پیوند میان شبکه های سازمانده اعتراضات مستمر و ایجاد نهاد فراگیر مبارزاتی نیاز مبرم و عاجل شرایط کنونی است

از دوشنبه هفته ی گذشته تا دوشنبه ی این هفته شاهد اعتراضات در بخش های مختلف اردوی کار بوده ایم. کارکنان سایپای کاشان، کارگران واحدهای مختلف نار و کنگان، کارگران شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی بندر ماهشهر، کارگران شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی ماهشهر، کارگران اپراتور شرکتی پست‌های انتقال و فوق توزیع کشور، کارکنان سکوی نفتی سلمان منطقه لاوان، کارگران ارکان ثالث پالایشگاه ایلام، نفرات پیمانکاری منطقه ی عملیاتی پارسیان لامرد، پرسنل شرکت فولاد سیرجان ایرانیان از جمله کسانی بوده اند که در این هفته با خواسته ها و مطالبات مشخص خودشان دست به تجمعات اعتراضی زده اند. در بین اینها کارگران سایپای کاشان دو روز پیاپی و پرسنل شرکت فولاد سیرجان ایرانیان هشت روز متوالی پیگیر مطالبات خود بودند.

تبعیض در پرداخت ها و رفاهیات، محقق نشدن وعده ی تبدیل وضعیت، رفع تبعیض در پاداش، حقوق و مزایای مزدی نسبت به همکاران رسمی، افزایش مزد متناسب با تورم افسارگسیخته و گرانی بازار، حذف کامل شرکتهای پیمانکاری، اجرای کامل طرح طبقه بندی مشاغل، پائین بودن حقوق، و مطالبه حقوق معوقه اهم مطالبات کارگران و کارکنان معترض در این هفته بوده است.

اعتراضات بازنشستگان شرکت هواپیمائی هما، بازنشستگان نفت اهواز، بازنشستگان فولاد – معدن، بازنشستگان مخابرات و بازنشستگان تامین اجتماعی هم در این هفته ادامه داشت. بازنشستگان هما و نفت معترض به تعدّی نسبت به صندوق های بازنشستگی خود بودند. در حالیکه بازنشستگان فولاد-معدن در اعتراضات خود  سطح شعارهای بازنشستگان را در دو استانِ البرز و اصفهان پی می گرفتند. بازنشستگان مخابرات در آذربایجان شرقی تبریز، ایلام، بیجار کردستان، اهواز، گیلان، اصفهان، زنجان و بازنشستگان تامین اجتماعی در اصفهان، تهران، اهواز، شوش، شوشتر و کرمانشاه  به شکلی سراسری به خیابان آمدند.

سطح شعارها و مطالبات بازنشستگان در شهرها و مناطق مختلف با کمی اختلاف از اشتراکاتی واقعی برخوردار بوده است.

انتقاد و اعتراض به مستمری های ناچیز و همسان سازی ناقص، اعتراض به گرانی های وحشتناک و ناتوانی دولت و مجموعه حاکمیت در پاسخ به مطالبات پایه ای بازنشستگان، تاکید بر لزوم گسترش دامنه اعتراضات، اعتراض به تورم و گرانی، درمان و رفاه و معیشت، اعتراض به شیوه تعیین حداقل دستمزد توسط شورای عالی کار از مواردی بودند که بازنشستگان این هفته هم به شیوه و روال هفته های پیش پیگیر آن بودند.

در بین پرستاران و پرسنل کادر درمان تجمع دوباره ی صدها نفر از پرستاران و کادر اداری و خدماتی درمان بیمارستان آریا در اهواز، تجمع اعتراضی در بیمارستان چمران اصفهان، و تجمع اعتراضی پرستاران و کادر درمان شهرکرد مقابل استانداری را شاهد بودیم. در جلسه ای که برای بررسی مشکلات ومطالبات پرستاران در همدان تشکیل شده بود، یکی از پرستاران خطاب به مسئولین می گوید: «هشت ماه است حقوق نگرفته و اضافه‌کاری‌هایش هم پرداخت نمی‌شود. پرستاران بخش فوریت‌ها پنج ماه حقوق نگرفتند. حق مسکن پرستاران صد هزار تومان است و شأن و جایگاه‌ پرستار حفظ نمی‌شود».

