ستاره ستیزد و، شب گریزد و صبح روشن آید
پرد گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران
چند ساعت بیشتر به پایان سال باقی نمانده است؛ سالی که تاریکیها، دشواریها و فشارهای بیپایان اقتصادی و اجتماعی را بر زندگی کارگران و مردم محروم تحمیل کرد. سالی که صدای بسیاری از حقطلبان خاموش شد و بار دیگر ثابت شد که راه عدالت و آزادی راهی ناهموار و پر از چالش است. اما بهار در راه است. بهاری که اگرچه ممکن است آغازگر تحولی ناگهانی نباشد، اما یادآور شکفتن و تغییر است. بهاری که به ما میآموزد هیچ زمستانی، هرچند سخت و طولانی، نمیتواند ابدی باشد. امیدوارم این فصل نه تنها آغاز نو شدن طبیعت، بلکه بهار آزادی زندانیان صنفی، سیاسی و عقیدتی باشد. بهاری که نور آگاهی و آزادی را بر تاریکیهای زندگی تابانده و روزنه امیدی را برای تمامی انسانهای رنجدیده به ارمغان آورد.
سال نو را به جای جشنهای رایج، با همبستگی، تعهد و تلاشی تازه برای عدالت و آزادی آغاز میکنیم. تنها در سایه اتحاد و ایستادگی است که میتوان آیندهای بهتر ساخت.
رضا شهابی کارگر اخراجی سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران اسفند 1403
بیان دیدگاه