تداوم سرکوب مزدی و ضرورت مبارزه سراسری علیه آن

دفاع صریح از عاملان و مسببان ایجاد کشتارگاه کارگران معدن معدنجو در طبس، بلافاصله پس از انتشار خبر مرگ گروهی از کارگران آن در اثر ریزش این معدن، ردّ آشکار ماده چهل و یک قانون کار در خصوص ضوابط تعیین حداقل دستمزد و اعلام گرایش به حذف عملی حداقل دستمزد از طریق تاکید بر تعیین دستمزدها بر اساس شرایط و مختصات کار در بخش های مختلف تولید و اقتصاد و بالاخره طرح ستاره دار کردن کارگران معترض از طریق تدوین دستورالعمل جدیدی در وزارت کار در مغایریت آشکار با کلیه مقاوله‌نامه‌های بنیادین کار که براساس آن اطلاعات کارگران شاکی در اختیار کارفرمایان قرار می‌گیرد، تاکنون سه محور شاخص در سیاست های احمد میدری وزیر کار در دوره وزارت او را تشکیل می دهد.

این رویکردها جای هیچ گونه تردیدی نمی گذارد که میدری هم یکی از کارگزاران سیاست نئولیبرالی و مدافع بردگی نیروی کار و حامی تداوم و توجیه سرکوب مزدی است و رویکرد دیگری جز پیگیری و ادامه آنچه در یورش به حقوق بنیادین کار تاکنون از سوی وزرای کار سابق و اسبق صورت گرفته، ندارد.

در حقیقت سیاست های میدری در حوزه کار و رفاه اجتماعی، در هماهنگی کامل با سیاست های جراحی اقتصادی است که همتی وزیر اقتصاد با برچیدن ارز ترجیحی و همسان سازی شتابان نرخ ارز نیمایی با ارز بازار آزاد و پیامدهای آن در شکل انفجار قیمت های کالاهای اساسی و افزایش شدید قیمت داروها و به خطر انداختن جان و سلامت میلیونها نفر به پیش می برد.

دولت پزشکیان به عنوان مجری سیاست های دستگاه ولایت و عامل حفظ آن، خود را ناچار می بیند که میلیاردها دلار سرمایه ی غارت شده مردم ایران از سوی خامنه ای و متحدان نظامی و امنیتی اش برای «محور مقاومت» را، از طریق کشیدن روی قیمت کالاهای اساسی، حذف بقایای حمایت های حداقلی در حوزه بهداشت و درمان تامین کند. تشدید بردگی و بهره کشی از نیروی کار، از میان برداشتن عملی «حداقل دستمزد» از طریق واگذاری تعیین نرخ فروش نیروی کار به عرضه و تقاضا در بازار کار بیرحم و برده دار و درهم شکستن هر چه فزاینده تر قدرت اعتراضات مطالباتی مزد و حقوق بگیران از طریق پرونده سازی و ستاره دار کردن کارگران مطالبه گر و گذاشتن پرونده آنان در اختیار کارفرمایان در زمان گزینش نیرو بخش های دیگری از همین سیاست است.

این سیاست های ریاضت کشانه را بدون مبارزه موثر، مستمر و پیگیر، تلاش بی وقفه برای سازماندهی مستقل مطالباتی و شکل دادن به سطوح متفاوتی از همگرایی های مبارزاتی و مطالباتی بخش سازمان یافته نیروی کار در هر نبرد موضعی میان کار و سرمایه نمی توان درهم شکست.       و بدون چنین مبارزه ای، امکانی برای نزدیک تر کردن دستمزدها به نرخ واقعی تورم و سبد معیشت و یا حتی جلوگیری از گسترش بیشتر شکاف میان هزینه ها و درآمدهای  نیروی کار هم وجود ندارد.

 البته محوریت مبارزه برای مزد شایسته در شرایط کنونی از آنجا نیست که گویا کلّ حاکمیت یا بخشی از آن از ظرفیت پذیرش چنین مزدی برخوردار است؛ بلکه اساسا در این است که حوزه های گوناگون مبارزات کارگری و مطالبات آنان را به هم پیوند می دهد و شرایط عمومی رهایی کار را در حوزه اقتصاد و سیاست در برابر عموم طبقه می گذارد.

اعلام میزان حداقل دستمزد متناسب با نرخ تورم و سبد معیشت با رقمی «رادیکال» به عنوان شکلی از ابراز وجود در برابر سیاست سرکوب مزدی در آستانه شروع مذاکرات مزدی در شورای عالی کار که تازه همان هم در کمال تاسف مستقل از هر پیوند مبارزاتی استوار و سازمان یافته با اقتصاددانان و وکلای حامی منافع مزد و حقوق بگیران و فقدان هر گونه سازماندهی جدال حقوقی و نظری و سازمانی گسترده و چالش آفرین برای مجریان سرکوب مزدی صورت می گیرد، بدوی تر و کمتر از آن است که بتوان آن را مبارزه سراسری برای حق بقای نیروی کار و یا اساسا پاسخی به وظیفه مبرم مبارزه برای حق بقای نیروی کار تلقی کرد.

در شرایطی که هیچ بخش واکنش برانگیز و بسیجگری از مبارزه سراسری برای مزد شایسته از سوی نیروهای مستقل کارگری وجود ندارد، شاهد نوعی «تقسیم کار» نانوشته و گمراه کننده و توهم آفرین میان جناح های حاکمیت هستیم که بر اساس آن امثال همتی و میدری معیشت کارگران و قدرت مقابله آنان با سرکوب مزدی را با نهایت قساوت و بربرمنشی منکوب می کنند و کاسبان تحریم، قاچاقچیان کلان سوخت، بازجویان فعالان مستقل کارگری در زندان ها، جریانات سیاه و ضد کارگری -که هست و نیست کارگران و زحمتکشان ایران را چند دهه خرج حسن نصرالله و بشار اسد و حشد الشعبی و فاطمیون و زینبیون کرده اند- پوستین کارگر دوستی و «عدالتخواهی» می پوشند و به عنوان مدافع حق و حقوق کارگران و نماینده آنان در شورای عالی کار و بیرون از آن برای مصادره نارضایتی گسترده نیروی کار از دستمزدهای زیر خط فقر و سیاست های ریاضتی کارگزاران اجرایی اقدام می کنند.

یادداشت از کامران صفایی: برای اتحاد کارگران انقلابی ایران

مطالب قدیمی:

سرنوشت قضات مرگ (ویدئو)

‌‍‍ دو خاطره از قاضی‌های جنایت‌کار رازینی و مقیسه

بیان دیدگاه