بلژیک اخیرا کارِ زنانِ کارگرِ جنسی را قانونی اعلام کرده و مطابق قانون حقّ و حقوق آنها را برسمیت شناخته، و پذیرفته که آنها نیز حق دارند از مرخصی زایمان، بهداشت و درمان، و بازنشستگی برخوردار باشند. این اقدام مسئله ی زنان کارگر جنسی و مشکلاتی که آنها در زندگی روزمره اجبار به دست و پنجه نرم کردن با آنها دارند را بار دیگر به سطح آورد. برای این پرسش که آیا این قانونی شدن به نفع زنان بطور عام، و زنانِ کارگرِ جنسی به شکل خاص است؟ پاسخ واحدی داده نمی شود. در هم اندیشی جمعی از فعالان کارگری نسبت به این موضوع بر نکات و دیدگاههای زیر تاکید شده است:
نگاهی به تاریخ و نحوه پیدایش یا ظهور بردگی جنسی و کارگران جنسی حاکی از آن است که تن فروشی پدیده ی جدیدی نیست. به تعبیری «قدیمی ترین شغل» بشر از آن یاد می شود. حتی یک دوره در معابد تن فروشی برای دختران فضیلت بوده است. دختران و زنان در معابد با میل و اراده ی خود تن خویش را در اختیار دیگران قرار می دادند و این فضیلتی برای آنها شمرده می شد. یک نگاه با توجه به این عقبه ی تاریخی می گوید نگاه اخلاقی داشتن به کارگران جنسی و مذّمت آنها، و با مقدس انگاری رابطه ی جنسی، زمینه ای برای تحقیر این بخش از زنان بوجود می آورد. و تاکید آنها روی این است که جنبه تقدّس به این قضییه ندهیم.
سکس امری طبیعی بوده و هست. کالائی شدن بدن – به شکل کنونی- را سرمایه داری ایجاد کرد. سرمایه داری آن را ابتدا به پستو برده و حرامش کرد، تا بعد بتواند آنرا به شکل کالا به فروش برساند. در رابطه با قانونی اعلام شدن این شغل آنها به شباهت بردگی جنسی و بردگی انسان اشاره می کنند و می گویند همانگونه که بردگی انسان در تاریخ از بین رفت، و ارباب الان تنها مالک نیروی کار کارگران – و نه صاحب برده- می باشد، قانونی شدن کارِ کارگرانِ جنسی هم بردگی جنسی را به کارگر جنسی تبدیل می کند. قانون مند شدن این شغل، سدّی بزرگ در مسیر راه قاچاق دختران و زنان جوان بوجود خواهد آورد و جلوی قاچاقِ آنها را می گیرد.
دسته ی دیگر علیرغم اینکه معتقد هستند قانونی شدنِ کارِ این زنان شرایط را برای ادامه ی زندگی آنها سهلتر می کند، ولی در اِشلِ کلی سعی دارد از رابطه ی جنسی و تن فروشی به عنوان شغلی برای گذران زندگی سفیدنمائی کند. یادمان نرود کارگر جنسی نیروی کار خود را نمی فروشد، بلکه جسمش را می فروشد. از انسانیّت بدور است. با این قانون سعی می کنند با تزئین کالائی شدنِ جسم زن را خوب و موجه جلوه دهند. در حالی که بدن انسان متعلق به خود انسان است. یادآور شویم که کشور سوئد در همین رابطه قانونی دارد که کارگر جنسی را نپذیرفته و به آن رسمیت نمی دهد، ولی برای حقّ تملّک زن بر بدنش، این حق را از او نمی گیرد، بلکه فاعل را جریمه میکند و برای او زندان تعیین میکند.
این گرایش با پرداختن به تحولات روز – چه در کشورمان ایران، منطقه و چه در عرصه ی بین المللی- تاکید دارد که گسترش نفوذ نئوفاشیسم بیشترین فشار را به زنان وارد خواهد کرد. ترامپیسم، تحولات سوریه، تشدید فقر و فلاکت در کشورها و بویژه در کشور ما، عواملی هستند که می توانند به گسترش بردگی جنسی منجر شوند. اگر بگوئیم غلبه نگاه کالائی به بدن زن، و گسترش باندهای قاچاق زنان و دختران برای استفاده از کار جنسی آنها نتیجه ی ناگزیر این تحولات است، بیراه نگفته ایم.
در بازگشت به زمان حال و موقعیتی که در آن قرار داریم یک تاکید بر آن بود که ما نباید فراموش کنیم که در شرایطی زندگی می کنیم که کار کالائی است. وجود قوانین برای کاهش فشار ناشی از کالائی شدنِ کار کارگران جنسی، تا زمانِ برقراری سیستمی مدرن و دموکراتیک با شالوده ی برابری زنان و مردان، و برسمیت شناخته شدنِ حقّ مالکیت زنان بر بدن خود، بسیار مفید بوده و ما باید از آن دفاع بکنیم. هر آرمان و اعتقادی که داشته باشیم، نمی توانیم و حقّ نداریم قاچاق دختران و زنان برای کار جنسی را ندیده بگیریم. در شرایط حاضر وجود تشکل هائی که منافع کارگران جنسی را نمایندگی کنند مهّم است.