علاوه بر اعتراضات کارگران، بازنشستگان و پرستاران، این هفته شاهد تجمعات اعتراضی صیادان جاسک، کامیونداران سمنان، کسبه بازار مواد غذایی و خشکبار خیابان مولوی تهران، متقاضیان مسکن ملی در کاشان و داوطلبان شرکت‌کننده در آزمون استخدام کیفیت‌بخشی وزارت آموزش و پرورش هم بوده ایم.

هفته ای که گذشت گوشه های دیگری از فلاکت اقتصادی  هم خود را به نمایش گذاشت. فروش داروهای خاص تجویزی برای بیماران توسط شخص بیمار، کاهش ارزش کمک هزینه معیشتی معلولان، متداول شدن اجاره تخت خواب عمومی، اعتراف رئیس دولت به وجود ناترازی در بخش های مختلف، استیضاح وزیر اقتصاد، گران شدن هزینه ی سفر، استفاده از وسایل نقلیه ی ناایمن برای جابجائی دانش آموزان روستائی، کاهش چهل درصدی قدرت خرید کارگران، و واگذاری اتوبوس های خریداری شده برای شرکت واحد به بخش خصوصی توسط شهردار تهران، خبرهایی بودند که بخوبی ناکارآمدی حاکمیت و عدم وجود اراده ای برای حل مشکلات مردم در بین آنها را به نمایش گذاشت.

 مجموعه اعتراضات گزارش شده هفته اخیر در کنار خبرهای مربوط به ورشکستگی اقتصادی اولا افزایش حوزه های اعتراض را نشان می دهد. در کنار گروههایی مثل بازنشستگان و کارکنان نفت و گاز و پتروشیمی که در شمار معترضان پیگیر هستند و بخش اصلی پایه اعتراضات مطالباتی کنونی را تشکیل می دهند؛ گروههایی که به ندرت اعتراض می کنند، (مثل کسبه و بازاریان)، یا با فواصل خیلی بیشتر دست به مطالبه گری می زنند (مثل متقاضیان مسکن ملی و یا مالباختگان)، با اعتراضات گروههایی که جنبه موردی، محلی و خاص دارد ( نظیر اعتراض صیادان جاسک) و با مجموعه ای از اعتراضات حوزه نافرمانی مدنی درهم آمیخته است. این همزمانی های تصادفی اعتراضات در مجموع حاکی از آن است که کارد به استخوان مردم رسیده و آستانه تحمل بخش های بزرگی از مردم بشدت کاهش یافته است. بی دلیل نیست که هشدار پشت هشدار در باره خطر خیزش های تازه در رسانه های رسمی منتشر می شود.

ثانیا: افزایش حوزه های اعتراض در میان گروههای مختلف مردم، جدال بر سر بهترین راهکارهای مقابله با خطر خیزش های جدید و درهم شکستن اعتراضات مزد و حقوق بگیران و مبارزان حقوق مدنی و شهروندی را در میان گروهبندی های حکومتی شدت داده، خصومت میان آنان را تشدید کرده، «وفاق» جناحی بر محور ولایت فقیه را عملا فروپاشانده و بن بست های حاکمیت را در حوزه هایی برجسته تر و علنی تر کرده است.

عدم پاسخ گیری مطالبات کارگران و مزد و حقوق بگیران، و ناتوانی آنان از واداشتن حاکمیت به عقب نشینی در برابر این مطالبات، یادآور نیاز حیاتی و عاجل به جهت گیری اعتراضات در جهت تغییر توازن قوا به نفع اکثریت مردم است. این جهت گیری مستلزم مقابله آگاهانه با بهره برداری مصادره جویانه جناح های وابسته به حاکمیت از اعتراضات و نارضایتی های مردم و همزمانی های سازمان یافته اعتراضی با هدف بالا بردن هزینه سرکوب حرکت های خیابانی برای رژیم به عنوان گام مقدماتی در جنبش مطالباتی است. این هدف ها بدون ایجاد پیوند میان شبکه های سازمانده اعتراضات مستمر و عزیمت به سوی ایجاد یک نهاد فراگیر که نماینده مطالبات پایه ای بخش ها و لایه های مختلف جامعه باشد اگر نه بکلی ناممکن که بسیار دشوار و کم اثر خواهد بود. هم افزایی و همگرایی میان بخش های مختلف مطالبه گران تنها راه پیشروی در مسیر تغییر توازن قوا به سود مردم است.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

سه شنبه چهاردهم اسفندماه هزار و چهارصد و سه

از دوشنبه تا دوشنبه – اخبار و گزارشات هفت روز هفته

بیان دیدگاه