قطع برق، گاز، آلودگی هوا و سرما عملا بخش های وسیعی از کشور را تعطیل کرده و صدای اعتراض کارگران شهرک های صنعتی، کسبه جزء، مردمی که با تعطیلی ها، امکان تامین معاش را در شرایط فاجعه بار اقتصادی کنونی از دست می دهند، و شهروندان فقیری که تعطیلی ها ضربه مضاعفی بر توان پرداخت قبض های برق، و آب و گاز آنها در پایان ماه است، بلند کرده است.
با قطع برق در ساعت های متوالی که در مواردی بدون اعلام قبلی صورت می گیرد عملا بسیاری از فعالیت ها که به انرژی وابسته است دچار رکود شدید و یا تعطیلی شده است. حتی اینترنت هم از آسیب این قطعی ها در امان نیست. دولت و سخنگویش سعی می کند با زبان نرم و عذرخواهانه ریشه مشکل را لاپوشانی کنند و طوری وانمود سازند که مشکل قطع برق موقتی است و گویا با دو درجه کاهش دمای خانه ها -از سوی مردم در شرایطی که سرما از راه رسیده- و پیوستن مردم به این باصطلاح «پویش» بزودی حل می شود.
در حالی که مساله این است که عدم سرمایه گذاری درازمدت بر بهبود شبکه های برق و آب، عدم پرداخت هزینه های واردات گاز، بی برنامه گی در تامین سوخت نیروگاهها، ناتوانی در برنامه ریزی با هدف کاهش آلودگی هوا -که به قاتل خاموش هزاران شهروند کشور تبدیل شده- در شرایط کسر بودجه شدید، ورشکستگی نظام بانکی، قرار گرفتن صندوق های بازنشستگی در آستانه ورشکستگی، غارت منابع کشور و قاچاق گسترده سوخت، شرایط فروپاشی زیرساختی را همراه با تقلیل شدید امکانات مالی لازم برای بازسازی سریع آن پدید آورده و خاموشی ها و تعطیلی های ناشی از آن به سادگی برطرف نخواهند شد.
در واقع حتی اگر فرض کنیم که اراده ای جدی و تعیین کننده برای بازسازی سریع زیرساخت های «ناتراز» یا به زبان آدمیزاد فروپاشیده، حی و حاضر است باز هم زمستانی سخت و رنج و مرارت مضاعف برای مردم؛ خاصه برای اقشار محروم و زحمتکش به عنوان صفوف اول قربانیان پیامدهای بحران تامین انرژی و تعطیلی های گسترده ناشی از آن در پیش است. این در حالی است که در واقعیت اساسا نه چنین اراده ای در کار است و نه حتی شرایط ایجاد آن فراهم است.
هر تلاشی برای حل این مشکلات مستلزم پایان دادن به غارت منابع و مصادره ی اموال غارتگران و قاچاقچیانی است که به اعتراف پزشکیان روزانه بیست میلیون لیتر بنزین قاچاق می کنند و عین همین کار را در بخش آب و برق و گاز و «همه چیز دیگر» صورت می دهند.
بدیهی است که فضای جنگی هم باید هر چه سریع تر برچیده شود و حالا که «محور مقاومت» شان هم فروپاشیده، از عربده کشی و رجزخوانی دست بردارند و به جای تهدید به هسته ای شدن، از طریق مذاکره و توافق با غرب، تحریم ها را هر چه بیشتر تقلیل داده و قیمت دلار را کاهش دهند.
در حالی که برعکس است. خامنه ای که سیاست های ماجراجویانه و جاه طلبی های سیاسی اش کشور را به مرز فروپاشی و نابودی کشانده، همچنان -این بار در دیدار با جمعی از زنان و دختران- وعده ی پیروزی محور مقاومت می دهد، عوامل اصولگرایان تندرو برای حمله موشکی جدید به اسرائیل تظاهرات راه می اندازند، و دولت ضمن گران کردن قیمت نان و «آزادسازی» قیمت دارو و حذف عملی ارز نیمایی به بهانه مقابله با فساد رانتی با التماس از مردم می خواهد دو درجه گرما را کم کنند.
در واقع ناتوانی از درافتادن با ریشه های بحران ناشی از فروپاشی زیرساختی کشور و ورشکستگی مالی از سوی دولت همراه با تاکید ولایت فقیه بر همان سیاست های ویرانگر سابق که به فاجعه تعطیلی کشور منجر شده دو واکنش اصلی آنها نسبت به خاموشی ها و تعطیلی های ناشی از آن است. علاوه بر این شاهدیم که هر جناح علت خاموشی های گسترده و «ناترازی ها» را به گردن جناح دیگر می اندازند.
اسلاف حاکمان کنونی چهل و پنج سال پیش با وعده مجانی کردن آب و برق مردم بر سر کار آمدند، حالا نه تنها آب و برق را بشدت گران که اساسا قطع کرده اند. واقعا اگر اعتراضات گسترده ای از سوی مردم و کارگران و کسبه جزء صورت نگیرد، خاموشی ها و تعطیلی های ناشی از آن هم به یک عامل فشار بیشتر به کسانی تبدیل می شود که اگر کار نکنند، نمی توانند نانی به سفره ببرند.
سه شنبه بیست و هفتم آذر ماه هزار و چهارصد و سه
مطالب دیگر: فضای مجازی، ابزار نوین مشارکت و تصمیم سازی تشکل های مستقل

بیان دیدگاه