زنان کارگر جنسی – چه در خیابان و چه به شکل شخصی- به شدت تحت فشار قرار دارند. نداشتن بیمه، بازنشستگی، عوارض بارداری و عدم وجود حق استفاده از مرخصی زایمان، ترس از پلیس و اشکال گوناگون تحقیرهای اجتماعی، بخشی از آنها را به خودکشی می کشاند. به هردلیلی ما اکنون شاهد وجود کارگران جنسی هستیم. اگر اینها به رسمیت شناخته شوند، بخشی زیادی از فشارهای حاشیه ای از آنها برداشته خواهد شد. آیا این دلیلی قانع کننده برای حمایت از قانونی شدن این شغل نیست؟
فراموش نکنیم شکل گیری جامعه ی کارگران جنسی ناشی از آسیب های اجتماعی جوامع غیردموکراتیک و سودمحور است و این زنان- همانگونه که معتادان و بی خانمان ها- قربانیان این آسیب ها هستند. باید به این آسیب های اجتماعی و قربانیانش توجه کنیم.
چند دهه ی پیش ما شاهد قتل های سریالی در بین زنان کارگر جنسی در ایران بودیم. سعید حنائی که به او لقب شکارچی زنان خیابانی یا قاتل عنکبوتی هم داده بودند در عرض دوسال شانزده تن از زنان کارگر جنسی را به قتل رساند. در کانادا، هنک گنک، برزیل، تایلند و کشورهای دیگری که تعداد کارگران جنسی در آنها بالاست هم نمونه های زیادی شبیه آن وجود داشته است.
پدرسالاری، سرکوب و حاکمیت قوانین تبعیض آمیز از دلایل شکل گیری اشکال این چنینی خشونت های جنون آمیز علیه زنان کارگر جنسی بوده است. کارگران جنسی قربانیان ستم جنسیّتی هستند. از شروع نیمه دوم قرن بیستم تا به امروز شاهد بوده ایم کارگران جنسی در بخشی از کشورها توانسته بودند با کمک نهادهای مردم نهاد («ان جی او») به بخشی از مطالبات حداقلی خود برسند. بوجود آمدن نهادهای کمک کننده مهّم است. حمایت از زنان کارگر جنسی کمک می کند آنها از زیر فشار وضعیت وحشتناک خود رها شوند. نمونه هائی بوده که بخشی از کارگران جنسی با استفاده از این کمک ها توانسته بودند با ادامه تحصیل مشاغل دیگری برای خود دست و پا کنند.
کالائی شدن نیروی کار این عوارض را با خود دارد. این حقیقتی است که بسیاری از دیگر زنانِ کارگر در محل کار خود مورد تبعیض جنسیتی قرار می گیرند. شکل های مختلفی از این وضعیت غم انگیز را شاهدیم.
در جامعه ی هار سرمایه داری- که دولت و پلیس و همه ی ارگانها- به کارگران زن، و اینجا زنانِ کارگرِ در جامعه ی هار سرمایه داری- که دولت و پلیس و همه ی ارگانها- به کارگران زن، و اینجا زنانِ کارگرِ جنسی تحقیر روا می دارند، قانونی شدن و به رسمیت شناخته شدن کارگران جنسی فشار را از روی آنها برخواهد داشت. اینکه کسی یا کسانی، ارگان یا سازمانهائی بخواهند از این قانونی شدن سوء استفاده بکنند هم احتمالش وجود دارد. لازم به تاکید نیست که در هر وضعیتی باید از حقوق کارگران دفاع بشود و در این رابطه نباید دولتها از خود سلب مسئولیت کنند. آیا وجود احتمالِ سوء استفاده از این قانونی شدن دلیل محکمی برای عدم حمایت از این قانون است؟
دست آخر اینکه نقش دولت و قانون گذار این نیست که برای مردم تعیین بکنند آنها چه سبکی از زندگی را برگزینند. وظیفه ی آنها این است که فضای امنی برای زندگی شهروندان فراهم کند. اصطلاحِ «سکس وُرکر» یا همان کارگران جنسی توسط خود زنان انتخاب شده است. آنها با این انتخابِ نام برای خودشان می خواستند از چهارچوب غیرقانونی بیرون بیایند. بازنشستگی، بهداشت، آموزش در صورت قانونی شدن در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. وقتی از کارگر جنسی نام می بریم تنها به همخوابی در ازای پول دریافتی صحبت نمی کنیم. در صورتِ قانونی شدن این شغل، چهارچوب توافقی برای کارگران جنسی وجود خواهد داشت. ما باید طرفدار قوانینی باشیم که از جان و زندگی و سلامتی همه کارگران و از جمله کارگران جنسی حمایت کند.

بیان دیدگاه