یونس آزادبر (بازنشسته از گیلان) ||| دوران گام به گام عقب راندن دولت و پیشروی مطالبه گری خاتمه یافته است. دولت و تصمیم سازان تمایلی به اجرای ماده ۹۶ و ۵۴ را ندارند. بر مطالبه گران است، در کنار قلم، به خیابان پا گذاشته و فنروار به جهند.
برما ثابت شد مفاد مذکور از مصوبات ویترینی بوده و فقط برای ارائه به سازمان جهانی کار است و هیچگونه تعهد و ضمانت اجرایی پشت آن نیست. زیرا یک تشکیلات ( حکومتی) مامور تصویب، نظارت و اجرا می باشد که صد درصد در خدمت حاکمیت (سرمایه داران) بوده و برای به انقیاد کشیدن کارگران، باز ایستادگان و فرودستان، از به کار گیری هیچ ابزاری فروگذار نمی کنند.
از رئیس تشکیلات اجرائی (که اصطلاحا» رئیس جمهور می نامند) گرفته تا مدیران کل و روسای سازمان های تابعه، هیچ یک در حوضه های مربوطه تخصص ندارند؛ و حتی قوانین زیر مجموعه خود را، برای یکبار هم شده نخوانده اند.
چند سال قبل، صدا وسیمای میلی (در خدمت حاکمیت) در یک برنامه ی زنده در جشنواره کتاب از مدیرکل کتابخانه های کشور می پرسد آخرین کتابی که خوانده است را نام ببرد! او با کمی مکث و مِن و مِن کردن، تا بناگوش قرمز شده و پاسخ میدهد حضور ذهن ندارد! این درحالیست که زیردستانِ آقای مدیرکل، انسان هایی هستند که علاوه بر اینکه هزاران کتاب خوانده و ترجمه کرده اند، و نامشان را به یاد دارند، کتابهایی نیز به رشته تحریر در آورده اند!
از این سیستم فشل و تشکیلات اجرائی معیوب چه انتظاری میتوان داشت؟ افراد بر اساس دانش، تجربه، کارایی و تحصیلات انتخاب نمیشوند، بلکه بصورت هیاتی دستچین و گماشته می گردند.
از رئیس تشکیلات اداری کشور در خصوص ماهیت ماده ۹۶و۵۴ پرسیده شود، جوابی ندارد. زیرا نمیداند روزگاری همین مفاد برای اجرا شدن تصویب شده است. شاید گفته شود قرار نیست او همه قوانین را از بر باشد!
بسیار خوب، با یک تبصره این قابل پذیرش هست. اما دو رده پائین تر از مدیر کل و معاونان سازمان تامین اجتماعی پرسیده شود، متاسفانه پاسخ همان خواهد بود که مدیر کل کتابخانه های کشور داد.
یک تشکیلات هیاتی، جز فریاد، چیزی را به گوش راه نمی دهد. پس باید به خیابان آمد و با فریاد رعد آسا و پا بر زمین کوفتن هزینه پرداخت و مطالبات خود را بیان کرد!
کاردها به استخوان رسید و از آن نیز عبور کرد. ناله مادرانی که برای تهیه داروی شیمی درمانی جگر گوشه خود، به هر دست آویزی چنگ می اندازد، به عرش رسید . سفره ها کوچک و کوچک تر شد که می رود به زودی محو شود.

این مهم نه اینکه مختص کارگران دیروز و امروز است، بلکه به تمام اقشار تسری می یابد و همه ملت درگیر فقر و فاصله طبقاتی کهکشانی هستند.
شعار کشوری، لشکری، فرهنگی و تامین اجتماعی اتحاد اتحاد، خلق الساعه نیست بلکه از پیچ و خم های فقر عبور کرده و به عنوان یک ضرورت عینی بر سر زبانها افتاد.
بزودی سیل بنیان کن خلق، کف خیابان را فرا می گیرد. وای بر کسی که در کنج خانه نشسته و در انتظار مرحمت خدایان زمینی باشد. وای بر کسی که برای بهتر شدن شرایط در مساجد، تکایا و امام زاده گان دست به راز و نیاز ببرند.
از «ایزد و تقدیر» چیزی نخواهید. برپا خیزید و به کف خیابان بیائید، تقدیر شما در فریاد و مشت گره کرده شماست که حاکمان سخت از آن بیمناک هستند.
نهم اسفند ۱۴۰۳
بیان دیدگاه