نگاهی به چهار ویژگی ناظر بر شرایط کنونی در ارتباط با جوانب اصلی ی وضعیتی که اعلامِ صریحِ خودداری جمهوری اسلامی از مذاکره با آمریکا پدید آورده، می تواند روشنگر باشد. این ویژگی ها به شرح زیر است:
الف: امکان مقاومت در برابر تحریم ها و فشار حداکثری دوره جدید در داخل کشور وجود ندارد. نظام جمهوری اسلامی مجموعه ای از مافیاهای تودرتویِ بشدّت فاسد و تبهکار است که در قالب بنیادهای پرقدرت بر روی سفره ولایت نشسته اند و مشغول چپاول و غارت دارایی های مردم ایران و رسیدن به ثروت های افسانه ای به قیمت بدبختی و فلاکت اکثریت بزرگ مردم هستند. نه مقابله با تحریم ها، که حتی کاهش نسبی دامنه پیامدهای تحریم های حداکثری، از جمله مستلزم حذف قطعی و فوری این مافیاست که بیش از شصت درصد اقتصاد ایران را در کنترل خود دارد. حذف این پایه ی مالی متصل به دستگاه ولایت مثل حذف پایه ی اجتماعی این دستگاه، یعنی اقلیت نیروهای امنیتی، سپاهی، بسیجی و نظامی، دستگاه ولایت را که هسته اصلی قدرت در نظام جمهوری اسلامی است واژگون خواهد کرد. بنابراین همه حرف ها و گنده گویی ها در باره مقاومت در برابر تحریم از طریق تمرکز بر حلّ مشکلات داخلی پرت و پلا و باد هواست. اصلی ترین مشکل داخلی، نظام فاجعه بار حکمرانی و شخص خامنه ای و دستگاه زیر نظر او و قدرت ماوراء انتخابی اوست. تا زمانی که این نظام و باندهای زیرمجموعه آن کاملا نابود نشده ومنابعِ غارت شده از سوی مردم پس گرفته نشود و حاکمیت مردم و حق تعیین سرنوشت آنان تامین نشود، مقاومت در برابر تحریم های حداکثری حتی اگر بر فرض بعید تنها گزینه قابل انتخاب باشد محال است.
ب: حاکمیت امکان بسیج توده ای مردم برای دفاع از موجودیتش را ندارد. اگر چه نتانیاهو و سران رژیم اسرائیل مرتکب نسل کشی شده و جنایتکار هستند؛ اگر چه دونالد ترامپ یک سادیستِ شدیدا خودشیفته و بشدّت خطرناک برای آینده ی بشریت است که آشکار و عریان، با زور و حیله گری دنبال تحمیل اراده ی خود بر مردم جهان است. درخواست خلع سلاح کامل یک کشورِ مستقل که در هیچ جنگی با آمریکا شرکت نداشته و شکستی هم در آن جنگ، مفروض متحمل نشده،- همچنانکه پاکسازی ملی در غزه، تصرف گرینلند، اخراج گسترده مهاجرین با غُل و زنجیر به کشورهای شان، جریمه های سنگین مالیاتی بر کالاهای وارداتی و….، تبلور عریان فاشیسمِ هار و زیاده طلبی وقیحانه ی وی است. امّا مردم ایران همچنان در واکنش به زیاده خواهی های ترامپ و سیاست های فاشیستی او حاضر نبوده و نیستند پشتِ جمهوری اسلامی به خط شوند و نمی شوند. چهل و شش سال فقر و مصیبت و سرکوب و زندان و شکنجه و نابودی ی حقّ زندگی به مردم آموخته است که هر گونه حمایت از سیاست ها و طرح های حاکمیت، حاصلی جز فقر و تهیدستی بیشتر، تشدید خطر جنگ و نابودی، نابودی ی حقّ زندگی و معیشت، اعدام های بیشتر و سرکوب های همه جانبه تر برای شان نخواهد داشت. جمهوری اسلامی در مواجهه با سیاست فشار حداکثری عملا مردم ایران را گروگان گرفته است و مجموعه ی باندهای مافیایی کاسب تحریم در حالی که خود از تحریم ها سود می برند، فقر و فلاکت بیشتر ناشی از تحریم ها را مستقیما به مردم منتقل می کنند.
