خامنه ای در ادامه تلاش برای روحیه دادن به نیروهای سرخورده اش در اثر فروپاشی محور مقاومت، در سخنانی در روز یکشنبه دوم دی ماه بکلی منکر شد که نیروهای محور مقاومت در واقع نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در سطح منطقه بوده اند. او گفت: «مرتب میگویند که جمهوری اسلامی نیروهای نیابتی خودش را در منطقه از دست داد! این هم یک غلط دیگر! جمهوری اسلامی نیروی نیابتی ندارد.»
به ادعای خامنه ای حوثی ها، حماس و حزب الله به خاطر عقیده و ایمان شان می جنگند. خامنه ای در حالی ادعای استقلال جریانات موسوم به «محور مقاومت» به نظام جمهوری اسلامی را رد می کند که تاکنون میلیاردها دلار از سرمایه کشور را صرف تجهیز و تقویت این نیروها کرده و مبلغان سیاست هایش بارها در توجیه صرف هزینه های میلیاردی از جیب مردم فقیر ایران برای «محور مقاومت» گفته اند که اگر در کشورهای همسایه علیه مخالفان نجنگیم باید در داخل کشور بجنگیم. اما حالا که بودجه های میلیاردی دود شده و به هوا رفته و «میدان» شان بکلی به فنا رفته، مدعی شده اند که اصلا خرشان از کره گی دم نداشته و این نظام اساسا «نیروی نیابتی» نداشته است. عقب نشینی از داشتن نیروی نیابتی و انکار آن در حالی که در سه دهه اخیر اهرم فشار سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سطح منطقه بوده حالا که فروپاشیده، آن هم از طریق لاف زنی و رجز خوانی از کسی که عقب نشینی از سر اجبار را «نرمش قهرمانانه» می نامد عجیب نیست. مساله این است که خامنه ای حاضر به شکست سه دهه سیاست های فاجعه بارش در حوزه سیاست خارجی و به فنا رفتن «عمق استراتژیک» نیست و به هر دروغ و سفسطه ای پناه می برد که این شکست را لاپوشانی کند. او می داند که اعتراف به شکست و پذیرش نقش مرکزی خود در آن مقدمه حسابرسی خواهد .بود. به همین دلیل به نعل و به میخ می زند که از پیامد شکست هایش بگریزد
این هم عبرت انگیز است که وی با وجود انحصار رسانه ای و کنترل کامل بر صدا و سیما از مداحانی که به ملاقات او آمده بودند خواسته تا با «اختلافافکنی دشمن » مقابله کنند. او گفته «یکی از کارهای مهم دشمن ترساندن و هراسافکندن است. شما مداحان میتوانید مقابله کنید…» این تاکید معنایی جز هراس شدید خامنه ای از دچار شدن به سرنوشت اسد ندارد.
خامنه ای در عین حال کسانی را که به دنبال حسابرسی از وی و نظامش بابت سرمایه های به غارت رفته مردم ایران و جان های از دست رفته مردم در ایران و سوریه و کشتارهای صورت گرفته باشند، تهدید کرد و با یک کاسه کردن اعتراض مردم علیه سیاست های ویرانگرانه حاکمیت با «مزدوری آمریکا» گفت: «ملت ایران هر کسی را که مزدوری آمریکا را در این زمینه قبول بکند، در زیر گامهای خود لگدمال خواهد کرد.» این که خامنه ای هر اعتراضی علیه جباریت و خودکامگی و سیاست های تبهکارانه اش را به «مزدوران آمریکا» نسبت می دهد، نه تازگی دارد، نه دیگر کسی را فریب می دهد و نه حتی برای کور کردن چشم جوانان عاصی و قتل و کشتار مردان و زنان به نیروهای سرخورده قشری و تاریک اندیشی که به جای رویای «رسیدن به قله»، خامنه ای آنها را به ته دره های خوف و فنا کشانده، چندان انگیزه ساز و راهگشاست. این تهدیدات روح پلشت پیرمرد مغز کپک زده ی تبهکاری را بازمی تاباند که از حقیقت روشنایی سخت هراسان است.
مطالب پیشین:
پیش از این که دیر شود چاره اندیشی کنیم
با قطع برق کشور، میریم به عصر حجر
آنها برای ماندن نیاز به سرکوب دارند. سرکوب نتیجه مورد نظرشان را حاصل نمی کند!
بیان دیدگاه