در حالی که زمستان نفس های آخر خودش را می کشد، نگرانی و تشویش از نحوه گذران زندگی در وانفسای گرانی و دستمزدهای حداقلی سرکوب شده در سال جدید که به آستانه آن رسیده ایم، جای شوق نزدیک شدن بهار و سال نو در بین اکثریت مزد و حقوق بگیران را گرفته است. موج اعتراضات بخش های مختلف نیروی کار در هفته ای که گذشت شاهدِ این ماجراست.
کارکنان شرکت تأسیسات دریائی ایران، در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق، مطالبات و عیدی، پرستاران و کادر درمان بیمارستان مردانیآذر تبریز، پرسنل اورژانس گیلان، بهورزان شبکه بهداشت شوش خوزستان، پرسنل شبکه بهداشت و درمان شهرستان اردل، پرتو کاران بالینی استان فارس، و پرستاران علوم پزشکی یزد، در اعتراض به مشکلات معیشتی و حقوقی، کارگران کارخانه اکسید منیزیم سربیشه ی خراسان جنوبی در اعتراض به حقوق معوقه، رانندگان میکسر در مشهد در اعتراض به جریمه شهرداری و کم بودن سهمیه گازوئیل، کارکنان شرکتی ارکان ثالث مناطق نفت خیز جنوب در اعتراض به وعده های عملی نشده، پرسنل بومی شرکت جهانپارس رفسنجان، کارمندان دانشگاه تهران، رانندگان زن سرویس مدارس اصفهان با مطالبه ی حقوق، مزایا و برخورداری از حق بیمه، کارگران شهرداری تکاب در اعتراض به چندین ماه عدم پرداخت حقوق و سنوات، کارگران فصلی شرکت نیشکر هفتتپه با خواست تبدیل وضعیت قراردادها، کارکنان مخابرات خراسان رضوی، آذربایجان غربی و پیرانشهر، و کارکنان رسمی ورودی سال ۹۲ شرکت نفت اهواز در اعتراض به عدم پاسخگوئی مسئولین به مطالبات آنها، نمونه هایی از انبوه اعتراضات مطالباتی در این هفته بودند.
به اینها باید تجمعات اعتراضی و گاها سراسری ی بازنشستگان فولاد و معدن اصفهان، بازنشستگان و مستمریبگیران تامین اجتماعی تهران، شوش، اهواز و شوشتر، در اعتراض به فقر، نداری، گرانی و تورم، دستمزدهای ناچیز و نامناسب، فساد، دزدی، غارت و چپاول، تبعیض، نبود بیمارستان و امکانات پزشکی و درمانی، نبود امکانات آموزشی مناسب، نبود رفاه، آسایش و امنیت را افزود. و باز در نظر داشت که بازنشستگان شرکت ذغالسنگ البرز شرقی ساکن شاهرود، بازنشستگان مخابرات مخابرات در تبریز، سنندج، هرمزگان، مریوان، بیجار، به همراه کشاورزان شرق اصفهان با مطالبه حق آبه و شناورداران و اهالی قشم در اعتراض به واگذاری مدیریت بندر ذاکری، و متقاضیان مسکن ملی پروژه شهرک شاهد شهریار هم در اعتراضات مطالباتی هفته اخیر شرکت داشته اند.
شکل گیری این میزان از اعتراضات در اسفندماه، که اتفاقا با ماه رمضان و در برخی از شهرها با سرمای زمستان و بارش باران هم همزمان بوده است، گواهی بر این مدعاست که فقر و فلاکتِ ناشی از اقتصادِ ورشکسته، زندگی را برای اکثریت عظیم مزد و حقوق بگیران به جهنم تبدیل کرده است.
مرور اخبار اعتراضات هفته گذشته بسرعت و آشکارا چهار نکته مهم را روشن می کند:
یک: حوزه های اعتراضات گسترش پیدا کرده است. معترضین تنها بخش های خاصی از نیروی کار نیستند که به برای دستیابی به مطالباتشان مداوما دست به اعتراض می زنند. اکنون آشکارا می توان دید که گروههای زیادی از مطالبه گران بخش های مختلف برای تجمع و تحصن و اعتصاب به خیابان می آیند.
دو: این گسترش چنانچه در بسیاری از دستنوشته های تجمعات مطالباتی هفته اخیر می توان دید به معنای این است که تشدید فقر و فلاکت چاره ای جز به خیابان آمدن برای بخش های بیشتری از طبقه کارگر باقی نگذاشته است. کارد به استخوان رسیده است. و درست همین نکته را معترضین با صراحت یادآوری می کنند.
سوم: اگر چه در مواردی اعتراض به احکام سرکوب و اعد ام و مطالبه آزادی فعالین بازداشت شده در تجمعات اعتراضی مطرح می شود، اما این نوع شعارها و مطالبات هنوز در حدّی برجستگی ندارد که شرایط همگرایی مبارزاتی با بخش های هم سرنوشت با مزد و حقوق بگیران را فراهم کند. در حالی که بدون چنین پیوندهایی، سراسری کردن اعتراضات و شکل گیری یک بلوک مستقل طبقاتی از مزد و حقوق بگیران و مجموعه نیروها، اقشار و لایه های هم سرنوشت با آنان به عنوان بدیل مستقل، رادیکال و تحول طلب عملی نخواهد شد. بعلاوه از جمله به خاطر تفاوت سطح موجود میان انتظارات، تجربیات و افق های مطالبه گری میان گروههای مطالبه گر، افزایش تعداد این گروهها نقدا ارتباط روشن و معناداری با افزایش عنصر حیاتی همبستگی با همه سرکوب شده گان و ستم دیده گان نشان نمی دهد.
چهارم: اگر چه گسترش کمّی گروهها و لایه های معترض و مطالبه گری که به خیابان می آیند با تشدید فقر و فلاکت تا حدودی همسو است، اما این همسویی در رابطه با عنصر سازماندهی دیده نمی شود. به عبارت دیگر با این که تعداد گروهها و لایه های معترض بیشتر شده، حرکت به سوی همگرایی این گروهها و لایه ها حتی در سطح درون طیفی هم نقدا نامشهود است. حتی به نظر می رسد که در مواردی نظیر اعتراضات پرستاران و کادر درمان به خاطر عدم اجرای وعده ها و نپرداختن معوقه ها که در هفته اخیر قابل توجه و برجسته و متمایز بوده است، همچنان وجه خودانگیختگی بر وجه هماهنگی، همگرایی و سازمان یافتگی با هدف هم افزایی غالب است. این در حالی است که اگر افزایش تعداد گروههایی که به میدان مطالبه گری در کف خیابان پا می گذارند با شکل هائی از سازماندهی، و بویژه سازماندهی پایدار مرتبط نشوند، برداشتن همان گام اول یعنی همزمان کردن اعتراضات هم به پیش نخواهد رفت و شرایط برای واداشتن حاکمیت به عقب نشینی به سود مطالبه گران بهتر نخواهد شد.
پنجشنبه سیزدهم اسفند هزار و چهارصد و سه
مطالب قدیمی:

بیان دیدگاه