اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| خامنه ای پس از یک دور میانه بازی بر سر مذاکره مستقیم با آمریکا و ایستادن در موضع «آدم ممکن است مذاکره کند» که با تشدید جبهه گیری های جناحی و مناقشات مربوطه بر له یا علیه مذاکره در میان جناح های حاکمیت همراه گشت، سرانجام در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش صراحت داد که با مذاکره مخالف است و گفت: «با دولت آمریکا نباید مذاکره کرد. مذاکره کردن «عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه» نیست.
با بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید و از سر گیری سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران، خامنه ای در برابر دو گزینه قرار داشت:
اول: به مذاکره و توافق با امریکا، با هدف کاستن از فشار تحریم ها بر مردم تن در دهد؛ جلوی گسترش غارتگری کاسبان تحریم و عوامل گوناگون آن در بخش های مختلف حاکمیت بایستد و دامنه نفوذ آنها را محدود کند، از نیروهای چماقدار و سرکوبگر حزب الهی و کلا جریان نظامی و امنیتی که اقتدار سرکوبش بر آنها متکی است فاصله بگیرد و سعی کند مذاکرات را به ابزاری برای حفظ نظام تبدیل کند.
دوم: فشار حداکثری آمریکا در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ را حتی با تهدید حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و یا حذف احتمالی مهره های ارشد نظامی دیگر در حملات هوایی و تشدید فقر و گرسنگی و فلاکت مردم با تحریم های شدیدتر قبول کند، خطر شورش های بزرگ گرسنگان و احتمال از هم پاشیدن «دولت وفاق ملی» و تشدید تخاصمات جناحی را به جان بخرد، اما پای مذاکراتی نرود که معتقد است «هیچ تاثیری در رفع مشکلات کشور ندارد.» استناد او به «تجربه» جمهوری اسلامی در کنار گذاشتن توافق برجام از سوی ترامپ در دور اول ریاست جمهوری و عدم حذف تحریم هاست.
موافقت خامنه ای با مذاکراتی که مفاد آن مورد پذیرش ترامپ و نتانیاهو باشد به استناد آنچه او «تجربه» نامیده، فراتر از سرکشیدن جام زهر است. مساله مذاکره در شرایطی داغ شده که تیم ترامپ ردای عاریتی دفاع از حقوق بشر آمریکا را دریده و عریان و خشن راهکار توسعه طلبی ی هار و تجاوزکارانه در تلفیق با سیاست مجازات های سنگین مالی رقبا و همسایگان و باج گیری در رابطه با کانون های بحرانی جهان را برای حفظ برتری ی به خطر افتاده آمریکا در عرصه بین المللی در پیش گرفته است. از گرینلند، تا کانال پاناما، از تغییر نام خلیج مکزیک و فشار برای بالا کشیدن کل کشور کانادا و اخراج بیش از دو میلیون نفر از غزه و تصرف این منطقه برای ایجاد منطقه تفریحی میلیاردرها تا تعرفه های گمرکی سنگین بر واردات کالای چینی، نمونه های برخوردهای او از زمان بازگشت به کاخ سفید است. در چنین شرایطی معنای واقعی مذاکره از نظر خامنه ای، امتیازات کلان واقعی و عقب نشینی های اساسی در ازای وعده های غیرعملی طرف مقابل است. حالا روشن تر شده است که خامنه ای با تاکید اخیرش بر لزوم شناختن طرف مذاکره، و «باطن خبیث» او در واقع بر نبود چشم اندازی برای حفظ موجودیت نظام جمهوری اسلامی حتی در صورت دادن امتیازات کلان در یک مذاکره احتمالی با ترامپ تاکید داشته است. خامنه ای ادامه گروگان گیری مردم ایران و به خاک هلاک افکندن شان و تشدید فقر و گرسنگی مردم را به کنار آمدن با ترامپ ترجیح داده است. در ذلّت و تهیدستی هر چه بیشتر مردم، او احتمال بقای بیشتری برای تاج و تختش می بیند تا در خلع سلاح شدن کاملش از سوی ترامپ و نتانیاهو.
واقعیت این است که هم عقب نشینی کلان از طریق مذاکرات و ذوب شدن پایه اجتماعی بشدت تقلیل یافته کنونی و کنار گذاشتن ارکان اصلی حفظ نظام ولایت یعنی کاسبان تحریم می تواند گامی مهم در راستای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی باشد، هم مخالفت با مذاکرات و تشدید طناب تحریم ها به دور گردن مردم ایران در شرایط بیداد فقر و فلاکت. این دو رویکرد از دو مجرای مختلف به چنین نتیجه ای نزدیک می شوند. توقف برنامه هستهای، محدودیت قدرت نظامی و از بین بردن توان موشکی، قطع کامل نفوذ رژیم در منطقه، به شکل راستی آزمایی شده بدون حذف فوری تحریم ها، وضعیت متزلزل رژیم را قطعا متزلزل تر می کند و واجد هیچ بازدارندگی معناداری در راستای بقای نظام نیست. از آن سو تشدید دوباره فشار تورم و گرانی و فتح مرزهای جدید از سوی دلاردر شرایط تشدید پیامدهای فروپاشی زیرساختی جامعه و بر متن خاموش شدن کورسوی امید به توافق احتمالی به عنوان وسیله ای برای تحمل ادامه شرایط طاقت فرسای کنونی به امید نجات از آن، چاره ای جز بازگشت هر چه گسترده تر به خیابان برای مردم و یا دست زدن به شورش های خودانگیخته بزرگ دیگر باقی نخواهد گذاشت.
در واقع «فشار حداکثری» ترجمان روشنی دارد: «فشار حداکثری» بر خامنه ای و اعوان و انصار و سرداران عربده کش و قاچاقچی سپاه و کاسبان دانه درشت تحریم ها نیست که وارد می شود، عملا مزد و حقوق بگیران و اکثریت محرومان جامعه هستند که پیامدهای فاجعه بار تحریم ها را تحمل می کنند. هزینه تحریم ها را اکثریت مردم زحمتکش جامعه باید بدهند. و اگر حاضر نباشند و باز بخواهند اعتراض کنند، خامنه ای آماده است با افزایش اعدام ها و کور کردن تعداد بیشتری از چشم های جوانان و کشتارهای خیابانی و بازداشت های وسیع تر با اعتراضات مقابله کند.
مخالفت خامنه ای با مذاکره، یعنی ترجیح مقابله با فشارهای پائینی های جامعه بر عقب نشینی در برابر آمریکا و اسرائیل. مردم ایران برای رهایی از تحریم ها، برای دستیابی به زندگی فارغ از دغدغه جنگ و تجاوز نظامی، چاره ای جز بزیر کشیدن نظام جمهوری اسلامی ندارند.
مطالب قدیمی:
«برادران قاچاقچی»، «کاسبان تحریم»، قاچاق انبوه سوخت و تجمع کفنپوشان حزب الهی در تهران
تشکیل صف بلند پشیمانی در میان حامیان پزشکیان بعد از منع مذاکره با آمریکا

بیان دیدگاه