ج: نه مذاکره ی درآمیخته با فشار حداکثری، چنانچه انتشار متن مطالبات امریکا از جمهوری اسلامی از سوی رسانه ها نشان می دهد، و نه امتناع از مذاکره به شیوه ی جمهوری اسلامی که از سوی خامنه ای یادآوری شده، هیچکدام نه دردِ مردم ایران را چاره می کند و نه پاسخی به بحران مزمن مناسباتی چهل و شش ساله با کشورهای غربی و امکان سازی برای ترک تخاصم همیشگی است. هم «مذاکره ای» که شرایط تجاوز نظامی اسرائیل و تبدیل ایران به غزه ی جدید و به نیش کشیدن تکه پاره های کشور از سوی همسایگانِ منتظر فرصت را مساعدتر کند و هم امتناع از مذاکره ای که تهدید دائمی فضای جنگی را به انهدام وحشتناک زیرساخت های کشور گره زند، هر دو پیامدهای بس ناگواری برای آینده مردم ایران دارند. اصلی ترین گزینه برای شکستن این بن بست، حذف نظام جمهوری اسلامی و پایان دادن به گروگان گیری مردم ایران از سوی دستگاه ولایت است. درجه نزدیکی به این افق است که برای اکثریت مردم ایران پایه ارزیابی و یا تجدید ارزیابی در خصوص مذاکره یا عدم مذاکره مستقیم میان ترامپ و خامنه ای و مجموعه مانورهای دیپلماتیک قابل تصور در خصوص پیش شرط ها و ضوابط دو طرف در حد واسط این دو چگونگی را تعیین می کند. اکثریت مردم ایران از این نظام عبور کرده اند و آن را نمی خواهند، ولی سرنگونی از بالا و با فشار خارجی و تحمیل احمد چلبی های وطنی به جای غارتگران و جنایتکاران کنونی را نمی خواهند.
د: حذف دستگاه ولایت کار ساده ای نیست. دستگاه سرکوب حاکمیت برای مقابله با شورش های گرسنگان و خیزش های خودانگیخته جدید آمادگی دارد. برای حذف هیولای ولایت که بعد از چهل و شش سال فاجعه آفرینی برای مردم، اکنون موجودیت کشور و همه شهروندان را گروگان بقای نامشروع خویش در منازعه با آمریکا و اسرائیل کرده و قصد دارد با دلاری که بزودی از مرز صد هزار تومان هم خواهد گذشت از جیب سوراخ مردم و شکم های گرسنه شان باصطلاح مقاومت کند، ابراز پشیمانی از رای دادن به پزشکیان و آه و ناله و نفرین و خشم و سرخوردگی که اکنون در میان طیف اصلاح طلبان روزنه گرا بالا گرفته هیچ ثمری ندارد که هیچ، بازدارنده هم هست؛ بازدارنده است زیرا جز تردید، تزلزل، سرخوردگی و پشیمانی چیزی برای اکثریت مردم تغییرطلب ندارد. کسانی که برای زدن زیرساخت های ایران به اسرائیل و آمریکا گِرا می دهند، پروژه بگیرها، گروههای سلطنت طلب و مجاهدین در خارج از کشور که برای قرار گرفتن در معرض انتخاب ترامپ برای مشارکت در آینده سیاسی ایران، با شنیدن بوی کباب ناشی از «فشار حداکثری » و صادرات بمب های دو هزار تنی به اسرائیل، وارد فاز رقابت با هم شده اند هیچ کدام گزینه مطلوبی برای مردم ایران نیستند. از سوی دیگر نیرویی که از نظر پایه اجتماعی به طبقات محروم و اکثریت عظیم شهروندان کشور تعلق دارد و آزادی و عدالت اجتماعی را توامان طلب می کند، فاقد سازماندهی حداقلی لازم برای هدایت مبارزه سراسری علیه حاکمیت در شرایط کنونی است.
امیدی اگر برای آینده ایران در عبور از بحران های خطرناک کنونی و چشم اندازهای تیره افق های پیش رو وجود داشته باشد، در سازمان یابی همین نیروست. در این باره می توان و باید در مجالی دیگر متناسب با ویژگی های شرایط کنونی و سمت چرخش ها و تحولات دقیق تر و انضمامی تر سخن گفت.
دوشنبه بیست و دوم بهمن هزار و چهارصد و سه
مطالب قدیمی:

بیان دیدگاه