ریشه های هتک حرمت غلامحسین ساعدی از سوی سلطنت طلبان

انتشار تائید آمیز کلیپ فردی هتاک و اقدام منزجرکننده او در ادرار بر سر آرامگاه غلامحسین ساعدی، نویسنده سرشناس ایرانی در گورستان پرلاشز پاریس موجی از خشم و نفرتِ برحقِّ عموم ایرانیان آزادیخواه و فرهیخته را برانگیخته و گروهی از ایرانیان مهاجر و تبعیدی در پاریس در اعتراض به این اقدام اعلام کردند که بر سر مزار او گرد می آیند.

چنین رفتاری با ساعدی، عضو کانون نویسندگان ایران؛ از برجسته ترین نمایشنامه نویسان کشور و زاینده آثار با ارزشی در زمینه شعر، داستان، رمان، فیلمنامه و نمایشنامه به خاطر نقش او در شب های شعر گوته در پائیز سال 1356 و نقش زایل نشدنی آن شب ها در سرنگونی رژیم سلطنتی و اندیشه های مساوات گرایانه، انساندوستانه و سوسیالیستی ساعدی است. این اقدام مشمئزکننده سلطنت طلبان برای بیان نفرت از انقلاب شکست خورده مردم ایران در بهمن پنجاه و هفت در ادامه دشمنی آنها با شعار مرکزی «زن، زندگی، آزادی» در خیزش انقلابی مردم ایران و تلاش برای حذف و کمرنگ کردن آن با شعار «مرد، میهن، آبادی»، ترویج گسترده فرهنگ فحاشی، اتهام زنی و ترور شخصیت منتقدان و دگراندیشان، نظیر توماج صالحی؛ نرگس محمدی، همچنین روزنامه نگاران شبکه های خبری که از چاپلوسی برای رضا پهلوی و فرح دیبا خودداری می کنند و یا منتقدان نسل کشی اسرائیل در غزه است. این اقدام آنها همچنین در ادامه رونمایی از پرویز ثابتی شکنجه گر ساواک و حمایت آشکار و علنی از لزوم کشتار و شکنجه مخالفان، خاصه نیروهای سوسیالیست و مدافع عدالت اجتماعی به عنوان ابزار صرف نظر ناکردنی اعمال حکومت است.

حقیقت این است که هر قدر شکست و ناکامی طیف سلطنت در به دست آوردن اقبال مردم ایران و به قول خودشان «پر کردن خلاء قدرت» در شرایط فروپاشی جمهوری اسلامی آشکارتر شده است، هتاکی، ترور شخصیت مخالفان، حمایت از نسل کشی و جنایات جنگی اسرائیل، دعوت به تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و دفاع از قتل و شکنجه معترضان و مخالفان هم در آنها قوی تر و بی پرده تر شده و اشکال واقعا چندش آوری نظیر حرکت سخیف شان در گورستان پرلاشز بر آرامگاه ساعدی به خود گرفته است.

خمینی قبل از سوار شدن بر اریکه قدرت می گفت، مارکسیست ها در بیان عقیده آزادند و آب و برق مردم را مجانی می کنیم. وقتی به قدرت رسید مارکسیست ها را گروه گروه اعدام کرد و در گورهای دسته جمعی به خاک سپرد و آب و برق هم چنان «مجانی» شد که حالا خودشان می گویند باید جدول روشنایی تهیه کنیم نه خاموشی. اگر وارثان خمینی با آن وعده ها چهل و پنج سال قتل و جنایت و کشتار و انهدام زیرساختی کشور را پدید آوردند، وارثان شعبان بی مخ ها که هنوز دست شان به قدرت نرسیده از قتل و شکنجه و نسل کشی بیشرمانه دفاع می کنند و بر سر آرامگاه مخالفان شان ادار می کنند و فیلمش را پخش می کنند، دست شان به قدرت برسد واقعا چه خواهند کرد؟ معلوم است که چنین نیروهایی بکلی غیر قابل اعتماد هستند. کسانی که از کینه کور شده و از ناکامی های پی در پی سیاسی به سیم آخر زده اند، چه فرقی با کسانی دارند که چشم جوانان ما را به جرم آزادیخواهی و پوشش اختیاری  کور کرده اند؟

البته تشدید حملات هیستریک علیه نیروهای چپ و سوسیالیست در میان سلطنت طلبان بی دلیل نیست. آنها با ترس و وحشت شاهد گسترش روزفزون جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران در سطح جامعه هستند. با وجود سرکوب های شدید، پایه اجتماعی نیروهای چپ، عدالت خواه و رادیکال برای گرفتن حقوق غارت شده خود به میدان آمده اند. هر روز که می گذرد این پایه اجتماعی به مدد شبکه های اجتماعی و گسترش ابزارهای دسترسی به اطلاعات و اخبار واقعی، بیشتر از پیش به اهمیت مبارزه  توامان برای نان و آزادی، همگرایی و شکل دادن به اتحاد عمل های بزرگ مطالباتی، همسویی های فراگیر بر اساس فصل مشترک ها و ناممکن بودن رهایی از استبداد بدون درآمیزی مبارزه ضد استبدادی با مبارزه علیه سیاست های سوداگرانه، ریاضت کشانه و بهره کشی برده دارانه سرمایه داری پی می برند.

تداوم گسترش مبارزاتی پایه اجتماعی جریان چپ، برای نیروی راست که سیاستی جز تداوم سیاست های فلاکت آور مبتنی بر نسخه های ریاضتی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در فردای جمهوری اسلامی ندارد، قطعا خوشایند نیست. از اینجاست که با حملات هیستریک، فحاشی و هتک حرمت نمادهای فرهنگی، سیاسی و مبارزاتی سعی می کنند، به موازات جمهوری اسلامی، چپ را منزوی کرده و از میدان به در کنند.

برخوردهای هیستریک و تهوع آور سلطنت طلبان و سیاست های آنان نکته مهمی را هم در حوزه اتحادهای بزرگ فراطیفی ضد استبدادی برای طرفداران این نوع اتحادها و حامیان این نوع جبهه سازی ها درخور یادآوری ساخته است. بدانند که هیچ ائتلاف بزرگ فراطیفی موثر در شرایط  فعال بودن گسل های عمیق باقی مانده از انقلاب ضد سلطنتی بهمن پنجاه و هفت شکل نمی گیرد. وقتی کینه و نفرت کور از آن انقلاب در میان سلطنت طلبان در حدی است که بعد از چهل و پنج سال به چنین هتک حرمتی رو می کنند، برخی از جمهوریخواهان چطور می توانند ائتلاف جبهه ای با آنان را توجیه کنند؟

بهترین محصول درآمیختگی سرنگونی با تضعیف ظرفیت های انقلاب اجتماعی، بر پایه اتحاد با راست متنفر از انقلاب، نه جمهوری که استبداد سیاه تازه است. نیروهایی که از نسل کشی، تجاوز نظامی، شکنجه و اعدام مخالفان و منتقدان، ترور شخصیت دگراندیشان و شنیع ترین هتک حرمت فرهیختگان و نویسندگان کشور ما حمایت می کنند شایسته هیچ همراهی و اتحادی نیستند.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

بیان دیدگاه