همزمانی نسبی فروپاشی ستون ها و پایه های مهم نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه و بی معنا شدن «عمق استراتژیک» آن خاصه سقوط اسد، به سطح کشیده شدن بحران فروپاشی زیرساختی کشور در شکل «ناترازی» شبکه های برق و گاز، اجرای سریع و وحشیانه طرح های جراحی اقتصادی و رساندن دلار به بالای هشتاد هزار تومان و اوج گیری تورم و فشار معیشتی علیه اکثریت مردم همراه با اعلام صریح ناتوانی از افزایش متناسب حقوق ها و دستمزدها متناسب با سطح واقعی تورم و هزینه های سبد معیشت از سوی دولت و بازگشت ترامپ به قدرت با وعده اجرای سیاست اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی، بر روی هم نوعی حالت روانی ویژه و فضای انتظاری فراگیر برای وقوع تحولاتی تازه در کشور پدید آورده است.
اعلام آمادگی برای مذاکرات مستقیم با آمریکا، برگزاری رزمایش موسوم به «راهیان قدس» با گردان های ضد شورش، گسترش اعدام ها و تهدیدات علنی مخالفان از سوی قوه قضاییه هم که بخشی از واکنش های حاکمیت در قبال شرایط موجود است در تداوم همین فضا موثر بوده است. طیف های مختلف سیاسی هم در واکنش به این فضا فعالیت های خود را تشدید کرده اند.
سلطنت طلبان یک شبکه تلویزیونی تازه راه اندازی کرده اند و تبلیغات خود برای حمله ی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران با حمایت ترامپ را افزایش داده اند؛ مجاهدین خلق کنفرانسی در پاریس با حضور ژنرال کیت کلارک برگزار کردند و در سایت شان کاملا عریان و بی پرده پیام این حضور را هم «سرمایهگذاری ترامپ روی مجاهدین» توصیف کردند. در میان تشکل های مستقل جنبش کارگری تلاش برای ضربه زدن به شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان و اعتبار زدایی از آن به بهانه برگزاری مجازی مجمع عمومی آن، با تحرک کوچکی در زمینه همگرایی بخشی از فعالین و تشکل ها همراه شده است. مورد اخیر البته هنوز بسیار از الزامات پاسخ گویی به فضای سیاسی کنونی فاصله دارد. در میان سبزهای سابق و نیروهای پیرامون آنها، طرحی برای اعتراض به ادامه حصر و ضرب الاجلی برای رفع آن تا بیست و پنج بهمن با هدف گردآوری حمایت های افراد هم طیف و درخواست مجوز برای راهپیمایی اعتراض به ادامه حصر در صورت عدم رفع آن تا تاریخ یادشده به نام بخشی از «ایثارگران» و در قالب یک اطلاعیه برجسته شده است. و البته بیرون؟ از طیف شان از سوی یک جریان منزوی استقبال شده اند. در حالی که نه قبح ایفای نقش آبدارچی حامیان «دوران طلایی امام» ریخته، و نه «سوسیالیسم دموکراتیک» ادعایی جریان مورد اشاره از طریق آویزان شدن به سبزهای گذارطلب «خشونت پرهیز» به دست می آید.
تکلیف نیروهای راست اپوزیسیون و آنان که به نتانیاهو و ترامپ و امثال ژنرال کیت کلارک امید بسته اند روشن است. واکنش آنها نسبت به الزامات وضعیت کنونی حاکم بر کشور، جز مانع آفرینی بیشتر برای رهایی واقعی مردم ایران و بدنامی و رسوایی بیشتر خودشان ثمری ندارد، اما اگر اشباع فضای کشور از انتظار تغییر و احتمال اعتراضاتِ تازه نخواهد به تولید هزینه های بیشتر برای نیروهای حامی منافع اکثریت عظیم مردم ایران و تشکل های مستقل کارگری بیانجامد، لازم است رویکردهای آنان در چهارچوب حفظ و گسترش استقلال عمل نیروهای خود و استراتژی روشن مبارزاتی آنان قرار بگیرد.
عمومی بودن مبارزه ضد استبدادی، دنباله روی از نیروهایی که مبارزه سیاسی را صرفا در چهارچوب «تقویت و توانمند شدن جامعهی مدنی و سازمانهای آن» قرار می دهند و این تقویت و توانمندی را در تقابل و تضاد با «بسیج تودهای ذیل سازمان انقلابی» توضیح می دهند، توجیه نمی کند.
یادداشت کامران صفایی برای اتحاد کارگران انقلابی ایران
سی دی ماه هزار و چهارصد و سه
مطالب قدیمی:

بیان دیدگاه