پیش از این که دیر شود چاره اندیشی کنیم

اتحاد کارگران انقلابی ایران: عوارض اقتصادی و اجتماعی بحران های پیچیده و شکست های سنگین پی در پی حاکمیت در همین یک ماه اخیر، از جنسی هستند که واقعا ظرفیت آزادسازی چاشنی انفجاری خشم و اعتراض مردم را داشته و دارند، با این حال هیچ تناسب مطلوبی میان ابعاد پیامدهای مهار ناپذیر بحران ها و ناکامی های حاکمیت با واکنش های صورت گرفته وجود ندارد. از میان بحران ها می توان به خاموشی پی در پی برق و قطع گاز در شروع فصل سرما اشاره کرد. با ادامه قطع برق و از رمق افتادن بهانه های مسخره ای نظیر مرتبط بودن قطع برق با خودداری از مازوت سوزی در نیروگاهها و خودداری از مازوت سوزی به خاطر ملاحظه آلوده نشدن هوا، رسما اعلام کردند که صنایع اگر می خواهند از قطع برق آسیب نبینند بهتر است خودشان برق مورد نیازشان را تولید کنند.

در بخش صنعت ایران، صنایع و واحدهای کوچک بخش عمده صنایع و تولیدات را تشکیل می دهند. کارگاههای کوچک زیر ده نفر و زیر پنج نفر یا حتی کارگاههای با حدود بیست تا سی کارگر، حتی اگر بر فرض بعید سرمایه هنگفت برای تامین برق واحد خود را داشته باشند، ناچارند هزینه های آن را روی قیمت تمام شده کالا بکشند و بار هزینه اضافی را روی دوش مصرف کننده نهایی خراب کنند. در شرایطی که قدرت خرید مردم از تورم وحشتناک و بی ارزش شدن پول کشور بسختی آسیب دیده و فروش محصولات صنعتی پائین آمده و بازارهای فروش کساد و بی مشتری است، افزایش باز هم بیشتر قیمت این کالاها جز ورشکستگی تولید کننده چه نتیجه دیگری دارد؟ برق شاخه اصلی انرژی در تولید صنعتی است، و قطع پی در پی آن عامل ورشکستگی انبوه کارگاههای کوچک تولیدی و بیکاری و سیه روزی صدها هزار کارگر این واحدهای کوچک می شود. اعتراضات کارگری و راه بندان ها در شهرک های صنعتی در واقع اعتراض به همین دورنمای سیاه و فاجعه بار است. با این حال اعتراضات تاکنونی با ابعاد فاجعه ای که ادامه قطع برق و گاز برای کارگران و لایه های محروم درآمدی دارد ، فاقد تناسب است و شاهد اعتراضات سراسری نیستیم

از میان شکست ها هم اشاره به دو مورد کافیست. با سقوط رژیم اسد عملا «محور مقاومت»ی که جمهوری اسلامی با غارت منابع کشور وتخصیص میلیاردها دلار برای هدف های جاه طلبانه منطقه ای خود ایجاد کرده بود فروپاشید. ابعاد این فروپاشی به حدی بود که خامنه ای را واداشت برای حفظ روحیه اقلیت سرخورده حامیانش توجیه تراشی، دروغ گویی و وعده احیای نیابتی هایش را مطرح سازد.

این فروپاشی فرصتی بود تا مردم و اپوزیسیون وارد صحنه شوند و حاکمیت را به خاطر هدر دادن میلیاردها دلار سرمایه، دفاع از یک دیکتاتور جنایتکار و مشارکت در قتل عام مردم سوریه به گسترده ترین شکل به چالش بگیرند و عقب نشینی فوری و همه جانبه از سیاست های ماجراجویانه منطقه ای را به عنوان گامی در جهت حذف حاکمیت به آن تحمیل کنند. اما جز حرف و شعار و ارزیابی ( و در مواردی خاصه از سوی اپوزیسیون راست شیشکی بستن به آخوندها و ایستادن پشت جنایتکاران جنگی نظیر نتانیاهو و شاخ و شانه کشیدن از موضع دولت هنوز شکل نگرفته ترامپ) چیزی از «اپوزیسیون» دیده نشد. ظاهرا فراموش شده است که هدف تحلیل و ارزیابی، زمینه سازی اقدام گسترده عملی است نه جایگزینی برای عمل.

عقب نشینی در زمینه قانون حجاب و عفاف هم یک نمونه دیگر است. این عقب نشینی اگر چه محصول صف آرایی نیرومندی بود که در مخالفت، مقاومت و نافرمانی در برابر این قانون از سوی نیروهایی با سرشت متفاوت شکل گرفت، اما عدم قوام یافتگی کافی و فقدان یک هسته سفت نیرومند پایدار برای پیگیری گام بعدی در همان گام فرو ماند. این در حالی است که روز به روز برای اکثریت بزرگ مردم روشن تر می شود که هیچ یک از بحران های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی موجود در چهارچوب این نظام قابل حل نیستند و همچنین روشن تر شده که دولت پزشکیان هم بعد از چهار ماه با دلارهفتاد و پنج هزار تومانی، قطع پی در پی برق، ادامه فیلترینگ، گرانی های مهار ناپذیر، بدهی های انباشته، کسر بودجه نجومی، سیاست های ویرانگر ریاضتی علیه لایه های فرودست و اعدام های گسترده ، فشل تر و ناتوان تر از آن است که بتواند چاشنی انفجاری بحران یعنی دستگاه ولایت مطلقه و متحدان نظامی و امنیتی این دستگاه را خنثی کند و تنها کارش ماله کشی سیاست های ویرانگرانه قدرت است. برای کسانی که به سرنوشت و زندگی میلیونها انسان محروم و حق زندگی، کار و سرپناه شایسته آنان فکر می کنند، هر بحثی در باره ضرورت انطباق نارضایتی گسترده توده ای کنونی با سیاست های طیف راست اپوزیسیون بکلی غیر ضروری است. زیرا طیف راست اپوزیسیون به تلویح یا تصریح ابزارهای جنگ روانی و حتی نیابتی های آمریکا و اسرائیل و ترکیه و رژیم های جاه طلب و سرکوبگر منطقه ای و فرامنطقه ای هستند. با این حال مدافعان آزادی، دموکراسی و رهایی اجتماعی و کنشگران طبقه کارگر و هم سرنوشتانش چاره ای ندارند جز این که  برای شکاف میان خشم و نارضایتی مردم و عدم انسجام، سازمان نیافتگی و فقدان یک آلترناتیو متعلق به طبقات پائینی جامعه، بسرعت و پیش از آن که دیر شود چاره اندیشی کنند.

نویسنده: کامران صفایی

۰۱ / ۱۰ / ۱۴۰۳

مطالب پیشین:

با قطع برق کشور، میریم به عصر حجر


آنها برای ماندن نیاز به سرکوب دارند. سرکوب نتیجه مورد نظرشان را حاصل نمی کند!

بیان دیدگاه