اوضاع معیشت مردم در حدی خراب است که مسئولان و دست اندرکاران وضع موجود هم ناچار شده اند به گوشه هایی از آن اعتراف کنند. در شش ماه اخیر ارزش پول ملی حدود پنجاه درصد سقوط کرد و با شیبی تند در مسیر یکسان سازی نرخ ارز و تبدیل نوسان گیری سازمان یافته قیمت ها به عنوان ابزاری برای پر کردن خزانه خالی از سوی وزارت اقتصاد اقدام شده. با این حال دولت پزشکیان همچنان قدرت پرداخت به موقع حقوق و مزایای معلمان خرید خدمت، نهضتی، سوادآموزان سرباز معلمان، پیش دبستانی و حق التدریس را ندارد؛ تاخیر و خودداری دولت در پرداخت بدهی هایش به تامین اجتماعی به عدم پرداخت بدهی۳۰ هزار میلیارد تومانی تامین اجتماعی به داروخانه ها و تنها پرداخت ۸.۸ درصد از مطالبات داروخانهها از سوی تامین اجتماعی منجر شده و در نتیجه نظام دارویی در آستانه فروپاشی قرار گرفته و این فروپاشی با کمبود ۳۵۰ تا ۴۰۰ قلم دارو شامل داروهای بیماران صعب العلاج و بیماران سرطانی و افزایش تا صد و پنجاه درصدی قیمت برخی از داروها همراه شده است.
فقط دارو هم نیست. قیمت مواد غذایی حیاتی مثل نان، برنج و سیب زمینی، حمل و نقل شهری از جمله نرخ بلیط اتوبوس و مترو افزایش یافته است. در حالی به سال نو نزدیک می شویم که قیمت دلار ۹۵هزارتومان و سکه به ۸۰میلیون تومان رسیده و پزشکیان که به عنوان پرده ساتر سیاست های خانمان برانداز و ویرانگر خامنه ای به صحنه آورده شد خود در اظهارات اخیرش آپ پاکی را روی دست همه و از جمله کسانی که هنوز به رفع مشکلات از سوی او امیدوارند ریخته و گفته: ««خیال میکنید من جعبه جادویی دارم؟ نه، من شش ماه پیش در مجلس قدم میزدم و حالا رئیسجمهور هستم. هرجا را نگاه میکنیم ناترازی داریم؛ در آب، برق، گاز، پول، زمین، مدرسه، تخت بیمارستان… تقاضا نامحدود و توان ما محدود است».
سیاست اجرایی او در کنار خالی کردن جیب مردم از طریق تبدیل بانک مرکزی به دلال سکه و طلا و ارز، افزایش مالیات هاست. او گفته: «راهحل مشکلات اقتصادی اخذ مالیات از تمامی اقشار و همچنین حذف یارانه چند دهک بالاست. و این در حالی است که همین دولت با وجود ناتوانی از پرداخت حقوق های معوقه و جبران سقوط ارزش پول روی سطح حداقل دستمزد، نه تنها از نهادهای زیر مجموعه خامنه ای یعنی ستاد اجرایی، سپاه، آستان قدس و بنیاد مستضعفان جرات گرفتن مالیات ندارد و به مردمی مالیات می بندد که به افلاس گرفتار کرده، بلکه همین مالیات دریافتی را هم خرج همان نهادهای انگلی حاکمیتی می کند. نگاهی به میزان افزایش بودجه صدا و سیما بودجه صدا و سیما در چهار سال اخیر ۱۲۴۶ درصد، سازمان تبلیغات اسلامی ۱۲۸۵ درصد و مجموعه ای از نهادهای مذهبی زائد و بودجه خوار در حد بیش از هزار تا چهارصد درصد در این بازه زمانی افزایش یافته است. این درحالی است که به عنوان نمونه در چهار سال اخیر حقوق کارمندان و بازنشستگان ۱۴۴ درصد افزایش یافته است.
حداکثر کاری که پزشکیان وعده اش را داده پخش کالا برگ در دو نوبت است که آن هم بیشتر صدقه دهی به غارت شده گان سیاست های فاجعه بار حاکمیت است. تازه حتی همان هم در حد وعده است. هیچ تغییر اساسی در زمینه بهبود وضع معیشتی مردم و مهار گرانی و مقابله با افزایش قیمت دلار در چشم انداز نیست. عاملان اصلی این فاجعه نه تنها هیچ مسئولیتی در قبال ویرانی کشور و تحمیل فقر و گرسنگی به مردم به عهده نمی گیرند که اساسا اولویت شان زندگی و نیازها و مطالبات مردم نیست. بی دلیل نیست که به شکل گروهی به مراسم تشییع جنازه حسن نصرالله می روند و طوری برایش پیام می دهند که گویی او و سیاست هایش در لبنان که با پول مردم تهیدست ایران تامین می شده، از مردم ایران و نیازها و مطالبات شان هزاران بار باارزش تر است و چنان بر ادامه پیگیری همان مسیر «مقاومت» او تاکید می کنند که ترجمانی جز اعلام آمادگی برای نابودی کامل معیشت، سلامت و حق معاش میلیونها شهروند و تداوم روند فدا کردن اکثریت بزرگ ملت ایران در برابر آن ندارند. تکان دهنده اینجاست که در این مسیر به قدری کور و کر شده اند که حتی هشدارهای خودی هایشان را هم نمی شنوند. یک نمونه از این هشدارها را عیسی کلانتری وزیر اسبق کشاورزی در پاسخ به سولاتی که خبرگزاری رکنا آنرا منتشر کرده، داده است. او گفته است: «خطر تداوم وضع موجود، انفجار جامعه است. جامعه مدتهاست تابآوری خود را از دست داده است، همین امروز هم مساله مردم ایران بقاست. اگر دستمزدها در ۱۴ سال پیش را ۱۰۰ بگیریم با دستمزدهای امروز قدرت خرید مردم به زیر ۲۵ درصد رسیده است». در شرایطی که براساس آمارهای وزرات کار بیش از ۷۰ درصد ایرانیان زیر خط فقر هستند، جز اعتراض گسترده چاره ای در برابر مزد و حقوق بگیران باقی نمانده است. سازماندهی هر چه گسترده تر مبارزات جاری بخش های مختلف اردوی کار، شکل دادن به همگرایی های موثر مبارزاتی و ایجاد پیوندهای استوار میان مبارزات معلمان، کارگران، بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان، زنان، عموم دادخواهان و حامیان حقوق شهروندی و خاصه حقوق مردم تحت ستم مسیری است که در شرایط وخیم و بحرانی کنونی باید در پیش گرفت.
یکشنبه پنج اسفند هزاروچهارصد و سه و بیست و سوم فوریه دو هزار و بیست و پنج
مطالب قدیمی:
هزینه های نجومی برای وظیفه ای ناممکن
پنج حوزه مهم اعتراضات مردم: همزمانی های اعتراضی سازمان یافته گام اول در مسیر کاهش محدودیت ها

بیان دیدگاه