic Research

Tax Foundation

Fed Research

در واقع کاهش مالیات سرمایه با افزایش مالیات غیرمستقیم به شکل تورم جبران می شود. کسب و کارهای کوچک و متوسطی که نمی توانند از پس این شرایط برآیند توسط بزرگ‌ترها به رقمی ناچیز، عمدتا در بازار بورس، خریداری می شوند. حجم کلی سرمایه اجتماعی با پایین آمدن ارزش شرکت ها کاهش می یابد، در نتیجه نرخ سود که رابطه بین ارزش افزوده و سرمایه ثابت است، در اثر این کاهش ارزش عمومی سرمایه، بالاتر می رود و بحران اقتصادی موقتا کنترل می گردد. و بهای آن خانه خرابی ده ها و چه بسا صدها میلیون انسان، نه تنها در خود امریکا، بلکه در سراسر جهان است، به خصوص در کشورهایی که از نظر اقتصادی ضعیف تر و فقیرتر هستند

بیان دیدگاه