تولدت مبارک سید محمد حسینی (کیان)🥀کارگری که جز وکیلش کسی را برای ملاقات نداشت❗️(ویدئو)

شنیدن، نوشتن و خواندن از محمد حسینی که دوست داشت «کیان» صدایش کنند، سخت است و دردآور. کیان از بی‌صداترین بازداشت‌شدگان و زندانیان بود. پدر و مادرش سال‌ها قبل فوت کرده‌اند و هیچ‌کس را نداشت که پیگیر وضعیتش باشد. برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشتند که او کارگر مرغداری بوده و برای امرارمعاش هر روز مسیر قزوین ـ کرج را در آمد و شد بود. او را چند روز پس از ۱۲ آبان، مراسم چهلم حدیث. نجفی بازداشت کردند و به فاصله کوتاهی در شعبه یک دادگاه انقلاب کرج محاکمه کردند. محمد حسینی در جلسه دادگاه گفت که آن روز قصد داشته به بهشت سکینه، مزار پدر و مادرش برود و آنجا گل بکارد که متوجه بسته شدن اتوبان تهران_ قزوین شده است. و پس از دیدن درگیری‌ها در محل حاضر می‌شود و پس از مدتی آنجا را ترک می کند او تا مقطع سیکل (راهنمایی) درس خوانده بود و در شرکت «جوجه‌کشی» مرغک قزوین، کارگر بود؛ کارگری با درآمد ماهانه حدوداً شش میلیون تومان. محمد حسینی در چند رشته رزمی، از جمله کونگ‌فو و ووشو، حکم قهرمانی داشت. رزمی‌کاری که به گفته کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، شمشیرها و همه آن چیزی که از خانه‌اش، در صداوسیما و خبرگزاری‌های حکومتی به عنوان مستندات جرم علیه او به نمایش درآمد، وسایل ورزش رزمی‌اش بود. خودش هم در فیلم‌های تقطیع‌شده‌ای که از «دادگاه» و همچنین «بازسازی صحنه قتل عجمیان» توسط رسانه‌های حکومتی منتشر شده می‌گوید که این ابزار «برای ورزش بود.» وکیلش پس از اعدام حکومتی او  نوشت: «روایت موکلم همه اشک بود از شکنجه، ضرب وشتم با چشم و دست و پای بسته تا لگد به سر و بیهوشی، از میله آهنی به کف پا و شوکر در قسمت‌های مختلف بدن، مردی که اقرارهایش تحت شکنجه بوده و هیچ وجاهت قانونی ندارد.» سیدمحمد حسینی را روز ۱۷ دی‌ماه در حالی که خودش هم خبرنداشت، اعدام کردند. حکم اعدام محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی، توسط قاضی معمم موسی آصف‌الحسینی صادر شد. این متهمان از داشتن وکیل محروم بودند، حکم‌های صادرشده آنها براساس اعترافات اجباری و شکنجه‌های شدید بوده است. #محمد_حسینی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم

@zan_j

بیان دیدگاه