برای شور زندگی علیه اعدام

نوشته‌ای از یکی از هم‌بندیان مهدی حسنی: بسیاری از زندانیان سیاسی با وجود مشکلات بزرگی که برای زندگی داخل و بیرون از زندانشان به وجود می‌آید، اما یادشان نمی‌رود باید شور زندگی داشته باشند. شور زندگی آن‌ها تک تک آجرهای زندان را به ریشخند می‌گیرد. آن‌ها به زندانبان و امنیتی‌ها باج نمی‌دهند و به وقتش خشم خود را در داخل زندان هم به سرکوب‌گران نشان می‌دهند، اما می‌دانند حفظ روحیه خود و همبندیان مبارزشان برای ادامه مسیر واجب است. مهدی حسنی از این دست سیاسی‌ها است.

نزدیک دو سال و نیم از حبس مهدی حسنی گذشت و می‌توان شاهد تمام بی‌عدالتی‌ها در رویه قضایی او بود؛ از پرونده‌سازی، شکل وحشیانه بازداشت، بازجویی‌های فرسایشی و تهدید خانواده، بیش از یک سال بلاتکلیفی، انتقال به بندهای مختلف، و تا حکمی که بنا دارد شور زندگی را از او بگیرد. اما او در تمام این مسیر ایستادگی کرده و خندیده و خندانده و تلاش کرده مقاوم باشد تا مقاومت را بیاموزد.

روزی که حکم او را اعلام کردند، دست و پای همه ما به لرزه افتاد اما سعی کردیم طوری رفتار کنیم که به او امیدواری بدهیم. اما درواقع او بود که سعی می‌کرد ما را آرام کند.

در این سال‌ها هر کدام از هم‌بندی‌هایمان با حکم اعدام مواجه شد، به او گفتیم نترس، حکم ارعاب است، برای نمایش و در آخر حکم تو می‌شکند. اما حکم همه نشکست. سرهای زیادی به دار رفت. حکم نمایشی بود، اما نمایش دار و قدرت. گرچه نمایشی تو خالی است و دیگر نمی‌تواند ما را از جایی که به آن رسیده‌ایم به عقب برگرداند، اما واقعیت این است که هر اعدامی زخمی بزرگ بر ما می‌نشاند که هیچگاه رد آن از بین نخواهد رفت. هر اعدام استخوانی از ما می‌شکند که دیگر نمی‌توانیم مثل سابق قدم برداریم. این «ما» وظیفه دارد در برابر اعدام، این جنایت دولتی بایستد تا از شور زندگی مراقبت کند. گفته می‌شود امروز صبح، مهدی حسنی و بهروز احسانی‌اسلاملو به زندان قزلحصار منتقل شدند و بیم اجرای حکم اعدام هر دو بیشتر شده است. باید در برابر این حکم ضدانسانی علیه این دو زندانی و دیگر زندانیان محکوم به اعدام تمام قد بایستیم تا از زندگی دفاع کنیم. از رویایی که برای دنیایی زیباتر و عادلانه‌تر داریم دفاع کنیم. تا برای زندگی بهتر قدم برداریم بدون این که تمام استخوان‌هایمان را شکسته باشند.

برگرفته از: اردوی کار

مطالب قدیمی:

پنجاه و سومین هفته اعتصاب غذای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در زندان‌های ایران

صدای زندانیان سیاسی، مدنی، عقیدتی و مطبوعاتی باشیم

نامه زینب جلالیان در اعتراض به احکام اعدام وریشه مرادی و پخشان عزیزی: دیروز، شما علیه اعدام من نوشتید، اما امروز خودتان محکوم به اعدام شده‌اید

بیان دیدگاه