گسترش فقر و فلاکت در اثر افزایش تورم و گرانی سرسام آور مواد غذایی، کمبود و کمیابی دارو، سقوط وحشتناک قدرت خرید مزد و حقوق بگیران با پائین تر رفتن بیشتر ارزش حداقل دستمزد و رسیدن آن به پایین تر از حداقل دستمزد در کشورهایی چون مصر و پاکستان، ناتوانی هفتاد درصد از جمعیت کشوردر تامین مالی نیازهایشان، قرار داشتن سی میلیون نفر زیر خط فقر و پنج میلیون نفر زیر خط فقر شدید؛ همچنین قرار داشتن چهل درصد دیگر جمعیت در آستانه پیوستن به شهروندان زیر خط فقر، بخشی از بیان آماری وضع شدیدا بحرانی جامعه ی امروز ماست که زندگی و معیشت اکثریت عظیم مردم را به جدالی سخت برای حفظ بقا کشانده است.

بازتاب های این بحرانِ درهم تنیده در حوزه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تکان دهنده است.
دلار، سکه و طلا فروشیِ دولت با هدف کسب درآمد به شیوه دلالان بازار ارز برای کاهش کسرِ بودجه ی عظیم دولت و وعده اجرای طرح کالا برگ پانصد و سیصد و پنجاه هزار تومانی برای دو نوبت اصلی ترین سیاست های دولت در نزدیک به شش ماه موجودیتش بوده است. این در حالی است که قیمت دلار در همین مدت بیش از چهل درصد افزایش یافته است. علاوه بر آن به شکل رسمی و علنی مجموعه ای از آه و ناله و ذکر مصیبت هم به مردم تحویل میدهند. مسئولینی که بواسطه مسئولیت شان، بایستی پاسخگوی نابودی فزاینده اقتصادی در کشور باشند به یاوه سرایانی تبدیل شده اند که فقر و فلاکت مردم را به موضوعی برای روضه خوانی در رسانه های خود تبدیل کرده اند. آنها که در زمان تبلیغات انتخاباتی برای فریب مردم تاکید می کردند که خیلی فرق می کند کدام جناح به قدرت برسد، حالا در واکنش به استیضاح همتی در مجلس می گويند سیاست های نظام خارج از اراده ی وزارت اقتصاد و وزیر آن است و هرکس دیگری هم بود همین وضع می شد.
گویا مردم بابت این بلائی که جناح های در حال «وفاق» بر سر جان و مالشان آورده اند، باید از آنها تشکر هم بکنند. راهکارهای دولت پزشکیان در حوزه اقتصادی، پیش از آنکه اصولا نشانه خروج از بحران یا حتی علائم اولیه آن باشد، بدخیم بودن و لاعلاجی آن را آشکارا در معرض داوری عموم گذاشته است. جرات و شهامت هم ندارند که با منشا اصلی مصیبت یعنی دستگاه ولایت و متحدان نظامی و امنیتی آن دربیافتند، یا حتی سهم خواهی آنها از محل غارت دارایی های کشور را محدود کنند.
در حوزه اجتماعی حتی همان راهکارهای حوزه اقتصاد هم در کار نیست. در این حوزه آمارها و خبرها بسیار تلخ و گویاست.
همین امروز بیش از پنجاه هزار پرستار، خانه نشینی را به تن دادن به استثمار شدید روزانه توسط مافیای بخش بهداشت ترجیح داده اند. سالانه به این تعداد چهارهزار نفر افزوده می شود و پرستاران شاغلی داریم که در خودرو زندگی میکنند. این فاکتورها باعث شده در عرصه ی نیرو، نصف استاندارد جهانی نیروی پرستاری داریم. چه جان هایی از رهگذر کمبود نیروی پرستاری در بخش درمان از دست می رود؟ تازه این همه ی مصیبت نیست. مطابق آمارهای خودشان شصت و پنج درصد دستیاران پزشکی از افسردگی رنج می برند.
بین سیصد و پنجاه تا چهارصد پنجاه قلم داروی کمیاب داریم که با توجه اختلال ایجاد شده در چرخه تولیدِ دارو این کمبودها در دوماه آینده تشدید هم خواهند شد.
زنان در رده اوّل اقدام به خودکشی قرار دارند؛ در حالی که کارگران با اختصاص سی و دو درصد موارد اقدام به خودکشی جایگاه دوم را دارند.
بیش از چهل و پنج هزار حادثه کار و فوت بیش از هفتصد نفر در سال محیط های کار را به میدان جنگ شبیه کرده است.
مسئولین سازمان تامین اجتماعی بخشش از کیسه ی خلیفه را به امری عادی تبدیل کرده است. در حالیکه گوش شنوائی برای شنیدن صدای اعتراضی بازنشستگان و از کار افتاده گان تامین اجتماعی وجود ندارد، مدیرعامل این سازمان عدم تحت فشار گذاشتن کارفرمایان برای پرداخت حق بیمه کارگران را ذیل مصلحت ملی و شرایط اقتصادی کشور توجیه می کند.
در همین شرایط از دستگیری و بازداشت و جمع آوری بیش از دوازده هزار نفر مواد فروش و معتاد در تهران خبر می دهند و در واکنش به افزایش جرم و بزه کاری و کمبود زندان ها ضمن گسترش روش های بهره برداری از کار برده وار قربانیان آسیب هاي اجتماعي، اعدام ها را شدت داده اند و روزی و هفته ای نیست که تعدادی را به دار نکشند و خانواده هایی را داغدار نکنند.
در حوزه سیاسی هر طرحی برای مهار آسیب های اجتماعی، کاهش فقر، برچیدن بساط عربده کشی ایدئولوژیک و ادعاهای منطقه ای حاکمیت و کاهش سوءاستفاده و غارت دارایی های عمومی، اصلاح نظام بانکی، رفع محدودیت های اصلی در حوزه رسانه ها، برچیدن بساط رانت خواری و ویژه خواری و پایان دادن به تحریم ها از طریق مذاکره بسرعت از سوی کاسبان تحریم و رقبای سیاسی و نمایندگان مافیاهای غارتگر در حاکمیت بلوکه می شود.
بحران های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیست محیطی و ناکارآمدی با خصلت ساختاری در ترکیب با هم ابربحران هایی شکل داده اند و بن بستی ایجاد کرده اند که جز از طریق حذف حاکمیت کنونی و همه جناح هایش چشم اندازی برای حل آن وجود ندارد.
جمعه دهم اسفندماه هزار و چهارصد و سه
مطالب مرتبط:

بیان دیدگاه